
تاثیر اسم روی بچه ها
تاثیر نام بر شخصیت و موفقیت کودک + راهنمای انتخاب اسم
انتخاب نام فرزندان مسئولیت بزرگی بر دوش والدین است، مبالغه کردن زیاد و انتخاب اسامی عجیب و غریب برای کودک، ریسک مسخره شدن در میان همسالان و آزار و اذیت در مدرسه را بالا میبرد و موجب افزایش خشم فرزند نسبت به خود خواهد شد. از سوی دیگر منعطف بودن زیادی، باعث میشود تا نامی معمولی و بی مسمی برای کودک برگزیده شود. او هرگز از دیگران متمایز نمی شود و احساس خاص بودن نمی کند.
در حالی که اکثر ما ترجیح میدهیم در این زمینه بسیار محتاطانه عمل کنیم، نامگذاری فرزند در میان افراد مشهور در اغلب با زیاده روی همراه است. اما آیا راهی هست که بتوان حد میانه را در نظر گرفت؟ تمایز و برجسته بودن مهمترین عامل در ابتدای هدف گذاری کودکان در جهت رسیدن به موفقیت به شمار میآید. در جامعه بزرگ و پرجمعیت چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که فرزند شما متمایز به نظر خواهد آمد؟
بر اساس نتایج پژوهشهای اخیر، نشان داده شده است که نام یک کودک میتواند بار اتصالی فوری به یک جنسیت خاص ایجاد کرده و متعاقبا الگویی آبشاری از قضاوتهای کلیشهای در مورد هویت و منافع فرد را تحریک کند.
نامها میتوانند با تلفظی نرم یا سخت بیان شوند. ادا کردن برخی از نامها که بدون لرزش تارهای صوتی تلفظ میشوند، نفسگیر است. در نتیجه افراد مایل هستند که این اسامی را به زنانه بودن کلیشه ای، حساسیت و لطافت ارتباط دهند.
از سوی دیگر چنانچه گفته ایم نامهایی که با ارتعاش تارهای صوتی تلفظ میشوند، روانتر و محکمتر بیان شده و افراد این اسامی را با مردانگی، استحکام و سختی مرتبط میکنند.
در کشورهای اروپایی اسامی سختتر که هنگام تلفظ آنها تارهای صوتی لرزیده میشود مانند جِیمز اغلب برای نوزادان پسر انتخاب شده و نامهای بی صدا که بدون ارتعاش تارهای صوتی بیان میشوند، مانند سارا اغلب بر نوزادان دختر نهاده میشوند.
نامهای خاص مناسب با دستههای جنسیتی، کلیشهای هستند و البته برخی از نامهای هر دو گروه جنسیتی در این دسته بندی قرار نگرفته و ساختاری چون دسته مقابلشان دارند. اگر نام افراد بتواند روی نظرات و عقاید ما حتی پیش از ملاقات صاحبان آنها تاثیر گذاشته و چیزهای زیادی در مورد دارندگان آنها به ما بگویند باید چه قوانینی را برای نامگذاری فرزندان خود رعایت کنیم؟

راههای مناسب انتخاب نام برای کودک
پیدا کردن نام مناسب برای کودک کمی کار سختی میباشد. نامهای زیادی وجود دارد که باید از بین آنها دست به انتخاب بزنید و تا آخر عمر نیز از انتخاب خود پشیمان نشوید. حال در این قسمت راهها و نکاتی را به شما معرفی میکنیم که کمی از این سردرگمی خارج شوید و بتوانید نام مناسب را برای کودک خود انتخاب کنید.
۱. نام انتخابی در کنار نام خانوادگی چگونه به نظر میرسد؟
از انتخاب نامهایی که ریتم و آهنگ موازن با نام خانوادگی ندارند، اجتناب کنید یا اینکه از تشابه بیش از حد زیاد نیز دور کنید. مثلا گذاشتن نامهایی مثل:وحید وحیدی اصلا زیبا نیست و از شباهتهای صد در صدی پرهیز کنید اما بیش از حد بی مربوط نیز عمل نکنید.
۲. به تلفظ اسم دقت کنید.
این نکته بسیار حائز اهمیت خواهد بود. اگر نام بیش از حد سختی برای کودک خود انتخاب کنید، تلفظ آن برای بعضی از افراد مثل سالخوردهها سخت خواهد بود که در چنین حالتی قبل از تایید شدن نهایی اسم، از افراد پیرتر و یا کودکان بخواهید که آن را تلفظ کنند.
۳. ببینید که آیا کوتاه شده نام او قشنگ میشود یا خیر؟
بسیاری از افراد عادت دارند که نام شما را خلاصه و کوتاه صدا کنند و یا به اصطلاح اسم را بشکنند. در چنین مواردی باید نام شکسته شده را بررسی کنید و ببینید که آیا باز هم آن را دوست دارید یا خیر.

۴. شهرت این نام را بسنجید.
بسیاری از والدین از این که نام فرزندانشان روی افراد زیادی باشد، خوششان نمی آید. پس حتما این موضوع را در نظر داشته باشید که نام کودک شما بیش از حد رایج نباشد و با صدا کردن نامش، ده نفر در فامیل به سمت شما برنگردند.
۵. آیا این نام یاد و خاطره خوبی دارد؟
شاید بعضی از نامها بیش از حد خاص باشند اما آوازه خوبی نداشته باشند، مثلا هیچکس دوست ندارد که نام فرزند خود را هیتلر بگذارد زیرا خاطره خوبی از آن نام در ذهنها شکل نخواهد گرفت.
