کتاب سایه یک توهم +لینک دانلود رایگان
https://ganjoorpub.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85/

https://ganjoorpub.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85/

%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7/

Pride is a common emotion in people’s lives and children are no exception. However, it can be a cause for concern if this feeling is present too often and starts radically changing our child’s behavior. Here are some tips for managing pride in children.
Every human being shows pride at some point in life. But what is pride, exactly? One definition is an excess of appreciation towards oneself, both physically and because of our achievements, merits or abilities.
Children also show pride, since this is a natural human emotion. However, when it begins to manifest too often, this feeling can easily turn into arrogance, vanity or hubris.
Children who are too proud or arrogant start experiencing changes in their behavior. They usually get in trouble with other children in their environment. They can even have problems with adults, since they usually act like they feel superior.
غرور در کودکان، مشکلی که از خانه شروع می شود
هر انسانی در مقطعی از زندگی خود افتخار می کند. اما غرور دقیقا چیست؟ یک تعریف، قدردانی بیش از حد نسبت به خود است، هم از نظر جسمی و هم به دلیل دستاوردها، شایستگی ها یا توانایی های ما.
کودکان نیز غرور می کنند، زیرا این یک احساس طبیعی انسانی است. با این حال، هنگامی که شروع به تجلی بیش از حد می کند، این احساس می تواند به راحتی به تکبر، غرور یا غرور تبدیل شود.
کودکانی که بیش از حد مغرور یا مغرور هستند، تغییراتی را در رفتار خود تجربه می کنند. آنها معمولا با سایر کودکان در محیط خود دچار مشکل می شوند. آنها حتی می توانند با بزرگسالان مشکل داشته باشند، زیرا معمولاً طوری رفتار می کنند که احساس برتری می کنند.The problem with this kind of behavior is that it usually develops as a consequence of the family circle. In other words, in most cases children copy the behavior and attitude from their parents, grandparents and other relatives that may be constantly present in the children’s lives.

The main measure we must take to avoid the development of pride in children is to thoroughly analyze the behavior of all family members.
According to experts, children usually imitate this kind of behavior. Thus, without a change in the attitude of parents and other relatives, it will be very difficult to manage pride in children.
Parents must guide their children, and in the process it is fundamental that they explain why emotions are important. Feeling anger and sadness is as necessary as feeling joy. The same thing happens with pride.
There’s nothing wrong with feeling good about the achievements and merits we obtained through our effort and hard work. However, when pride becomes repetitive and turns into arrogance, there is a problem. The key for success and well-being is balance.
If parents don’t want to encourage the development of attitudes such as arrogance, it is important for them not to give in to possible tantrums. If parents always please their children and yield to their fits, they’ll never learn true respect and limits.
Another important lesson is the one about consequences. Children must clearly understand that every action has a consequence, particularly if we’re talking about a negative attitude.
For instance, if children offend or hurt someone due to their pride, they should be spoken to about their behavior.

If your child develops too much pride, even after you’ve done all you could, the best thing to do is ask for help.
Psychologists are the most suitable professionals to find out why children are acting this way. They can also guide and help parents throughout the process.
Parents’ behavior and attitude are fundamental for the correct development of their children. We must set a good example at home, which is why we must be very careful with what we say and how we say it when our children are present.
Reinforcing positive attitudes as well as identifying and correcting negative ones are fundamental aspects of children’s upbringing.
Managing pride in children shouldn’t be a complicated task, as long as parents are fully committed. With patience and affection, we can change our children’s behavior.
مشکل این نوع رفتار این است که معمولاً در نتیجه حلقه خانواده ایجاد می شود. به عبارت دیگر، در بیشتر موارد کودکان رفتار و نگرش والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و سایر بستگان خود را کپی میکنند که ممکن است دائماً در زندگی کودکان وجود داشته باشد.چگونه از غرور در کودکان دوری کنیم؟
اصلیترین اقدامی که باید برای جلوگیری از رشد غرور در کودکان انجام دهیم، تحلیل دقیق رفتار همه اعضای خانواده است.
به گفته متخصصان، کودکان معمولا این نوع رفتار را تقلید می کنند. بنابراین، بدون تغییر در نگرش والدین و سایر بستگان، مدیریت غرور در کودکان بسیار دشوار خواهد بود.
برای اهمیت همه احساسات ارزش قائل شوید
والدین باید فرزندان خود را راهنمایی کنند، و در این فرآیند مهم است که آنها توضیح دهند که چرا احساسات مهم هستند. احساس خشم و غم به اندازه احساس شادی ضروری است. در مورد غرور هم همین اتفاق می افتد.
هیچ ایرادی ندارد که نسبت به دستاوردها و شایستگی هایی که با تلاش و کار سخت به دست آورده ایم احساس خوبی داشته باشیم. اما وقتی غرور تکراری می شود و تبدیل به تکبر می شود، اشکال دارد. کلید موفقیت و رفاه تعادل است.قدرت
اگر والدین نمیخواهند نگرشهایی مانند تکبر را تشویق کنند، برای آنها مهم است که تسلیم عصبانیتهای احتمالی نشوند. اگر والدین همیشه فرزندان خود را خشنود کنند و به تناسب آنها تسلیم شوند، هرگز احترام و محدودیت های واقعی را نمی آموزند.
به آنها نشان دهید که هر عملی نتیجه ای دارد
درس مهم دیگر درس عواقب آن است. کودکان باید به وضوح درک کنند که هر عملی نتیجه ای دارد، به خصوص اگر در مورد نگرش منفی صحبت کنیم.
به عنوان مثال، اگر کودکان به دلیل غرور به کسی توهین یا آزار میدهند، باید درباره رفتار او با او صحبت کرد.درخواست کمک
اگر کودک شما بیش از حد غرور می کند، حتی بعد از اینکه تمام تلاش خود را انجام دادید، بهترین کار این است که کمک بخواهید.
روانشناسان مناسب ترین متخصصان برای یافتن دلیل این رفتار کودکان هستند. آنها همچنین می توانند والدین را در طول فرآیند راهنمایی و کمک کنند.
آموزش در خانه کلیدی است
رفتار و نگرش والدین برای رشد صحیح فرزندانشان اساسی است. ما باید در خانه الگوی خوبی باشیم، به همین دلیل است که باید در زمان حضور فرزندانمان در گفتار و نحوه بیان آن بسیار مراقب باشیم.
تقویت نگرش های مثبت و همچنین شناسایی و اصلاح نگرش های منفی از جنبه های اساسی تربیت کودکان است.
مدیریت غرور در کودکان نباید کار پیچیده ای باشد، تا زمانی که والدین کاملا متعهد باشند. با صبر و محبت می توانیم رفتار فرزندانمان را تغییر دهیم.

به طور معمول، کودکان حداکثر ۵ بار در یک سال با سرماخوردگی درگیر میشوند. انسداد و آبریزش بینی، آبریزش چشم، عطسه، تب و … از علائم سرماخوردگی در کودکان است.

