یکم به همدیگر ارامش بدهید*10

به تمام کسانی که دوستشان دارید ...صادقانه اعلام کنید که آن ها را دوست دارید

از احساسات خود حرف بزنید,دست بدهید, انان را در اغوش بگیرید

هرگز اجازه ندهید منفی های زندگی مانع عملکرد صحیح شما بشوند

پس بی انکه وقت را از دست بدهید

به سمت فردایی زیباتر قدم بردارید....

 

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*9

از غرور دست بکشید .....

غرور به شخصیت شما ارج و قربت نمی بخشد ،بلکه  باعث می شود  شما روز به روز از عزیزان خود دور بمانید

پس مهربان بودن را جایگزین غرور کنید ...

نگران نباشید

شخصیت شما خرد نخواهد شد ,بلکه باعث می شود مردم را بهتر ببینید....

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*8

به دنبال ماجراجویی باشید؛ گاهی دست از زندگی راکد خود بردارید

به سمت چیزهایی کشف نشده گام بردارید .

مثل مطالعه یا تحقیق در مورد نوعی قورباغه یا حشره خاص ....

کشف کنید و از زندگی لذت ببرید.

 

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*7

کتاب بخوانید تا بتوانید آدم های دیگر را بشناسید ,

درک آدم ها یعنی توانایی برقراری ارتباط صحیح با مردم

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*6

عشق بدهید و عشق دریافت کنید.

با انجام کارهای ساده عشق خود را به دنیا و طبعیت و آدمیان نشان دهید.

به گل ها آب بدهید خانه را مرتب کنید غذا یا دسر مورد علاقه خود را بپزید یه کمد لباس خود عطر بزنید.

با پدر و مادر یا پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مهربان باشید  و آنان را در روزهایی که اخرین قدم های عمر خود را برمی دارند یاری دهید.

نگویید انان از نسل ما نیستند و ما را درک نمی کنند ،این را بدانید که هرانسانی در هر قرنی دوره ای طلایی داشته و مقایسه زندگی امروزی ما با زندگی کردن  آنان کاری اشتباه و حتی کوته فکرانه است .

عشق بدهید به پرندگان به حیوانات ,اگر توان مالی دارید از کمک به دیگران دریغ نکنید .

چون هر چیزی را که بدهید دریافت خواهید کرد .

به هرنوعی که می توانید کمک کننده و یاری دهنده باشید.

اگر دنیا بر وفق مراد شما نیست بخاطر این  است که دید شما فقط  برروی بدی ها و منفی های زندگی زوم کرده .

بلند شوید لباس رزم برتن بکنید و بجنگید و بدی ها را از بین ببرید .

عشق بدهید , دوست بدارید تا شما نیز از این دنیای خاکی بهره خود را ببرید .

پس عشق بدهید و شادباشید.

دستانت جادو می کنند

همه چیز فقط با عشق زیباست

 

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*5

بعضی از ما ادم ها توی گذشته خود سیر می کنیم, متوجه پیرامون اطراف خود نیستیم.

درختان ،آسمان ؛ادم ها و خیابان ها و حتی زرق و برق دنیا را نمی بینیم حتی وقتی در کنار عزیزانمان هستیم .

اما این را باید بدانید که شما آدم دو سال یا چهار سال پیش نیستید .

دغدغه های گذشته دیگر توی زندگی حال چندان روشن و مهم نیستند .

دانشجویی را می شناختم که هنوز بعد از گذشت چندین سال خاطره ی نمره بد و نگاه سرزنشت بار استادش را فراموش نمی کرد ,او دوست نداشت که آن تکه از خاطره را پاک کند . درحالی که  او فارق التحصیل شده بود و زن و فرزند یک کار خوب و خانه صمیمی داشت  .اماهنوز درگیر گذشته بود .

تمام ماجرا این است که ما گاهی عصبی هستیم و دیگران را مقصر می دانیم .اما تغییر و فراموشی و راه افتادن به سمت خوشبختی از خود ما انسان ها شوع می شود .

منتظر تغییر دادن دیگران نباشیم....

این خود ما هستیم که می توانیم دنیا را زیرورو کنیم ..