۶. آیا این نام به اسم فرزندان دیگران نیز میآید؟
سعی کنید نام انتخابی شما با خواهر و برادر فرزندتان جور در بیاید. انتخاب نامهای بیش از حد متفاوت و بدون هیچ اشتراکی، زیاد زیبا نخواهد بود و از طرفی نباید شدت این تشابهات بیش از حد بالا باشد.
۷. آیا میتوانید کودک خود را در دوران نوجوانی و سنین بالاتر نیز با این نام تصور کنید؟
کودک خود را در دوران نوجوانی با این نام تصور کنید و ببینید که چه حسی به شما دست میدهد. هنگام انتخاب اسم نباید فقط به زمان حال و نوزادی او فکر کنید و باید اسمی را انتخاب کنید که به بزرگسالی او نیز بیاید.

۸. آیا این نام به خود کودکتان میآید؟
پیشنهاد ما این است که چند وقت برای ثبت نام در شناسنامه صبر کنید و بهترین کار این است که تا شش ماهگی صبر کنید و ببینید که این نام به کودکتان میآید یا بهتر است که نام او را تغییر دهید.
۹. آیا هر دوی شما سر این اسم توافق دارید؟
شاید انتخاب نام برای یکی از طرفین سخت باشد و به همین دلیل دیگری این کار را انجام میدهد اما باید مراقب باشید که هر دوی شما سر این اسم به توافق نظر برسید و از آن لذت ببرید. بهترین راه این است که لیستی از نامهای مورد علاقه خود تهیه کنید و از بین آن چند مورد را انتخاب کنید.
۱۰. از نامهایی که به اصطلاح روی مد است، انتخاب نکنید.
مد یک روز میآید و روز بعد به سرعت از بین میرود، پس انتخاب نامی که روی مد است، هرگز کار عاقلانهای نیست زیرا معلوم نیست که دو سال بعد جایگاه آن اسم چگونه باشد.
۱۱. به دنبال نامهای خاص باشید اما بیش از حد زیاده روی نکنید.
درست است که نامهای خاص جلوه خوبی دارند و همگان به باهوشی و زیرکی شما در انتخاب آن پی میبرند اما بهترین کار این است که آرامش خود را حفظ کنید و نباید به اسم خاص بودن، چیزی عجیب و غریب را برای کودک خود انتخاب کنید.

۱۲. مراقب جنسیت نامها باشید.
اگر فرزند پسر دارید، حتما نامی مردانه برای او انتخاب نکنید و نامی انتخاب نکنید که دیگران بین دختر بودن یا پسر بودن این اسم شک داشته باشند.
۱۳. به معنای اسمها توجه کنید.
سعی کنید که بیش از ظاهر اسم به معنای آن دقت کنید که معنا روی شخصیت کودک تاثیر میگذارد و بنابراین نامی انتخاب نکنید که معنای بد و یا یک درصد منفی داشته باشد.
۱۴. به سنتها توجه کنید.
نامی را انتخاب کنید که بیانگر فرهنگ و آداب و رسوم کشور خودتان باشد و در صورت امکان از نامهای خارجی اجتناب کنید. با این کار ارزش نام کودک شما بالاتر خواهد رفت.
۱۵. از نامهای کوتاهتر و سادهتر استفاده کنید.
از انتخاب نامهای بیش از حد طولانی و سخت پرهیز کنید و نامی را انتخاب کنید که بیان آن راحت و زیبا باشد و افراد مجبور به شکستن آن نباشند.
تنبیه کودکان چه اصولی دارد؟ ۷ نکته مهم برای اصلاح رفتار کودک
همه بچهها گاهی اوقات اشتباه میکنند، قوانین را زیر پا میگذارند یا شیطنت زیادشان موجب آزار و اذیت بقیه میشود. نقش والدین در این مواقع، یادآوری مرزها و استفاده از راهکارهای موثر برای جلوگیری از رفتار نامطلوب و تقویت رفتارهای خوب بچهها است. در اغلب مواقع پیدا کردن یک راهکار موثر تربیتی برای پدر و مادرها دشوار است. تنبیه در واقع راهی برای یادآوری این موضوع به بچهها است که رفتاری که انجام داده است اشتباه بوده و نباید تکرار شود و اگرنه با چنین عکسالعملی روبهرو خواهد شد.
واژه تنبیه، اغلب با یادآوری خاطرات بدی برای کودکان نسل قدیم همراه است. در گذشته تنبیه کودکان به طور کاملا خشونتآمیز و غیرعلمی برای متوقف کردن رفتار اشتباه کودکان استفاده میشده است. امروزه اما اجرای تنبیه به صورت قدیمی خود، تاییدشده نیست و بیشتر جنبه اصلاح رفتار گرفته است. دقت کنید تنبیه کودکان همیشه به عنوان راهکار آخر تربیتی استفاده میشود، ولی زمانی که قصد استفاده از آن را دارید باید حتما نکات زیر را رعایت کنید تا آسیبی به کودک وارد نشود. با ما تا انتهای این مطلب همراه باشید.