یک توصیه کلشیهای و قدیمی درباره سرماخوردگی وجود دارد: این بیماری را با مصرف مایعات درمان کنید. خوشبختانه این دستورالعمل، برای کودکان هم کارساز است. در حقیقت، بهترین روش مبارزه با سرماخوردگی در کودک، استفاده از مایعات به ویژه آب است.
در صورتی که کودک شما تب دارد و ناراحت و بیقرار به نظر میرسد، از استامینوفن و ایبوپروفن برای کاهش درد او استفاده کنید. البته قبل از انجام این کار، حتما با پزشک معالج او، مشورت کنید.
برای درمان سرماخوردگی در کودکان، از داروهای سرفه استفاده نکنید. پزشکان معتقدند که مصرف این داروها نه تنها کمکی به بهبودی حال فرزند شما نمیکند، بلکه ممکن است گیج کننده هم باشد. زیرا به مرور زمان، دوز مصرفی آنها را بالاتر ببرید.
از قطرههای سالین یا اسپری، برای مرطوب کردن مجرای بینی کودک خود و همچنین یک آسپیراتور برای از بین بردن مخاط اضافی استفاده کنید.
اکثر بچهها در عرض ۵ تا ۷ روز بعد از ابتلا به سرماخوردگی، بهبود پیدا میکنند. بنابراین در شرایط معمولی این بیماری نمیتواند نگران کننده باشد.
این ویروس به کودکان زیر ۲ سال حمله میکند و ریههای آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. علائم RSV در بسیاری از موارد خفیف و شبیه به سرماخوردگی هستند. البته این ویروسی در مواردی هم میتواند خطرناک باشد.

RSV در نوزادانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند یا از یک بیماری قلبی رنج میبرند و به بیماری مزمن ریوی مبتلا هستند، به سرعت پیشرفت کرده و باعث برونشیولیت و ذات الریه میشود.
بر اساس گزارشها، سالانه حدود ۱۵۰ هزار کودک به دلیل ابتلا به این ویروس، در بیمارستانها بستری میشوند. علائم حاد و خطرناک این بیماری کودکان عبارتند از:
در صورتی که فرزند شما با یک یا چند مورد از نشانههای بالا درگیر است، بلافاصله به پزشک متخصص اطفال مراجعه کنید.
این بیماری روی معده کودکان تاثیر میگذارد و با علائمی مانند اسهال، استفراغ و درد شکم شروع میشود. بسیاری از ویروسها از جمله نورو ویروس، میتوانند باعث ایجاد گاستروانتریت در کودک شوند.

خوشبختانه این بیماری در بسیاری از موارد، بعد از گذشت چند روز تمام میشود و به چیزی جز استراحت نیاز ندارد. با این حال، فراموش نکنید که کودک شما در این مدت، باید مایعات زیادی بنوشد.
تذکر: اگر فرزند شما آبمیوه را ترجیح میدهد، آن را با نصف لیوان آب مخلوط کنید. آبمیوهها قند زیادی دارند و اگر به تنهایی مصرف شوند، ممکن است اسهال کودک را تشدید کنند.
از جمله خوراکیهایی که میتوانند به بهبود بیماری گاستروانتریت در کودکان کمک کنند، میتوان به موز، برنج و نان تست اشاره کرد. ماست یونانی هم با توجه به اینکه سرشار از پروبیوتیک است، ممکن است موثر باشد.
این ویروس معمولا در تابستان و پاییز ظاهر میشود و بسیار مسری است. ویروس کوکساکی از طریق لمس، عطسه، سرفه و مدفوع، از یک کودک به کودک دیگر منتقل میشود.

این بیماری کودکان اغلب با تاولهای قرمز روی دست و کف پا همراه است که هفت تا ده روز طول میکشند. در صورتی که کودک شما در این مدت احساس درد میکند، از استامینوفن یا ایبوپروفون استفاده کنید.
تذکر: برخی از زخمهایی که ویروس کوکساکی ایجاد میکند آنقدر دردناک هستند که ممکن است کودک در مقابل نوشیدن مقاومت کند. بنابراین باید مراقب کم آبی بدن او هم باشید.
در صورتی که کودک شما در زمان درگیری با این ویروس از گلودرد هم رنج میبرد، درد او را با مایعات سرد کاهش دهید. از دادن آبمیوههای اسیدی به او جلوگیری کنید؛ زیرا ممکن است تیزی آنها درد زخمها را بیشتر کند.
یکی از شایعترین بیماری کودکان زیر ۳ سال، بیماری پنجم یا سندروم سیلی گونه است. این بیماری باعث ایجاد بثورات قرمز روشن روی گونهها میشود. تب خفیف، آبریزش بینی و بثورات ثانویه روی بدن از دیگر علائم بیماری پنجم هستند.

این بیماری بیشتر در مراکز نگهداری کودکان و پیش دبستانیها گسترش پیدا میکند. پس از ظاهر شدن بثورات، این بیماری کم کم فروکش میکند و دیگر مسری نیست.
درصد کمی از کودکانی که به این بیماری مبتلا میشوند، درد مفاصل را هم تجربه میکنند. در این صورت، بلافاصله پزشک اطفال را در جریان قرار دهید.
عامل ایجاد این بیماری، باکتری استرپتوکوک است و شایعترین نشانه آن، گلودرد است. این درد میتواند آنقدر شدید باشد که کودک در بلع یا صحبت کردن هم مشکل داشته باشد. تب، تورم غدد لنفاوی و درد شکم از دیگر علائم این بیماری محسوب میشوند.

این بیماری معمولا از طریق سرفه یا عطسه پخش میشود. البته کودک شما ممکن است در اثر بازی کردن با اسباب بازی یک کودک آلوده هم به گلودرد استرپتوکوکی مبتلا شود.
در صورتی که به ابتلای فرزند خود به این باکتری شک دارید، سریعا به پزشک مراجعه کنید. در صورتی که گلودرد استرپتوکوکی در کودک تشخیص داده شود، آنتی بیوتیکها به سرعت حال او را بهتر خواهند کرد.
توصیه میشود کودک خود را تا ۲۴ ساعت بعد از مصرف اولین دوز داروی خود در منزل قرنطینه کنید تا از انتقال این بیماری به سایرین، جلوگیری شود.
آنفولانزا یکی از شایعترین انواع بیماری کودکان محسوب میشود. این بیماری به سرعت ظاهر میشود و تب، بدن درد، لرز، سردرد، گلودرد، سرفه، اسهال و استفراغ از علائم آن به شمار میروند.

آنفولانزای کودکان یک بیماری سخت و آزاردهنده است که در فصلهای سرد سال ظاهر میشود و بیش از یک هفته طول میکشد. این بیماری میتواند به عوارض خطرناکی از جمله ذات الریه را به همراه داشته باشد.
خوشبختانه واکسن سالانه آنفولانزا که در کودکان زیر ۲ سال به صورت اسپری بینی تزریق میشود، تا حد زیادی از ابتلا به این بیماری جلوگیری میکند.
اگر مشکوک هستید فرزندتان به آنفولانزا مبتلا شده است، فورا به پزشک اطفال مراجعه کنید. تجویز یک داروی ضد ویروسی مانند تامیفلو، میتواند به سرعت بهبودی او کمک کند.
چشم صورتی که به آن ورم ملتحمه هم گفته میشود، یک التهاب است که پلکها را میپوشاند. قرمزی چشم، ترشحات زرد رنگ چشم، تاری دید و پوسته چشم از مهمترین علائم این بیماری کودکان محسوب میشوند.

