عاشقانه هایم با تو شروع و با تو تمام می شود

دیدگانم با تو خیس و بدون تو خشک می شود

در این میدان خالی تنها سربازی که از راه می رسد تو هستی

و تنها دختری که روسری گل گلی بر سر دارد من هستم

و بغل تو تنها مکان آرام من برای با تو بودن است

اندوه ام به اندازه چشمان تو آبی است

و من در دریا ابی تو غرق می شوم

و تو تنها شخصی هستی که مرا به ساحل آرامش دعوت میکنی

و من درون تو  به اهستگی چشم بر هم می گذارم

و بوی عطر تو را مهمان خویش می کنم....