۱- اصل اول: هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید
تنبیه کودکان به صورت بدنی یا روشهایی مثل ریختن فلفل در دهان کودک، تنبیه با قاشق داغ یا فرستادن بچه به محیطی تاریک، سالهاست منسوخ شده و استفاده از این روشها باعث ایجاد مشکلاتی غیرقابل جبران برای بچهها میشود. آسیبی که این روش در پی دارد خیلی بیشتر از تاثیر مثبت آن است. تنبیه کودکان با چنین روشهایی میتواند باعث عوارضی مثل مشکلات اضطرابی و وسواسی و یا ترسهای شدید، پرخاشگر شدن کودک، کابوسها و مشکلاتی مثل بیاختیاری ادرار شود. چیزی که شما باید به آن توجه داشته باشید این است که هر چقدر هم عصبانی باشید یا رفتار فرزندتان اشتباه باشد دلیل نمیشود که او را کتک بزنید یا از روشی آسیبرسان برای تنبیهش استفاده کنید.
به این موضوع فکر کنید که فرزند شما خیلی از اوقات رفتارهایی غیرارادی انجام میدهد و هیچ قصدی برای آسیب زدن یا ایجاد دردسر ندارد. بهتر است بدانید ممکن است تنبیه کودکان به صورت بدنی موجب لجبازی بیشتر و تقویت رفتار منفیشان شود. اگر فکر میکنید تکرار رفتار فرزندتان به لجبازی مرتبط است میتوانید به جای تنبیه بدنی که روشی غیرعلمی است از راهکارهای موجود در مقاله «با کودک لجباز چه کنیم؟» کمک بگیرید.

۲- اصل دوم: تناسب بین رفتار نامناسب کودک و شدت تنبیه را رعایت کنید
دقت کنید برای اصلاح رفتار و تنبیه کودک شما باید از یک سیستم منطقی و قابل پیشبینی کمک بگیرید. مثلا یک نکته مهم در تنبیه کودکان این است که بین رفتار نامناسب کودک و شدت و میزان تنبیه شدنش تناسب وجود داشته باشد. اگر شما این نکته را رعایت نکنید و برای مثال در قبال انجام کار کوچکی، تنبیه بزرگی در نظر بگیرید سه آسیب جانبی ایجاد میشود:
- در قبال رفتارهای نامناسب شدیدتر کودک، تنبیه بزرگتری برای عرضه کردن ندارید.
- در نگاه فرزندتان فردی ناعادل شناخته میشوید که پیامدهای غیرمنطقی برای هر رفتاری در نظر میگیرید.
- تنبیه کودک، اثرش از دست میدهد چون کودک تصور میکند شدیدترین تنبیهها را هر بار تحمل کرده و هماکنون به آنها عادت کرده است.
اگر بخواهیم یک مثال از رعایت نکردن این تناسب در تنبیه کودکان ارائه دهیم میتوان به چنین نمونهای اشاره کرد: فرزند شما از تمرین فوتبال بازمیگردد، اما به جای قرار دادن لباسهای کثیفش در سبد مخصوص، آنها را روی مبل خانه میاندازد. تنبیهی که شما ارائه میدهید: محروم کردن کودک از رفتن به تمرین به مدت یک هفته است. به نظر میرسد مدت زمان یا نوع این تنبیه در قبال رفتار کودک، نامتناسب است. به جای آن میتوانید از کودک بخواهید خودش لباسهای آن روزش را برای تمرین روز بعد بشوید یا یک روز با همان لباسهای کثیف بر سر تمرین حاضر شود.

۳- اصل سوم: تنبیه کودکان را با پیوستگی اعمال کنید
فراموش نکنید تصمیمات خوب بهندرت در لحظه گرفته میشوند؛ بنابراین شما باید آماده رفتارهای مختلف نامطلوب فرزندتان در آینده باشید و پیشیبینی کنید چه رفتارهایی منجر به تنبیه کودکان میشود. با همسرتان در مورد این که چه رفتارهایی در فرزندتان نیازمند اصلاح شدن است، صحبت کنید. بهتر است حتی درباره روشی که برای اصلاح این رفتار، به کار میگیرید، به توافق برسید.
مرزها و اولویتهای خود را بهطور واضح مشخص کنید و این مرزها را برای فرزندتان هم توضیح دهید. کودکان باید از قوانین شما آگاه باشند. شما و همسرتان باید روی نوع و زمان تنبیهها توافق کنید و در اجرای آن ثبات داشته باشید. برای مثال اگر خوردن شکلات قبل از شام ممنوع است این کار هم در حضور شما و هم در حضور همسرتان، هم در خانه و هم در مهمانی ممنوع است. فرزند شما باید بتواند در ذهنش پیشبینی کند که هر کاری چه پیامدی دارد. این نکته را به یاد داشته باشید وقتی تنبیهی را طبق قانونی اجرا میکنید، به آن پایبند باشید. این طبیعی است که به هنگام تنبیه کودکان مثل محروم کردن آنها از بازی با پلیاستیشن یا بازی با بقیه بچهها عذاب وجدان داشته باشید، اما محکم باشید تا احتمال رفتار نامطلوب کودک را کاهش دهید.
شاید باور نکنید اما بچهها این ثابتقدمیتان را به خاطر میآورند. آنها میدانند در ازای کدام کارشان باید منتظر تنبیه باشند. اگر هر بار به بهانهای کوچک از رفتار بد کودک صرف نظر کنید فرزند شما یاد میگیرد چطور هر بار با استفاده از نقطه ضعفهای شما از تنبیهشدن فرار کند. این رفتار حتی میتواند در لوسشدن کودک نیز موثر باشد.