چشم صورتی در نوزادان، اغلب ناشی از عفونت باکتریایی است که باید با قطرههای آنتی بیوتیک درمان شود. این بیماری همچنین میتواند ناشی از ویروسی باشد که نیازی به دارو ندارد، یا آلرژی یا محرک موجود در هوا که میتواند با قطرههای چشمی برطرف شود.
در صورتی که کودک شما به چشم صورتی مبتلا شده است، تا زمانی که درمان خود را شروع نکرده، نباید به مهد کودک یا مدرسه برگردد. حداقل ۲۴ ساعت از او بخواهید که دستهای خود را مرتب بشوید و از دست زدن به چشمها خودداری کند.
آبله مرغان یک بیماری خفیف و شایع در کودکان است. نقاط قرمز و خارشدار روی پوست، مهمترین علامت این بیماری هستند که گاهی با تب هم همراه هستند. زخمهای آبله مرغان بعد از چند روز، به تاول تبدیل میشوند.

آبله مرغان بسیار مسری است و از طریق تماس مستقیم یا قطرات موجود در هوا، از فرد آلوده به افراد سالم منتقل میشود. در صورتی که زخمهای این بیماری عفونی شوند، جای آنها روی پوست باقی میماند.
در صورت ابتلای فرزندتان به آبله مرغان به مدرسه یا مهد کودک اطلاع دهید و او را در خانه نگه دارید تا از سرایت این بیماری به سایر کودکان جلوگیری شود. همچنین برای جلوگیری از خاراندن، ناخنهای کودک خود را کوتاه کرده و به او اجازه دهید شبها دستکش بپوشد.
حمام خنک هم میتواند به کاهش خارش و درد کودک کمک کند. در صورت سرگیجه، بیحسی، استفراغ، ضربان قلب سریع، تنگی نفس، یا لرزش، از دست دادن هماهنگی عضلات، سفتی گردن یا تب بالا، سریعا کودک خود را به یک پزشک متخصص نشان دهید.
همه چیز در مورد سرخک در کودکان
آسم یکی دیگر از شایعترین بیماری کودکان محسوب میشود که تقریبا ۲۰ درصد از خردسالان را درگیر میکند. تنگی قفسه سینه، خس خس گلو، سرفه مکرر که از بین نمیرود و … از مهمترین علائم بیماری آسم در کودکان محسوب میشوند.

در صورتی که فرزند شما به آسم مبتلا شده است، او را در مجاورت گرد و غبار، گرده، دود تنباکو و استرس قرار ندهید. همچنین طبق دستور پزشک، از کودک خود بخواهید هر ۲۰ دقیقه تا یک ساعت یکبار، از دستگاه تنفسی استفاده کند.
اگر علائم آسم برطرف نشدند یا حتی تشدید پیدا کردند یا در کمتر از ۴ ساعت دوباره ظاهر شدند، سریعا به یک پزشک متخصص مراجعه کنید.
ا بچه ها خیلی راحت تر ممکنه مریض بشن، ,و چند تا بیماری کودکان رو نام می بریم.
عفونت گوش کودکان
کودکان مستعد ابتلا به عفونت گوش می باشند، چرا که آنها دارای شیپور استاش کوچکی می باشند. این شیپور (مجرا) گوش میانی را به گلو متصل می کند.
هنگامی که سرماخوردگی باعث التهاب می شود، این شیپور مسدود می شود و موجب می شود که مایعات زیادی در گوش میانی و در پشت پرده گوش جمع شوند.
این تجمع مایعات، اجازه ورود میکروب ها را می دهد.
علائم شامل: تب، ایراد گیری و نق نق زدن و پر بودن گوش می باشد.
بیشتر عفونت های گوش در نتیجه ویروس ها می باشد و به خودی خود از بین می روند.
واکسیناسیون دوران کودکی می تواند از عفونت های گوش جلوگیری نماید.
آسپیرین در کودکان و نوجوانان موجب ایجاد سندرم ری می شود
این بیماری باعث تب همراه با تاول در داخل دهان، کف باسن و پاها می شود.
یک ویروس باعث این بیماری می شود.
این ویروس در تابستان و اوایل پاییز شروع به گسترش می کند.
بیشتر موارد شدید و جدی نیست و در مدت یک هفته تا ۱۰ روز خوب می شود.
این بیماری بسیار نادر و مرموز در کودکان زیر ۵ سال می باشد.
علائم شامل: تب بالا، بثورات تکه ای، ورم و قرمزی دست ها و پاها، چشمان خونی و لب های قرمز و شکاف دار می باشد.
اگر کودک درمان نشود، این بیماری به قلب آسیب می رساند و کشنده می باشد.
پزشکان هنوز نمی دانند چه چیزی باعث این بیماری می شود.
در حال حاضر این بیماری توسط واکسن، قابل پیشگیری می باشد.
در حقیقت، به خاطر تاول های قرمز و ناخوشایند، واکسن می زنند.
آبله مرغان می تواند باعث عوارض خطرناکی در نوزادان، بزرگسالان و زنان باردار شود.
قبل از کشف واکسن آبله مرغان،، تعداد بسیاری از مبتلایان به بیمارستان منتقل می شدند.