می توانیم هرروز برای پیشرفت خود تلاتش کنیم و همیشه بخاطر داشته باشید ،شما ادم چند سال گذشته نیستید ...

حتی ادم دیروز نیستید ....

امروز شما دوباره متولد شدید و این یعنی اوج خوشبختی برای من ...برای شما....

 

یکم به همدیگر ارامش بدهیم 4*

همواره شاد باشید .

از شاد بودن و شادی کردن نترسید .

چیزای مثبت زندگیتون را با دید باز پذیرا باشید.

سپاس گذاری کنید و به دنبال جنبه های منفی زندگی نباشید .

هر انسانی که وارد زندگی ما میشود ،درسی به ما می دهد این ها را  چه خوب و چه بد بپذیرید . و بدانید که شما می توانید حتی سخت ترین لحظات زندگی را به بهترین شکل تغییر دهید.

همواره سپاس گذار باشید از هم ادم ها ،اشیا ،گل ها ...نفس کشیدن زنده موندن و زندگی  و هر چیزی که در زندگی دارید .

بدانید که شما می توانید ....فقط باید بخواهید ..

پس بخواهید و یک قدم به سمت موفقیت بردارید...

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*3

شاد زندگی کردن سخت نیست ؛باور کنید او روزها و شب های زیادی به شما خیره  می شود و حتی دنبالتان پا به پا می آید.ولی شما بی توجه به او ؛دست در دست غم گزاشته اید و به سمت پوچی قدم بر می دارید .

هیچ چیز آنقدر سخت و پیچیده نیست ،هیچ مشکلی نیست که راه حلی نداشته باشد ؛همانطور که هر در کلیدی دارد ..مشکلات نیز قابل حل هستند.

هرگز نگویید نمی شود ،من نمی توانم یا سخت است....یا من فاقد شانس هستم .

صحبت های منفی زندگی را به درون سطل زباله تاریخ بیندازید 

برای هدف های زندگیتون تلاش کنید حالا این هدف می خواهد پول  و مال شادی و سعادت های دنیوی یا اخروی باشد.

و این بار یا احساسات خود  عادلانه رابطه برقرار کنید  و شادی را در برگیرید .

 

یکم به همدیگر ارامش بدهیم*2

وقتی وارد خیابان می شوید ادم های زیادی می بینید با لباس های مختلف چهره های متفاوت ,هیچکس شبیه به طرف مقابل نیست .حتی خواهران دوقلویی که با لجاجت بستنی های همدیگر رو لیس می زنند.

بله تفاوت ها باعث می شن که ما اشیا و ادم ها و حیوانات و خیلی چیزهای دیگر را به راحتی از همدیگر تشخیص دهیم .

فرض کنید دنیا کلا سیاه یا کلا سفید باشد منظورم فقط یک رنگ باشد .این واقعا بی رحمانه و غیر قابل تشخیص خواهد بود .

به چهره خود در اینه نگاه کنید فرم صورت بینی رنگ پوست رنگ چشم  و کوتاهی یا بلندی موها و اندام بدن ات کاملا با یک نفر دیگر متفاوت است این یعنی تو متفاوتی یعنی خداوند و عناصر وابسته به ان ها که ما را به این دنیا عرضه کردند می خواستند که ما متفاوت و زیبا باشیم.بله باید باور کنید که  شما یک فرد واقعا زیبا هستید با تمام ویژگی های انسانی زیبا ...

پس تفاوت های ما با انسان های دیگر یک نوع اشتباه یا یک نوع خلا عاطفی نیست ...

این یک نوع زیبایی محض است...

یکم به همدیگر ارامش دهیم *1

مسعله اینکه ما ادم ها همیشه سخت می گیریم همه چیزو 

نق می زنیم غر می زنیم بد وبیراه می گیم و از کارهای همدیگر ایراد می گیریم 

دیگر بس است وقت وقت تغییر است

و چه بسا این تغییر از خود ما شروع می شود 

آه چه صبح دل انگیزی و من هنوز نفس می کشم پنجره را باز می کنم و به بیرون از خانه خیره می شوم  و  هوای مطبوع صبح را به ریه ام می فرستم

ممکن است دیر برسم به سرکار پس صبحانه نمی خورم ولی این اشتباه رایج ما ادم هاست که از زمان خود بطور کافی استفاده نمی کنیم.