۴- اصل چهارم: قبل از تنبیه کودک خشم خود را فرو نشانید
طبیعی است زمانیکه فرزندتان دردسر درست میکند عصبانی شوید، اما این نکته را به خاطر داشته باشید که خشم شما باعث میشود تنبیه مفید واقع نشود. در واقع زمانی که شما با عصبانیت هشدارها را به فرزندتان میدهید و پیام آموزنده را دنبال میکنید، کودک از روی ترس اطاعت خواهد کرد.
اطاعت از روی ترس فقط به صورت کوتاه مدت رفتار کودک را تغییر میدهد نه بلندمدت! در صورتیکه تنبیه کودکان باید بهگونهای باشد که پیام آموزنده را به آنها انتقال دهد. بنابراین بهتر است قبل از تنبیه کودکان خودتان را آرام کنید چون اگر در عصبانیت تنبیه کنید، بیشتر از آنکه راهکاری موثر در تربیت فرزندتان به کار بگیرید، به او آسیب رساندهاید. زمانیکه شما بهصورت هیجانی و با خشم بسیار، کودک را تنبیه میکنید، در ذهنش این الگو شکل میگیرد که شما به خاطر حال خودتان این کار را کردید. کودک باید متوجه شود تنبیه به رفتار خودش مربوط است و نه چیز دیگری!

۵- اصل پنجم: مطمئن شوید که کودک دلیل تنبیه شدنش و رفتار درست را متوجه شده
در زمان تنبیه کودکان باید با لحن جدی و عاری از خشم بهطور مختصر و واضح به کودک بگویید چه اشتباهی انجام داده است که منجر به تنبیه شده است. مثلا: «چون دفتر برادرت رو خط خطی کردی امروز نمیتونی کارتون محبوبت رو ببینی» همچنین اگر خوب دقت کنید متوجه میشوید تنبیه به کودک میگوید که چه کاری انجام ندهد، اما به او نمیگوید در عوض چه کاری انجام دهد. تنبیه کودکان جایگزین آموزش مهارتها نیست بلکه میزان رفتار نامطلوب را کاهش میدهد یا آن را حذف میکند. بنابراین شما باید در کنار تنبیه ، رفتار درست و مناسب و یا حتی جبران اشتباه را آموزش دهید.
این آموزشها باید بهنحوی باشد که کار درست را نیز به کودک یاد دهد نه این که فقط روی انجام ندادن کار بد متمرکز باشد. فراموش نکنید تشویقکردن رفتار درست کودک میتواند تغییری خارقالعاده ایجاد کند؛ بنابراین در کنار تنبیه کودکان از تشویقکردن برای شکلدهی رفتار درست استفاده کنید. فراموش نکنید برای شکلدهی مناسب رفتار کودک و تربیت او قانونی وجود دارد که بیان میکند به ازای هر ۵ بار تشویق کودک میتوانید در حد ضرورت از ۱ بار تنبیه استفاده کنید. در مقاله «چگونه کودکان را تشویق کنیم» به بیان راههای درست تشویق پرداختهایم که میتواند به شما در این امر کمک کند.
۶- اصل ششم: پیام تنبیهی کودکان را به صورت ساده و واضح ارائه دهید
هنگام تنبیه کودک، نیازی به اجرای تئاتر یا نمایش نیست. بهتر است پیام آموزنده خود را بهصورت ساده و واضح به کودک بگویید. این روش بهتر و موثرتر از مجازاتی ۳ ساعتی همراه با اشک و آه و ناله و تهدید است. زمانیکه شما به فرزندتان میگویید: «من دیگه دوست ندارم چون بهت گفتم که دست به ظرفا دست نزنی! اما دست زدی و شکوندیشون!» در واقع به فرزندتان این پیام را میدهید که محبت شما شرطی است و فقط زمانی که از شما اطاعت کند آن را دریافت میکند. تنبیه کودکان به شکل شرطی نه تنها موثر نیست بلکه به شخصیت کودک آسیب میرساند و پایهای را برای روابط آیندهاش میسازد که فقط در ازای اطاعت، محبت دریافت کند.
در عوض میتوانید بگویید: «مامان/بابات خیلی دوست دارن و نمیخوان به خودت صدمه بزنی. اگر با شیشهها بازی کنی ممکنه مثل الان بشکنه و به خودت آسیب برسونی. من نمیخوام دیگه این اتفاق بیفته بنابراین تا زمانی که صلاح بدونم دیگه نمیتونی توی آشپزخونه بیای خب؟»

۷- اصل هفتم: هرگز جلوی جمع کودک را تنبیه نکنید
تصور کنید فرزندتان در یک مهمانی بزرگ دست بچهای دیگر را چنان گاز گرفته که دستش کبود شده و پدر و مادر او شاکی جلوی شما ایستادهاند. چه واکنشی نشان میدهید؟ اغلب مواقع زمانی که کودک جلوی جمع دردسر ایجاد میکند، والدین خجالتزده میشوند و جلوی جمع کودک را تنبیه میکنند. واقعیت این است که تنبیه کودکان در جمع، کاملا اشتباه است و عزت نفس کودک را خدشهدار میکند.
روانشناسان معتقدند تنبیه کودکان زمانی موثر است که به تنهایی بین والد و کودک اتفاق بیفتد نه جلوی سایر اعضای خانواده و یا هر جمع دیگری! در نتیجه زمانی که در چنین موقعیتی قرار میگیرید، کودک را به محیطی خلوت ببرید و قوانین را به او یادآور شوید و با لحنی عاری از خشم توضیح دهید تنبیه او شامل چه مواردی است.