سرخک میتواند خطرناک باشد؟
اگر کودک واکسن سرخک را زده است، شما نباید نگران بیماری سرخک باشید
این بیماری با تب، آبریزش از بینی و سرفه شروع می شود.
در زمانی که این علائم ناپدید شوند، بثوراتی در تمام بدن ظاهر می شود.
بیشتر کودکان بعد از دو هفته بهتر می شوند، اما در برخی دیگر ذات الریه و یا دیگر مشکلات ظاهر می شود.
یک ویروس خفیف که معمولا باعث مشکلات جدی نمی شود.
به هر حال، این ویروس می تواند برای جنین زیان آور باشد، لذا باید مراقب زن باردار بود.
علائم شامل: تب خفیف و بثوراتی که از صورت به سایر نقاط بدن گسترش می یابد.
واکسن MMR در برابر سرخک، اوریون و سرخجه محافظت می کند.
بثورات سفت و قرمز رنگ همراه با گلودرد چرکی می باشد.
در ابتدا، بثورات بر روی قفسه سینه و شکم ظاهر می شود و سپس در تمام بدن پخش می شود.
زبان توت فرنگی و تب بالا نیز از علائم این بیماری می باشد.
اگر کودک درمان نشود، این بیماری می تواند منجر به تب روماتیسمی شود و در موارد نادر، به قلب صدمه می رساند.
به همین خاطر، در قدیم، تب مخملک یک بیماری کشنده کودک بود. اما در حال حاضر، به راحتی با آنتی بیوتیک درمان می شود.
یکی دیگر از عفونت های پوستی، عفونت قارچی می باشد.
این عفونت باعث ایجاد حلقه های فلس دار و قرمز رنگ بر روی پوست و یا تکه ای از پوست سر می شود.
این عفونت به راحتی از یک کودک به کودک دیگر منتقل می شود.
بنابراین به اشتراک گذشتن شانه، برس، حوله و لباس ها می تواند خطرناک باشد.
عفونت قارچی با داروهای ضد قارچ درمان می شود.
التهاب و یا عفونت بافت اطراف مغز و نخاع می باشد.
در نوجوانان و بزرگسالان، مهم ترین علائم شامل: سردرد، تب و سفتی گردن می باشد.
کودکان ممکن است دارای علائمی مانند: سرماخوردگی باشند و یا به شدت بی قرار شوند.
مننژیت ویروسی غالبا خفیف است، اما مننژیت باکتریایی بسیار شدید است.
اگر مننژیت درمان نشود، عوارض جدی و خطرناکی خواهد داشت.
در حال حاضر، واکسن ها برای جلوگیری از مننژیت باکتریایی موجود است.
شما هم شنیده اید که به کودکان و نوجوانان، آسپیرین ندهید؟
به علت اینکه آسپیرین در کودکان و نوجوانان موجب ایجاد سندرم ری می شود.
علائم این سندرم عبارت است از: تغییرات رفتاری، تشج و کما.
در حال حاضر با اعلام ندادن آسپیرین به کودکان، سندرم ری کمتر شده است.
ترس در کودک از جمله هیجانات طبیعی است که کودک را برای مقابله با موقعیت های خطرناک از بروز حوادث محفوظ نگه میدارد. اما کودکان با ترس از همه اتفاقات به دنیا نمی آیند بلکه آن را فرا می گیرند. آموزش اطرافیان و واکنش آن ها نسبت به موقعیت هایی که باعث ایجاد ترس می شود توسط کودک آموخته می شود و کودک در مواجه با شرایط خطرناک خود را از خطر دور می کند.
اما نکته مهم میزان اضطراب و ترسی است که کودک تجربه می کند. اگر کودک بیش از حد معمول از موضوعات روزمره زندگی وحشت داشته باشد و نتواند خود را با موفعیت های جدید تطابق دهد و یا از ترس مواجه خود را از تجربه محروم کند در سنین بالاتر با مشکلات عدیده ای مواجه می شود.
کودکان باید روند تکاملی خود را به درستی طی کنند و تجارب مربوط به دوره های مختلف سن خود را به دست بیاورند. احساس ترس در کودکان از دوری از خانواده تا ترس از موجودات خیالی و … متفاوت است. علت ترس در سنین مختلف نیز متفاوت است و در بسیاری از مواقع امری بسیار طبیعی است و جای هیچ گونه نگرانی ندارد. مانند ترس از تنها ماندن، ترس از رفتن به آغوش فرد ناشناس، ترس از رفتن به مدرسه و…. . اما نکته مهم در مورد ترس در کودک در این شرایط واکنشی است که مراقب و یا پرستار کودک از خود نشان می دهند.

علت ترس در کودکان چیست؟
مراقب و پرستار کودک باید با تسلط و غلبه بر ترس های خود بتوانند شرایطی را که باعث ایجاد اضطراب در کودک می شود را کنترل کند.

از جمله کارهایی که در این زمینه می توانند انجام دهند عبارتند از:
پیدا کردن عامل ترس
اولین و مهمترین قدم برای کمک به کودک شناسایی عامل ایجاد کننده ترس در کودک است. در این صورت شما می توانید روش های مناسب مقابله و کنترل ترس را برای کودک به کار ببرید.
مواجه کردن کودک با عامل ترس
این کار باید برنامه ریزی شده و با احتیاط صورت بگیرد تا نتیجه عکس نداشته باشد و کودک را بیش از پیش وحشت زده نکند. برای این کار سعی کنید کم کم کودک را با عامل ترس مواجه کنید و به حمایت از کودک با او اطمینان خاطر بدهید که در طول مواجه او را تنها نخواهید گذاشت. در این حین از امن بودن شرایط اطمینان حاصل کنید. اگر کودک از نظر روحی آماده نباشد این کار را به تعویق بیاندازید.
کودک را ترسو خطاب نکنید

الگوهای مناسب را به کودک معرفی کنید
خواند کتاب های قصه که در آن کودکان نقش افراد قهرمان را بازی می کنند و یا تشویق به دیدن فیلم های با نقش کودکان قهرمان می تواند به کودک در مقابله با ترس هایش کمک کند.
کودک را ستایش کنید
به او بگویید که او شجاع است و در مقابله با ترس هایش موفق خواهد شد و در این مسیر حمایت شما را همیشه خواهد داشت.
با تهدید در کودک احساس ترس را ایجاد نکنید
به کودک نگویید اگر فلان کار را انجام ندهد با خشم موجودات خیالی روبه رو خواهد شد. زیرا شما با این کار در کودک احساس اضطراب و وحشت فراوانی ایجاد خواهید کرد.
عدم استفاده از روش های تنبیهی
اگر کودک از روبه رو شدن با عامل ترس امتناع می کند از اجبار برای غلبه به ترس کودک استفاده نکنید. به او فرصت دهید تا خودش زمان مواجه را تعیین کند.
ترس های کودک را نادیده نگیرید و ان ها را مورد تمسخر قرار ندهید.
با کودک در مورد ترس هایش صحبت کنید و با شناخت علت و عامل ترس به کودک کمک کنید تا کم کم با آنها مواجه شود. کمک از یک مشاور و متخصص روانشناس کودک می تواند به شما در انجام عکس العمل درست یاری کنید. در صورتی که خودتان قادر به کمک به کودک نیستید حتما از مشاوران این حیطه کمک بخواهید. روانشناسان مرکز سلامت اول می توانند با حضور در منزل کودک و با ارزیابی شرایط محیط خانوادگی جدیدترین و علمی ترین راهکارهای روز دنیا را برای مقابله با ترس در کودک ارائه دهند.
مطالعات نشان میدهد که کودکان دو تا شش سال به طور متوسط دچار چهار تا پنج نوع ترس مختلف هستند و به طور میانگین هر چهار روز یک بار واکنشهای ناشی از ترس در آنان مشاهده میشود. همچنین پژوهشهای مختلف مشخص میکند که ترس در دختران بیشتر از پسران وجود دارد و نوع ترس دختران بیشتر از حیواناتی مانند مار، موش و سوسک است، در حالی که پسران بیشتر از اینکه مورد سرزنش و انتقاد دیگران واقع شوند، میترسند. همچنین میزان و شدت ترس در دختران بیشتر از پسران است.
معمولاً با افزایش سن، میزان و شدت ترسها کاهش مییابد، اما بعضی از ترسها در سنین خاصی تظاهر میکند. با این حال، امکان دارد ترسهای دوران کودکی پیامدهای درازمدت داشته باشد. به نظر میرسد با افزایش سن، به جای از بین رفتن ترس، سبک ابراز آن تغییر میکند. ترس موجب بعضی رفتارهای نامناسب میشود، مانند: لکنت و گرفتگی زبان، ادرار غیرارادی، خواب پریشان و با حرکات عصبی، حسودی و کمرویی.

