حد تعادل .دوست خسیس
حد تعادل رو همیشه رعایت کنید .
یادمه توی دوره تحصیلات یکی از دوستانم به شدت خسیس بود خیلی خسیس یا به قولی اب هم از انگشتش نمی چکید.
توی این مدتی که دوست بودیم هیچ وقت خرج نمیکرد جزوه هاشو قرض نمیداد وقتی سوار اتوبوس یا تاکسی باهم می شدیم من از سر انسانیت و خوبی حساب میکردم چون نمیدونستم حد تعادل چیه!
من بهش جزوه هامو قرض میدادم باهاش مهربون بودم کمکش میکردم بهش لطف میکردم پول چایی و قهوه هاشو پرداخت میکردم چون فکر میکردم معرفت یعنی اینکه خوبی کنم یعنی ببخشم یعنی خیلی مهربون باشم.
اما توی این مدت متوجه شدم نه تنها قدرمو نمیدونه بلکه پرتوقع تر شده بود و دوست داشت همین طوری قبولش کنم .
اما متاسفانه کف معرف من زیاد بود در حالی که کفه معرفت اون خالی خالی .
تا اینکه این دوستی تمام شد یعنی معلوم بود تموم میشه معلومه وقتی رضایت دو طرفه نباشه هیچی جلو نمیره.
اون دوست خسیسم با تمام پرووریی رفت و حتی نگفت ممنونم .
منم ناراحت شدم فهمیدم که اشتباه از من بوده من حدتعادل رو رعایت نکردم اون همون طوری بوده و خواهد بود.
بعدها شنیدم با یه مردی ازدواج کرده که بسیار بسیار خسیس بود و چون براش خرج نمیکرده گرفتار طلاق و راهرو های دادگاه شده بود.
نمیدونم اسمش رو بزارم کارما عدالت یا هرچیزی ولی خب با هر دستی بده از همون دست پس میگیری .مواظب رفتارهامون باشیم و طوری زندگی کنیم که بازتاب خوب کارهامون به خودمون برگرده.

به دنیای رنگارنگ من خوش آمدید.