تنبیه کودکان مانند درو کردن علفهای هرز است
اگر هر کودک را یک زمین حاصلخیز برای پرورش انواع مهارتها یا رشد رفتارهای درست و نادرست در نظر بگیرید، شما و تمام معلمان او باغبان این زمین هستید. تنبیه کودکان مثل درو کردن علفهای هرز، تلاش میکند اخلاقهای نامناسب کودک را از بین ببرد، اما هر روشی برای این کار پاسخگو نیست. نکته اصلی این است که مانند بسیاری از تکنیکها و روشهای دیگر، تنبیه هم بسته به نحوه اعمال آن یا رعایت اصول اجراییاش میتواند بسیار موثر یا بیاثر باشد. تنبیهی که به طور مناسب هدفگذاری شده و با سطح تخلف کودک مطابقت دارد، میتواند ابزاری عالی برای کمرنگ کردن یا خاموش شدن رفتار کودک باشد
مناجات شبانه
باز هم دستانم را به سمت آسمان دراز می کنم
و خداوند را شکر می گویم
بخاطر تمام نعمت هایش تمام هدیه هایش
بخاطر همه چیز سپاس گذارم پروردگارم

امروز بی حوصله تر از همیشه سوار مترو شدم و خودمو بین دو تا خانم بزور جا دادم،
چشمامو چرخوندم و به انبوه مردم گرد امده از تمام نقاط شهر که درون اتاقک طویل مترو جمع شده بودند نگاهی انداختم
یعنی پشت صورت هایشان چه چیزی پنهان بود چرا این همه شلوغی و سختی رو تحمل می کنند یعنی مترو براشون ارامش میاره دیدن ادم ها براشون جالبه یا ناچارند یا شاید این قطار با سریع ترین سرعت اونها رو به مقصدی می رسونه که تهش یا سختیه یا کار خاصیه!خلاصه نمیدونم !!!
سرعت مترو واقعا هیجان انگیزه وقتی حرکت میکنه منو به وجد میاره!!
توی هر ایستگاه بخشی از ادم ها خارج می شوند و بخشی با عجله وارد می شوند و خودشان رو به میله هامی چسبونن یا حلقه آویز مترو رو میگیرن که در صورت ترمز به زمین نیوفتند و بعضی با حسرت به آدم هایی نگاه می کنند که زودتر از آنها در صندلی ها جای خوش کرده بودند و اصلا قصد نداشتن تا ایستگاه اخرصندلی شونو ترک کنند!
و بعضی از از اونها از فرط خستگی روزمره روی زمین مترو نشسته بودند و در دنیای خودشان غرق...
دستمو بردم سمت کیفم و گوشیمو در آوردم 13تماس بی پاسخ از همکارم ...
شمارشو گرفتم چند تا بوق خورد اما جواب نداد خواستم قطع کنم که سریع پاسخ داد و گفت کجایی امروز نیا تعطیلیم امروز نیا بی خودی پولتو نده اسنپ و تاکسی نیا عزیزم!!
بنده خدا نمی دونست با مترو میام
در یکی از ایستگاه ها پیاده شدم و مسیر برگشت رو طی کردم !!
این بار با دقت بیشتری به مسافرهای سفر کوتاهم دقت کردم توی ذهنم برای هر کدام فلسفه و داستانی می بافتم !!
ولی اینو درک میکنم همه این ادم تاثیری داشتند هر چند کوتاه هر چند کوچک!
در بین خانم ها ممکن بود بعضی کارمند بانک بعضی پرستار بعضی فروشنده و بعضی مسئول کاری در هر شغلی باشند این اتاقک ها مجموعه ای از شغل ها و شخصیت ها را در خودش داشت یکی عبوس یکی بی حوصله یکی زخم خورده یکی پرخاشگر و یکی هم خیلی مهربان و ساکت بعضی دانشجو بعضی ورزشکار ...
به راستی که مترو دنیایی جادویی داشت
دنیایی که پر از رمز رازه
پر از انسان های مختلف با داستانی چاشنی از غم ها و شادی ها...

اموزش به کودکان در مقابل غریبه ها2
همگی ما با کودکان مواجه شدهایم که هنگام مواجهه با غریبهها، بسیار منفعل و خجالتی عمل میکنند.
در واقع این ترس و اضطراب از افراد غریبه در طی دوره خاصی از سالهای رشد، پدیدهای موجه و بههنجار تلقی میشود. اما گاهی این اضطراب بسیار گسترده است و موانع متعددی را سد راه رشد طبیعی کودک قرار میدهد و برای کودک و خانوادهاش نگرانیهائی را بههمراه خواهد داشت.
در آن سوی قضیه گاهی کودکانی را میبینیم که به عکس دسته قبل، بسیار معاشرتی هستند و در برخوردهایشان با افراد ناآشنا، بسیار راحت عمل میکنند. اما نکته قابل توجه این است که والدین این دسته کودکان نیز چندان خرسند نیستند؛ چرا که اظهار مینمایند همواره نگران این برخورد صمیمی کودکشان با همه ـ آشنا و غریبه ـ هستند چون همواره بیم آن را دارند که این برخورد صمیمی که اغلب توأم با اعتماد کودک به بزرگسال ناآشناست، خطراتی را برایش بهدنبال داشته باشد.