برخی کودکان بی باک تر و بعضی دیگر محافظه کارتر هستند اما هیچ کودکی ترسو به دنیا نمیآید. ترس در کودک علتهای مختلفی مانند عوامل زیستی، عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی دارد.
الگوبرداری از والدین
برخی از ترسها در کودکان به علت الگوبرداری از والدین صورت میگیرد مثلاً مادری که از عنکبوت میترسد این ترس خود را به کودک منتقل میکند زیرا والدین الگو و سرمشق کودکان هستند و کودکان با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسایی محیطها و موقعیتهای امن از ناامن میکنند.
شیوههای زیستی غلط والدین
یکی از علتهای ایجاد ترس در کودک، شیوههای زیستی غلط والدین است. برخی از والدین متأسفانه برای ساکت کردن فرزند و برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید میکنند و یا از چیزی میترسانند و فشار روانی زیادی را به کودکان خود وارد میکنند.
عدم احساس امنیت
یکی از علتهای ایجاد ترس در کودکان، عدم احساس امنیت است. وقتی به علل مختلف کودک احساس امنیت نمیکند، دچار ترس خواهد شد مثلاً وقتی که کودک به دلیل شاغل بودن مادر، باید در جای دیگر روز خود را بگذراند دچار عدم امنیت میشود و ترسهایی در او به وجود میآید.
وابستگی شدید
یکی از علتهای ایجاد ترس در کودکان وابستگی شدید به والدین است. به همین علت کودک زمانی که از والدین خود به دلایلی جدا میشود دچار ترس و اضطراب میشود.
دیدن فیلمهای ترسناک
کودکان قوه تخیل قوی دارند و با تماشای فیلمهای ترسناک و وحشت انگیز دچار ترس میشوند زیرا این ترسها روی قدرت تخیل کودک اثر میگذارد و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد میکند.
تغییرات مکانی
برخی از کودکان به علت تغییرات نیز دچار ترس میشوند. این دسته از کودکان با عوض کردن محل زندگی خود به علت عدم آشنایی با جاهای مختلف خانه، دچار ترس میشوند. تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت، جدا شدن از والدین و… به صورت ترس از تاریکی، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان میدهد
تجربیات واقعی
بعضی از ترسها هم به دلیل تجربیات واقعی مثل تصادف کردن، گم شدن، آُسیب دیدن و… در کودک به وجود می آیند.
برخی از ترسها در کودکان طبیعی هستند و همه ترسهای کودکان نگران کننده نیستند، توجه کنید که ترسهای ایجاد شده در کودک شما نباید بیش از دو سال تداوم یابد و در صورت تداوم زیاد باید این ترس درمان شود. یک ترس عادی بدون نیاز به مداخلات درمانی کاهش یافته و از بین میرود. ترسهای غیر عادی هستند که بیش از دو سال در کودک ادامه یابد و کودک در مواجهه با این ترسها، وحشت زده شود و رفتارهایی نشان دهد که خارج از کنترل دیگران است.
پیشگیری از ترس به مراتب آسانتر و عملی تر از درمان آن است، بنابراین تا حد ممکن با حذف علل از بروز ترس جلوگیری کنید. همچنین برای درمان ترس باید علل آن شناخته شود و درمان، با توجه به علل بروز آن انجام گیرد. برای درمان ترس کودکان باید به والدین و اطرافیان کودک کمک شود، از طریق استدلال و عمل به کودک نشان داده شود که ترس او بی مورد و بیجاست، به کودک جرأت و مهارت مبارزه با ترس آموخته شود و تا حد ممکن با موقعیتهای ترس آور عملاً آشنا شود. از ترساندن کودکان از چیزهایی نظیر تاریکی، دیو و لولو به طور جدی خودداری کنید. با کودکان با نهایت محبت و مهربانی رفتار و در زمینه افزایش اعتماد به نفس آنان به طور جدی اقدام کنید. باید از قدرت و نیروی محرک ترس آور کاسته و آن محرک را با یک محرک نشاط آور توأم کنید. از مشاهده فیلمهای ترسناک و گوش دادن به داستانهای ترس آور جلوگیری کنید.
خود کنترلی، مهارتی است پنهان که به فرد توانایی مدیریت و پردازش احساسات و رفتار به شیوه سالم میدهد. خود کنترلی در بزرگسالان به سادگی منجر به کنترل احساس میشود. اما در کودکان نیاز به زمان و تمرین دارد زیرا کودکان خیالات خود را کاملاً واقعی میدانند.
برخی دیگر راه کارهای آموزش غلبه بر ترس در کودک عبارتند از:
کنترل احساسات مراقب و والدین
محققان معتقدند که برخی از ترسها جزئی از روند طبیعی رشد هستند و والدین در این موقعیتها میتوانند با فرصت طلبی، مهارتهای لازم را به کودک بیاموزند. اما برای این کار باید در ابتدا بتوانند احساسات خود را کنترل و بر شرایط تسلط پیدا کنند.
از سوی دیگر زمانی که مراقب و پرستار، کودک را دچار استرس میبینند طبیعی است که بخواهند شرایط را برای او مناسب کنند، اما باید به این نکته توجه کرد اگر کودکان همیشه از این موضوع مطمئن باشند که دیگران شرایط را برای انها بهبود میدهند، نمیتوانند مهارتهای لازم را یاد بگیرند. به همین دلیل مراقبین کودک باید با نظارت و حمایت خود به کودک مهارتهای لازم را آموزش دهند.
صحبت کردن با کودک
در مورد هر چیزی که باعث ایجاد ترس در کودک شده است با او صحبت کنید گاهی کودکان نمیتوانند کلمات مناسبی را برای بیان علت ترس خود بیان کنند. با سوالات جزئی به علت دقیق ترس کودک پی ببرید: به عنوان مثال آیا از سگ ترسیدی؟ آیا او به تو آسیب زد؟ آیا از صدای پارس سگ ترسیدی.
ترسهای کودک را جدی بگیرید
زمانی که یک موضوع باعث ترس کودک شده است از دید خود به عنوان یک بزرگسال به مساله نگاه نکنید و به کودک نگویید که این موضوع ترسناک نیست. بلکه کاملاً کودک را درک کنید و در مورد ترس او به او حق بدهید. به اوکمک کنید احساس شجاعت کند و به تدریج بتواند به تنهایی ترس خود را کنترل کنند.
- اگر کودکتان شش ساله است و نمیتوانید مدت کوتاهی او را در خانه تنها بگذارید و به نانوایی روید، به فکر باشید.
- اگر فرزند شما برای مدتی طولانی دچار ترس خاصی شده است، بهتر است یک روانشناس را ملاقات کنید.
- اگر ترس فرزندتان شدید است مثلاً اگر او از تنها خوابیدن میترسد و هر چند ساعت یکبار به علت ترس بیدار شده و حضور شما را چک میکند لازم است این ترس درمان شود.
- اگر ترس فرزندتان سبب محروم شدن او از برخی موقعیتهای مفید مانند رفتن به مهد، بازی کردن با اسباب بازیهای شهربازی و … میشود باید این ترس را درمان کنید.
روانپزشکان تاکید دارند آنچه برای سلامت روان کودک مضر است تربیت کودک به گونهای است که او برای هر کاری از دیگران اجازه بگیرد و قدرت «نه» گفتن نداشته باشد این کودکان معمولاً کاملاً تابع محیط هستند و خواستهها، عواطف، امیال و اهداف دیگران را دنبال میکنند. متأسفانه برخی والدین کودکان آرام، سر به زیر، محجوب و خجالتی را ترجیح میدهند و کودکان پرجنبوجوش نمیپسندند این در حالی است که کودک باید توان ابراز نظرات خود را داشته باشد.
مطیع بار آوردن کودک خطرناکتر است زیرا از خود ارادهای ندارد و خواستههای دیگران را بدون تجزیه و تحلیل میپذیرد معمولاً والدین این کودکان از آنها انتظار دارند که رشته تحصیلی همسر آینده و حتی غذا و شغلی که آنها دوست دارند را انتخاب کنند. در آموزههای دینی و روانشناسی تأکید شده است که کودکان از سن ۷ تا ۱۴ سالگی از والدین خود تبعیت کنند زیرا این دوران باید با تحصیل و فراگیری برخی مهارتهای ضروری همراه باشد.

