دختر..........

یک لحظه سکوت........

کلمه سنگینی ست......

به احترامش می نشینم و سرم را پایین میندازم........

دختر عجب کلمه ای نا مفهومی

عجب بار سنگینی

دختر کلمه ای که نمی توان ان را توصیف کرد....

دختر از جنس زن از جنس ماده بودن.....

دختر یعنی راه طولانی راه بی انتها

دختر یعنی دریای که عمق ان نامعلوم ست

دختر دختردختر

اشک هایم را از گونه ام برمیدارم و میندازم سطل اشغال

دختر یعنی همین دختر یعنی گلی بدون خار

لطیف و مهربان باعمری محدود

دختر بلوری ارزشمند ولی شکننده

دختر یعنی من

دختر یعنی تو...