از سوی دیگر، چطور میتوانیم حدود خطراتی را که اعتماد و صحبت به غریبهها برای کودک بهوجود میآورد برایش توصیف کنیم و در عین حال، نگرانی و وحشت را در او ایجاد نکنیم؟ این تعارضی است که معمولاً برای خانوادهها وجود دارد؛
چگونه ضمن اینکه فرزندمان را از خطرات پیرامونش آگاه میگنیم، حس امنیت و آرامش را در وی از بین نبریم و اصولاً صحبت کردن از خطرات و نکات ایمنی آیا موجب هراس و رویاهائی وحشتناک نخواهد بود؟
اگر بخواهیم پاسخی کلی به این سئوال بدهیم، باید گفت که این نگرانیها واقعاً بهجاست. صحبت کردن راجع به خطراتی که کودک را تهدید میکند نه برای کودک خوشایند است و نه برای والدین او. طبعاً دلهرههائی را هم برای کودک بههمراه خواهد داشت.
اما باید نهایت دقت و تلاشمان را صورت دهیم تا در ضمن اینکه چنین هشدارهائی را برای کودک مطرح میکنیم، همزمان حس ایمنی را هم در وی تقویت نمائیم. بهعلاوه، شکل مطرح کردن هشدارها هم در احساسات بعدی کودک تعیین کننده است. معمولاً باید سعی کنیم در شرایطی که کودک و خودمان آرامش داریم و هیچ مصداقی از خطر وجود ندارد، آنهم متناسب با شرایطی سنی و رشدی کودک، موقعیتهای خطرناک را در قالب داستان و سناریوهائی توصیف کنیم و با مثال قهرمانهای کودکی که در داستانهایمان تعیین کردهایم، از کودک بپرسیم که اگر کودکی در آن شرایط قرار گرفت، چهکار باید بکند و چه کارهائی نباید انجام دهد. و در عین حال راهکارها را به او بیاموزیم، ضمن اینکه کودک را از منابع حمایت کننده و ایمنی بخشی هم که در اطراف موقعیت خطرناک وجود دارند مطلع مینمائیم.
▪ راهبردهای ایمنی بخشی که متناسب با سن کودک هستند:
صحبت کردن درباره نکات ایمنی، علیالخصوص ارتباط با غریبهها بایستی از نخستین سالهای کودکی آغاز شود. منتهی نحوه بیان و مطرح شدن اطلاعاتی که به کودک میدهیم باید دائماً متناسب با سطح رشد کودک تغییر یابد و باصطلاح به روز شود. اما نکتهای که رعایت آن در هر سنی که کودک هست، باید رعایت شد، این است که نحوه بیان هشدارها بایستی مثبت و ایمنی بخش باشد و شیوهای آرام، اما در عین حال واقعی، از حل مشکل را برای کودک آموزش دهد.
یعنی موقعیتهای خطرناکی که برای بچه توضیح میدهیم نباید خیلی هم دور از واقعیت یا غیر ملموس باشد و باید مسائلی که کودک بهصورت روزمره تجربه میکند انتخاب شود. به راحتی قابل انجام باشد؛ و در عین حال خیلی هم موقعیتها راحت و پیش پا افتاده نباشد که کودک آنها را دست کم بگیرد. شاید بهترین تعبیر، همان واقعی بودن مثالهاست بهعلاوه همانطور که قبلاً اشاره شد، سعی شود شیوه و رویکرد ما نسبت به مشکل و موقعیت خطرناک، رویکرد حل مسئلهای باشد: خوب حال شرایطی تهدید کننده بهوجود آمده، بهترین راه حل و عملیترین و عاقلانهترین راهکار برای حل آن مشکل و رفع آن چیست؟
حتی به کودکان خیلی کوچک هم میتوان راهبردهای ایمن کننده یا مقدمات آنها را آموزش داد. مثلاً اسم، آدرس و شماره تلفن ضروری (حتی در برخی موارد شماره گرفتن)، نام والدین، شماره ۱۱۰ و چگونگی تماس با آن و... را به آنها آموخت.
شاید بتوانیم فهرستی برای آموزش راهکارها در سنین مختلف، به شکل زیر تهیه کنیم:
ـ سنین پیشدبستانی :
این حیطه حدود ۶ ـ ۳ سالگی را در بر میگیرد. اغلب این کودکان بسیار خود محور هستند و دنیا را از دریچه دید خود مینگرند. بنابراین، ممکن است در خیلی مواقع، صرفاً بر این اساس که رویدادی از نظر خودشان موجه جلوه میکند، آن را بپذیرند و در نتیجه خیلی راحت گول میخورند. کافی است تصمیم بهکاری بگیرند که خود تائیدش میکنند، بدون در نظر گرفتن عقیده سایرین انجامش میدهند! در این سنین آموزش نام، شماره تلفن، آدرس، نحوه ارتباط با شماره ۱۱۰ و... ضروری است. همینطور سعی کنید در خلال بازی و مثال، موقعیتهای تهدیدآمیزی را که احتمالاً کودک با آنها مواجه میشود بازسازی کرده و راه حلهای ممکن را ارائه و تمرین کنید.
ـ سالهای دبستان :
کودکان در سنین ۱۰ ـ ۶ سالگی، بیشتر به مسائل به شکل کار خوب / کار بد یا عمل درست و عمل ناردست نگاه میکنند. بنابراین میتوان، کارهای پایه و اساسی ایمنی بخش را به آنها آموخت. از همین شیوه تفکر آنها باید استفاده کنیم و راهکارها را در قالب ”راه حل درست این است که ...“ و یا ”فلان شرایط، اینطوری عمل کردن اشتباه است....“، به او ارائه نمائیم. چون آنها علاوه بر اینکه کارها را بر اساس خوب / بد مورد قضاوت قرار میدهند، دوست دارند به شیوهای ”درست“ عمل کند تا بزرگسالان را خشنود سازند. پس باید در خلال آموزشهایمان، به راهکار ایمنی بخشی که ما را خشنود میسازد تأکید کنیم.