اصرار نکنید
کودکتان را مجبور نکنید کاری را انجام دهد که از آن میترسد؛ زیرا این کار شما موجب وارد شدن صدمه روانی به او میشود.
کودک را تحقیر و سرزنش نکنید
کودکتان را به علت ترسی که دارد سرزنش نکنید، بلکه به جای سرزنش کردن و تحقیر کردن با او همدلی کنید. در مواقعی که کودکتان احساس ترس و خطر میکند در او احساس امنیت ایجاد نمائید مثلاً کنارش باشید و او را مطمئن کنید که مراقبش هستید.
عامل ترس را رفع کنید
با مراجعه به روانشناس و کمک گرفتن از او سعی کنید ترس کودکتان را اگر از نوع نگران کننده است را رفع کنید.
صبور باشید
صبر داشته باشید، زیرا ترس کاهش مییابد و یکباره از بین نمیرود.
با کودک بازی کنید
برای کاهش ترس کودک از بازی، فیلم و گفتن قصه کمک بگیرید زیرا کودکان از بازی و قصه نکات زیادی را یاد میگیرند.
ایجاد احساس استقلال در کودک
سعی کنید کودک را مستقل بار بیاورید، زیرا کودکان وابسته بیشتر از بقیه دچار ترس میشوند.
مقایسه نکنید
اگر به کودکتان بگوید مثلان فلانی از تو کوچکتر است اما از هیچ چیز نمی ترسد؛ با این کار نه تنها ترس را در او کاهش نداده اید بلکه با مقایسه او با همسالانش، عزت نفسش را از بین بردهاید.
It’s natural for children, like adults, to experience emotional ups and downs. For some children, feeling “blue” for an extended period can be a sign of depression. If your child’s mental health interferes with social activities, interests, schoolwork or family life, it's time to get help.
Depression is a mood disorder that can cause someone to feel sad, irritable or hopeless. It may affect your sleep, appetite or relationships with others. Depression can also cause you to lose interest in hobbies or activities you once enjoyed. In severe cases, depression can lead to thoughts of suicide.
Depression is typically diagnosed if symptoms last two weeks or longer. It should only get evaluated, diagnosed and treated by a healthcare provider. Although depression is a serious medical condition, it’s usually treatable
Depression can affect people of any age, including children. Although children naturally have mood swings as they grow and develop, depression is different. The disorder can affect how children interact with friends and family. It may prevent them from enjoying school, sports, hobbies or other normal childhood activities.
In children, depression and anxiety often go hand in hand. Anxiety is a medical condition that causes feelings of fear, panic or worry about everyday situations. Sometimes, depression or anxiety in children gets chalked up to “growing pains.” But if you have any concerns about behavioral or mental health, talk to a healthcare provider.
Depression and anxiety are among the most common mental health disorders in children. About 7% of children ages 3 to 17 have anxiety; about 3% deal with depression.
Both depression and anxiety tend to be higher in older children and teenagers between the ages of 12 and 17. An estimated 3.2 million adolescents aged 12 to 17 in the United States had at least one major depressive episode. This number represented 13.3% of the U.S. population aged 12 to 17. An estimated 31.9% of adolescents have had an anxiety disorder.
Depression and anxiety in children can have many causes, including:
Parents should look out for the following signs of depression in children:
Signs of anxiety in children may include:
National surveys from the government show the overall risk. In 2019, for example, nearly 9% of high school students attempted suicide at least once over the course of a year. Thinking about suicide also continued to rise from previous years . Although less common, young children do attempt suicide as well.
Watch your child closely for the warning signs of suicidal behavior, including:
If you think your child is showing signs of depression or anxiety, talk to a healthcare provider. Start with your child’s pediatrician. Your pediatrician may refer you to a mental health professional for a more detailed evaluation.
A healthcare provider will likely start by ruling out conditions that may be causing your child’s mood issues. Illnesses known to cause symptoms of depression include:
There are no tests to diagnose depression. A mental health evaluation should include interviews with you (the parents) and your child. Information from teachers, friends and classmates can also shed light on your child’s mood and behavior changes.
Treatment options for children with depression are like those for adults. Your child’s healthcare provider may recommend:
Cognitive-behavioral therapy (CBT) is a form of psychotherapy that can treat anxiety or depression in children. CBT helps children learn to think more positively and control negative behaviors. It can also help children manage anxiety by getting to the root of their fears and worries. Therapy gives children tools to cope with anxiety and depression in healthier ways.
The most common antidepressant medications for children are selective serotonin reuptake inhibitors (SSRIs). These medications increase the level of serotonin in the brain. Serotonin is a chemical that can help increase feelings of happiness and well-being.
Use extra caution with antidepressants in children. Some children show no improvement with the medications, or may even feel more depressed. If a healthcare provider recommends antidepressants, watch your child’s condition closely. Never allow your child to stop taking antidepressants suddenly. Doing so can cause serious side effects or make depression worse.
Depression can result from certain situations in life or may have a biological cause. As a parent, you can’t always control the stressors in your child’s life. But you can help improve your child’s mental health by ensuring they get:
Every child is different. Some children may outgrow depression or anxiety. Others may need to manage these conditions for the rest of their lives. You can help your child now by making sure they get a proper diagnosis and the right treatment.
A note from Cleveland Clinic
While it may be difficult to watch your child dealing with depression or anxiety, help is available. The right treatment can ensure your child continues to grow and thrive throughout their development. In addition to medical help, you can support your child by making sure they have a healthy environment at home, at school and in the community. Always let your child know they can communicate openly and honestly about their feelings.