شب ها  زوودتر بخوابیم و صبح را با نشاط تر اغاز کنیم و از صبحونه خود لذت ببریم

بهره گیری از زمان به نفع ماست اخر چه کسی می داند که زندگی او چقدر طول خواهد کشید

 

رفت اره رفت

ماجرا از اول هم همین بود  

احمقانه بود که تو ذهنت بپذیری که او تا ابد پیش تو می ماند 

اما مشکل چیز دیگری بود 

زمان...

زمانش کم بود 

من صورتش را ندیده بودم 

دستانش را لمس نکرده بودم 

هنوز دردل هایم را به او نگفته بودم 

تنها چیزی که از او دیده بودم

پوزخندی عجیب بود که ته دلمو خالی کرد

اره رفت 

قصه و شعر و داستان هم جوابگو نبودند

رفتن که دلیل نمی خواست

همونجور که یهو وارد زندگیت میشن همونجور هم یهو جیم می شن

تو می مونی دست خالی 

البته عمیق تر که نگاه می کنی 

می بینی روی میز یک فنجون قهوه سرد داری و یک بسکویت گاز زده شده

اونوقت می فهمی که بله هنوز چیزای هستن که ترکت نمی کنن

 

منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد.

این اشتباهیه که خیلی از زن ها دچارش میشن،

تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.

قصاب ناشیانه گوشت ها را با ساتورش قطعه قطعه میکرد و به دست مردم می داد.

از پشت ماسک لبخندی زدم و با ترس؛ پول نقدو گزاشتم رو پیش خون!

عصبانی نگاهم کرد !!

خانم کارت بکش ...

عرق کردم و به جمعیت انبوهی که پشت سرم بود زل زدم،برگشتم و با شرم گفتم :آقا کارت ندارم ....

قصاب در حالی که پشت دستشو به پیشبند خون آلودش می کشید ، گفت: نچ  نمیشه

برو کوچولو وقت مارو نگیر!!

و در مقابل چشم های غم زده ام مرا به سمت در ورودی هل داد.

اشک هایم سبک سرانه از روی گونه ام سر می خورد و دونه دونه میوفتاد تو یقه لباس گشادم .

مگه گناه من چه بود؟؟

فقر یا نداری....

عمه ام می گفت :همه که  ثروتمند بدنیا  نیامده اند نیمی از مردم فقر را چشیده اند .

ومن احمقانه با خود فکر میکردم که ثروت چه طعمی دارد....

زن های ثروتمند با لباس های فاخر و کفش های پاشنه دارشان از کنار من عبور میکردند و خیلی سریع تو ماشین های لوکس خود می نشستند و فیس و افاده خود را با زدن بوق های ممتد جار می زدند .

انگشتانم از سرما یخ زده بود  و به پول های پاره پوره توی دستم نگاه کردم ...حداقل یه ذره گوشت که می شد

اما چه شد که مرا پس زد

گرسنگی امانم را بریده بود و شکمم قارو قور میکرد .

فکر برگشتن به خونه و کتک های پدرم و چشم های مظلوم مادرم مرا از بازگشت منصرف میکرد .

کنار دیوار گوشت فروشی چنباته زدم که ناگهان کیسه ای پر از گوشت های قرمز روی دستان بی حسم قرار گرفت...

ومن مردی را دیدم که دو طعم را چشیده بود ...

فقر و ثروت را...

آه که چقدر خوش طعم بود .

این را نیز به خاطر  داشته باشید که روح لال است،

صدایی ندارد که فریاد بر اورد .

باید تحمل کند؛تحمل کند و باز تحمل کند.

آیا هیچ وقت با ادم هایی برخورد کرده اید که بنظر می رسد از روی تصادف نیست که بر سر راه شما قرار گرفته اند،

بلکه نوعی حکمت بسیار دردناک در ان هست که زندگی تان  را ناگهان از این رو به آن رو می کنند ؟