بهعلاوه، باید دقت کنیم که مثالها بایدکاملاً ملموس، عینی و قابل تصور باشد تا کودک بتواند آنها را یاد بگیرد؛ چرا که کودکان در این سنین، نمیتونند انتزاعی فکر کنند. پس برای عینی شدن شرایط آموزش، مثالها را در قالب بازی، تصویر، فیلم و یا نقش بازی کردن و قرار گرفتن فرضی در موقعیت و تمرین راهکارها، ارائه میدهیم (بهجای اینکه به کودک نگوئیم فرض کن در چنین شرایطی قرار گرفتهای. خب حالا چه کاری بهترین و درستترین راه است؟ این گونه تصور موقعیت و نتیجهگیری از آن، انتزاعی و تصوری است و عینیت ملموس ندارد).
ـ سنین نوجوانی:
از حدود ۱۲ ـ ۱۰ سالگی به بعد، کودکان قادر میشوند تا بیشتر دست به قضاوت بزنند و پیامدهای رفتارهایشان را تصور کنند. آنها در این سن میتوانند موقعیتهای تهدیدآمیز احتمالی را تصور کنند، در خیال خود راه حلهای ممکن و پیامد هر یک را در نظر بگیرند و قضاوت کنند که انتخاب کدامیک، نتایج منفی کمتری را بهدنبال خواهد داشت.
اما هنوز هم باید درباره مسائل تهدیدآمیزی که ممکن است گریبانگیر آنها شود و بهترین شیوههای مقابله با این مسائل با آنها گفتگو نمود و هنوز هم بهترین طریقه آموزش، از طریق ارائه مثالهای واقعی است.
▪ همواره مراقب کودک خود و در دسترس او باشید:
ابتدا لازم است این نکته یادآوری شود که هرگاه خواستید راجع به خطرات احتمالی و بالقوه با فرزندانتان گفتگو کنید، شخصیت و حالت کلی او را مد نظر داشته باشید. بعضی کودکان ذاتاً نسبت به دیگران،بیشتر مراقب هستند و در حالت کلی، مواظب موقعیتهای ناآشنا و افراد غریبه هستند. برخی دیگر، ممکن است به صحبتهای دوستانه (حتی اگر از طرف یک غریبه باشد) راحتتر و آمادهتر پاسخ دهند؛ بنابراین این زودتر فریب میخورند و نیاز به آموزش بیشتری دارند. استفاده از فیلمها و کارتونهای آموزشی تأثیر بهسزائی خواهد داشت. بهعلاوه کودکان، همواره ممکن است اخبار کودک دزدیها و... را از تلویزیون، فیلمها، محاورات روزمره اطرافیان و یا حتی از طریق روزنامهها کسب کنند.
پس بالاخره بهوجود خطراتی پی میبرند (و ضروری است که پی ببرند). بنابراین، لازم است که کودکان مطمئن شوند که در صورت مواجهه با هر تهدیدی، والدین، مأموران انتظامی، معلم و یا سایر بزرگسالان مورد اعتماد، در دسترس هستند و آنها را مورد حمایت و ایمنی قرار خواهند داد. وقتی که کودک خبری راجع به کودک ربائی، کودک آزادی و... را کسب میکند، حتماً راجع به ان با وی صحبت و گفتگو کنید تا دریابید که برداشت، تعبیر و تفسیر و نگرش او نسبت به قضیه چگونه است. تلاش نمائید به میزان اطمینان او از اینکه شما در کنارش هستید پی ببرد و بهطور ضمنی این مسئله را به او گوشزد کرده، به وی اطمینان خاطر بدهید.
▪ راجع به خطرات افراد غریبه و ناآشنا بیپرده با کودک گفتگو کنید:
هیچوقت تصور نکنید که کودک خودش میداند غریبهها چه کسانی هستند و چه خطراتی ممکن است داشته باشند.
مطمئن شوید که کودک میداند فرد غریبه کسی است که او، وی را نمیشناسد؛ حتی اگر آن فرد نشانی یک آشنا را بدهد یا نام آشنائی را بر زبان آورد یا بگوید از طرف فردی آشناست“. در حالتی آرام ولی قاطع، به کودک بیاموزید که هرگز به مکانهای ناآشنا وارد نشود، سوار ماشینهای ناآشنا نشود، به سئوالات کسانیکه نمیشناسد پاسخ ندهد (مگر اینکه والدین هم حضور داشته باشند) و هرگز از کسانیکه نمیشناسد چیزی دریافت نکند. (حتی مواد غیر خوراکی)؛ حتی اگر این افراد ناآشنا خیلی صمیمی یا دوستانه رفتار کنند.
تأکید کنید که افراد ناآشنا نباید خودشان از یک کودک تقاضای کمک کنند یا به کودکانی که نمیشناسند چیزی تعارف کنند و اگر این کار را انجام دادند، این کودک است که نباید به تقاضاها و تعارفهایشان پاسخ دهد. البته یادآور شوید که گاهی ـ آنهم در شرایط خیلی اضطراری ـ ایرادی ندارد که از غریبهها درخواست کمک کنند؛ چون کودکان باید یاد بگیرند که افراد خاصی ولو اینکه غریبه باشند وظیفه کمک کردن به دیگران (مخصوصاً بچهها) را دارند.