افسردگی بچهها با نشانههایی همچون گوشه گیری، کم وزنی یا چاقی، بدخلقی کودک شناخته میشود. تشخیص افسردگی در سنین پایین مشکلتر است. کودکان افسردگی را با دردهای جسمی مثل دل درد، سردرد بروز داده و با بالا رفتن سن کودک علائم افسردگی در کودک متفاوت میشود.

همانطور که گفته شد تشخیص افسردگی در بچهها نسبت به بزرگسالان سختتر بوده و والدین و مسئولان تربیتی به راحتی متوجه نمیشوند، از جمله شایعترین علائم در کودکان افسرده به شرح زیر میباشد.
-چسبیدن به والدین و پرستاران
-نرفتن به مدرسه و ترسهای شدید
-افسردگی در سنین پایین با دردهای جسمی مثل دل درد، سردرد نیز ارتباط دارد.
با بالا رفتن سن کودک و رسیدن به نوجوانی افسردگی به صورتهای زیر بروز میکند:
-بدخلقی
-شرکت نکردن در فعالیتهای خانوادگی
-کم وزنی یا چاقی
-بی رمقی
-احساس بی ارزشی
-احساس گناهکار بودن
برای تشخیص افسردگی در سنین پایین تقریبا از همان معیارهای بزرگسالان استفاده میکنند. اما باید در نظر گرفت با بالا رفتن سن بعضی نشانهها از بین میرود. دردهای بدنی، زود خشمگین شدن و انزوا از جمعها در کودکان بیشتر دیده میشود. اما فکر و حرکات آهسته و خواب زیاد در کودکان افسرده بروز نمیکند اما در نوجوانان مشاهده میشود.
افسردگی در کودکان از جمله مسایلی است که کمتر والدی نسبت به آن حساسیت به خرج داده و یا جدی می گیرند. برخی حتی گمان نمی کنند که حالات منفاوت کودک ناشی از افسردگی باشد.
اگر به بروز علائم افسردگی در کودک مشکوک هستید بهتر است ارتباط خود را با او بیشتر کرده و با پرسیدن سوالاتی در مورد اینکه چه احساسی دارند و چه چیزی برای او آزاردهنده می باشد به علت رفتارها پی ببرید.
به طور معمول آنچه در پاسخ چنین سوالاتی خواهید شنید چیزی شبیه به اینکه شاد نیستم و یا همیشه غمگینم خواهد بود. علاوه بر این ممکن است نظراتی حاکی از بی ارزشی، تمایل به خودازاری و آسیب رساندن به خود، علاقه به مرگ و در نهایت افکاری حول خودکشی به میان بیاورد.
والدین حتما باید چنین پاسخهایی را جدی گرفته و از کنار آن ها بی تفاوت نگذرند. چرا که نوجوانان افسرده با احتمال بسیار بالایی به خود اسیب جدی وارد می کنند.
بهترین راه تشخیص افسرده بودن کودکان و نوجوانان مشورت با روانشناسان و روانپزشکان متخصص در حوزه کودک و نوجوان است. با مراجعه به متخصص رواندرمانگر، کودک در پاسخ به پرسشنامه های افسردگی نتایج دقیق تری از وضعیت روحی خود گزارش می کند. در مورد تشخیص افسردگی کودکان دبستانی، صحبت با معلمان و بررسی مشاهدات آن ها مفید خواهد بود.
چند عامل میتواند در بروز این اختلال در کودکان تاثیر داشته باشد، عوامل شخصیتی و مشکلات روانی موجود در کودک مثل؛ نداشتن اعتماد به نفس، کم رویی، وابستگی عاطفی، استرس (وقایع مهم زندگی ومشکلات خانوادگی)، مشکل در سلامت فیزیکی، عملکرد تحصیلی ضعیف از جمله عواملی هستند که در بروز افسردگی در سنین پایین دخالت دارند.
افسردگی در بچههای کوچکتر با بدرفتاریهای فیزیکی، سوء استفادههای جنسی، بی توجهی و غفلت والدین ارتباط دارد. از دیگر عوامل زمینه ای میتوان به طلاق پدر مادر، داشتن نامادر و یا ناپدری، مضطرب بودن مادر در دوران حاملگی و شیردهی و عوامل ژنتیکی اشاره کرد. با به کارگیری روشهای صحیح فرزند پروری میتوانید از بروز بیماریهای روانی در آنها جلوگیری کنید. مطالعه مقاله تربیت فرزند میتواند در این زمینه راهگشا باشد.
میزان شیوع افسردگی در سنین پایین متفاوت است و بستگی به سن آنها دارد. به طوری که در کودکان کوچکتر 2 تا 5 درصد و با افزایش سن میزان شیوع به 4 تا 8 درصد میرسد. علاوه بر سن تفاوت جنسیتی در بروز این اختلال وجود دارد. در دختران افسردگی به همراه مشکلات بی اشتهایی، احساس بی ارزشی و گناهکاری بیشتر میباشد. همچنین افسردگی در سنین پایین با سایر اختلالات روانی همبستگی زیادی دارد.
از جمله این اختلالات میتوان به طیف اختلالات اضطرابی، و اختلال سوء مصرف مواد اشاره کرد. همراهی افسردگی با دیگر اختلالات در نوجوانان میتواند عواقب منفی زیادی به جا بگذارد برای مثال؛ کاهش در عملکرد تحصیلی، افزایش کشمکش با والدین، و خطر اقدام به خودکشی از جمله این معضلات است.
درمان افسردگی به دنبال تشخیص میآید پس ابتدا باید علت اصلی افسردگی تشخیص داده شود از آنجا که از ابتدای این مقاله توضیح داده شد تشخیص کودکان افسرده کار آسانی نیست؛ پس بهتر است برای کمک به فرزندتان در صورت دیدن علائم، کار تشخیص را به متخصص واگذار کنید. برای درمان، متخصصان از روشها و دیدگاههای متفاوتی استفاده میشود، از جمله درمانها میتوان به دارو درمانی، بازی درمانی، روان درمانی و خانواده درمانی اشاره کرد.
درمانهای دارویی به دلیل عوارض ثانویهای که ایجاد میکنند خط اول درمانها نیستند و برای درمان، متخصصان ترجیح میدهند از درمانهای غیر دارویی استفاده نمایند.ی.
داشتن زمینه خانوادگی در ابتلا به برخی اختلالات نقش بسزایی دارد. از این رو کودکانی که در خانواده آن ها یک فرد مبتلا به افسردگی وجود دارد با احتمال بیشتری نسبت به دیگر کودکان به افسردگی دچار می شوند. علاوه بر این تفاوت موجود در سن ابتلا نیز اثر می گذارد. به این معنی که اگر والدین افسرده باشند کودکان در مقایسه با سایر کودکانی که والد افسرده ندارند، در سنین پایین تری به این اختلال مبتلا می شود و اولین دوره تجربه اختلال در کودکی او رخ می دهد. از دیگر عوامل خطرساز افسردگی برای کودکان، عضو خانواده پرجمعیت بودن و سو مصرف الکل و مواد مخدر داشتن می باشد.
کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی تقریبا مشابه با شیوه های بزرگسالان مبتلا از جمله داروهای ضد افسردگی و روان درمانی، درمان می شوند. از دیگر روش های مورد استفاده در درمان کودکان مبتلا بکار بردن روش های تثبیت خلق و خو می باشد. در تحویز داروهای افسردگی به کودکان باید احتیاط و دقت کامل و لازم به کار برود. چرا که عوارضی مانند تشدید علائم و بروز حالات شیدایی و بیش فعالی در آن ها دور از انتظار نیست.
سازمان جهانی غذا و دارو (FDA) نیز در به کار بردن دقت لازم برای تجویز داروهای ضدافسردگی کودکان تاکید بسیار داشته است. هشدارهای متناوبی مبنی بر افزایش احتمال خودکشی و یا تمایل به اقدام به خودکشی در کودکان مصرف کننده داروهای ضد افسردگی داده است. چنانچه کودک شما با داروهای ضدافسردگی درمان می شود باید به دقت مراقب رفتارها و جزییات تغییرات روحی کودک باشید و تمام آن ها را با پزشک درمانگر و یا مشاور رواندرمان در میان بگذارید.
افسردگی دوران کودکی متفاوت از «احساس ناراحتی» و دیگر احساساتی که همگام با رشد کودک تظاهر می یابند. تنها ناراحت بودن کودک، الزاما به این معنا نیست که او دچار افسردگی شدید می باشد. چنانچه ناراحتی کودک طولانی شده یا فعالیت های اجتماعی، علایق، تکالیف درسی و زندگی خانوادگی او را مختل نماید، می تواند نشان دهنده ی وجود افسردگی باشد. به یاد داشته باشید با اینکه افسردگی یک بیماری جدی است اما قابل درمان نیز می باشد.
علایم افسردگی در کودکان متفاوتند. افسردگی در کودکان معمولا تشخیص داده نشده و در نتیجه درمان نمی شود؛ چرا که علایم آن معمولا به عنوان احساسات طبیعی و تغییرات روانی همگام با رشد، تلقی می شود. مطالعات اولیه ی پزشکی بر روی افسردگی«پنهان» تمرکز کرده اند؛ که در آن، افسردگی کودک خود را در قالب رفتارها یا فعالیت های خشن نشان می دهد. با اینکه علایم مذکور در کودکان کم سن و سال تر رخ می دهند، با این حال در بسیاری از کودکان همانند بالغین مبتلا به افسردگی، کاهش سطح خلق و خو دیده می شود. علایم اولیه ی افسردگی حول محور غم، احساس ناامیدی و تغییرات خلقی قرار گرفته اند.
تمام کودکان الزاما همه ی این علایم را ندارند. در حقیقت، بسیاری از آنها علایم مختلفی را در زمان و شرایط متفاوتی بروز خواهند داد. با اینکه ممکن است برخی کودکان دچار افسردگی شدید فعالیت خود در محیط های سازمان یافته را به صورت معقولی ادامه دهند، اما اغلب آنها از تغییرات آشکار در فعالیت های اجتماعی، از دست دادن علاقه به مدرسه، عملکرد تحصیلی ضعیف و یا تغییر ظاهر رنج می برند.کودکان ممکن است به مصرف الکل یا مواد مخدر نیز روی بیاورند، بویژه زمانی که سن آنها بیشتر از 12 باشد. اگر چه خودکشی در افراد زیر 12 سال نادر است با این حال گاهی شاهد این اتفاق هستیم. همچنین کودکان ممکن است زمانی که ناراحت یا عصبانی هستند رفتارهایی بدون فکر انجام دهند. احتمال اقدام به خودکشی در دختران و میزان موفقیت آن در پسران بیشتر است. کودکانی با سابقه ی خشونت خانوادگی، سوء مصرف الکل و یا سوء استفاده ی جسمی یا جنسی نسبت به آنهایی که فقط علایم افسردگی را دارند با خطر خودکشی بیشتری روبرو هستند.
تا 3 درصد از کودکان و 8 درصد از نوجوانان در ایالات متحده از افسردگی رنج می برند. افسردگی بویژه در پسران زیر 10 سال شایع تر است اما با رسیدن به 16 سالگی میزان آن در دختران بیشتر می شود. اختلال دوقطبی در نوجوانان بیشتر از کودکان می باشد. با این حال اختلال دوقطبی در کودکان نسبت به نوجوانان بسیار شدیدتر است. این اختلال می تواند همراه با اختلالاتی نظیر بیش فعالی-کم توجهی ADHD، اختلال وسواسی-اجباری OCD و یا اختلال رفتاری CD همراه باشد.