افرادی مثل پلیس، نیروی انتظامات، مکانهای عمومی، مغازهدار محل و...
▪ به فرزندتان کمک کنید تا غریبههای قابل اعتماد و سرویسهای ایمنی را شناسائی کند و مکانهای عمومی امن را برایش تشریح کنید:
مکانهائی مثل مغازههای آشنا، مدارس وقتیکه دانشآموزان در آن حضور دارند، مساجد، در صورت امکان همسایههائی که با آنها در ارتباط هستیم، کلانتریها، ایستگاههای پلیس و... مناطق امنی هستند که باید به کودک معرفی شوند. اگر کودکتان، راه مدرسه را پیاده طی میکند، مسیر امن و وسایل نقلیه مطمئن را به او نشان دهید و تأکید کنید فقط از همان مسیر یا وسیله نقلیه حق دارد استفاده کند.
به کودک آموزش دهید که اگر در مکانی گم شد، چکار باید بکند: بهعلاوه قبل از ورود به هر مکان عمومی شلوغ، اگر کودک در سنی هست که راهها را خود جستجو کند در محل معینی قرار بگذارید تا اگر همدیگر را گم کردید به آن محل مراجعه نمائید. و اگر نیست، جایگاههای انتظامات آن محل یا شیوه دسترسی به آنها را به کودک آموزش دهید.
▪ اگر کودک در سنی هست که میتواند به تنهائی و بدون شما از منزل خارج شود:
از او بخواهید هنگام خروج، دقیقاً مشخص کند به همراه چه کسی خواهد بود، کجا میرود و کی بر میگردد و اگر تغییری در برنامهاش صورت گرفت شما را مطلع سازد.
▪ اگر کودک باید اوقاتی را در خانه به تنهائی سپری کند:
قواعد ایمنی حضور در منزل را به او آموزش دهید. درب منزل را قفل نگه دارد، در را به روی هیچ غریبهای نگشاید و پشت تلفن به غریبه نگوید که در منزل تنهاست.

اموزش به کودکان در مورد غریبه ها
به فرزندتان بگویید که اگر غریبه ای به او نزدیک شد و چیزی مانند اسباب بازی یا خوراکی تعارف کرد یا خواست او را سوار ماشینش کند یا برای کاری از او کمک خواست، فرزندتان باید فوراً آنجا را ترک کند و یا فریاد بزند. او باید در مورد این قضیه به شما یا بزرگتر قابل اعتماد دیگری (مانند معلم یا مراقبش) بگوید. همین قضیه جایی که کسی – غریبه، آشنا یا دوست – از فرزندتان می خواهد تا رازی را نگه دارد، سعی کند به قسمت های خصوصی بدن بچه دست بزند یا از بچه بخواهد به بدن او دست بزند هم صادق است.
بیشتر بچه ها از غریبه هایی که ظاهر بدجنسی دارند یا به نحوی ترسناک هستند احساس نگرانی می کنند. ولی واقعیت این است که اکثر کودک آزار ها و بچه دزد ها ظاهر معمولی دارند و خیلی از آنها کاملاً دوستانه و خونگرم و صمیمی به نظر می رسند. پس بجای آنکه بچه از روی ظاهر فرد در مورد او قضاوت کند، باید یاد بگیرد که از روی کارهایش در مورد او قضاوت کند.
وقتی با بچه ها بیرون می روید، اشکالی ندارد که اجازه دهید با افراد جدیدی آشنا شوند، سلام کنند و حرف بزنند. زیرا شما کنارشان هستید و بر آنها نظارت می کنید و از آنها محافظت می کنید. ولی اگر فرزندتان تنها بود و غریبه ای به او نزدیک شد، قضیه فرق می کند.
شاید این نکته هم مهم باشد که بچه ها را تشویق کنیم از روی حس ششم و غریزه خود به فرد اعتماد کنند. به آنها یاد بدهیم که اگر کسی باعث می شود که آنها احساس ناراحتی کنند یا احساس می کنند یک جای کار ایراد دارد، حتی اگر نتوانستند توضیحی برای آن بیابند، باید فوراً از آن محل و آن فرد دور شوند.
اگر فرزندتان تنها بود و برای کمک مجبور بود از غریبه ها کمک بخواهد چه؟ اول باید سعی کند افراد یونیفرم پوش مانند افسر پلیس یا نگهبانی را پیدا کند. اگر چنین افرادی را پیدا نکرد باید سعی کند از پدربزرگ یا مادربزرگ ها یا خانم هایی که بچه دارند کمک بگیرد. در عین حال باید حواسش به این افراد باشد و اگر به نظرش این افراد قابل اعتماد نبودند، باید از فرد دیگری کمک بخواهد.
با آنکه همیشه نمی توانیم از بچه هایمان در مقابل غریبه ها محافظت کنیم، ولی می توانیم به آنها یاد بدهیم که رفتارهای درست کدامند و اگر کسی از حد و مرز خودش رد شد، او باید چکار کند. اگر بچه ها این چیزها را در ذهن داشته باشند، وقتی بیرون هستند، جایشان امن خواهد بود.























.jpg)

به دنیای رنگارنگ من خوش آمدید.