افسردگی در کودکان، همانند افراد بالغ می تواند در اثر ترکیبی از عوامل مرتبط با سلامت جسمی، حوادث زندگی، سابقه ی خانوادگی و اختلالات بیوشیمیایی بوجود بیاید. افسردگی یک حالت گذرا نیست و بدون درمان مناسب از بین نخواهد رفت.
کودکانی با سابقه ی خانوادگی افسردگی در خطر بالاتر ابتلا به افسردگی قرار دارند. کودکانی که والدین آنها از افسردگی رنج می برند در مقایسه با کودکانی که والدین آنها دچار افسردگی نیستند در سنین پایین تری اولین دوره ی افسردگی خود را تجربه می نمایند.کودکان خانواده های پرجمعیت و کودکان و نوجوانانی که سوء مصرف الکل یا مواد مخدر دارند در خطر بالاتر ابتلا به افسردگی قرار دارند.
چنانچه علایم افسردگی در کودک شما به مدت بیش از 2 هفته طول کشید باید یک برنامه برای ملاقات با پزشک او ترتیب دهید تا اطمینان حاصل نمایید که این علایم ناشی از علل جسمی نیستند و در ضمن کودک تان درمان مناسب را دریافت خواهد کرد. همچنین توصیه می شود با یک متخصص روان درمانگر که در حوزه ی کودکان فعالیت می کند مشورت نمایید. به یاد داشته باشید که ممکن است متخصص اطفال از شما بخواهد که به تنهایی با فرزندتان صحبت نماید. یک ارزیابی سلامت روان باید شامل مصاحبه با والد (یا کسی که وظیفه ی اصلی مراقبت از کودک را بر عهده دارد)، خود کودک و هر آزمایش روانشناختی ضروری باشد. اطلاعات معلمان، دوستان و همکلاسی ها نیز می تواند در نشان دادن این موضوع که علایم فرزندتان در تمام فعالیت های او تداوم دارند و نسبت به رفتارهای گذشته اش تغییر قابل توجهی پیدا کرده اند مفید واقع شود.
هیچ آزمایش اختصاصی ای-چه از نوع پزشکی و چه از نوع روانشناختی- وجود ندارد که بتواند به طور واضحی افسردگی را نشان دهد اما ابزارهایی نظیر پرسشنامه ها (هم برای کودک و هم برای والدین) همراه با اطلاعات فردی می توانند به تشخیص افسردگی در کودکان کمک کنند. گاهی مواقع جلسات درمانی و پرسشنامه های مذکور می توانند از عوامل دیگری نظیر ADHD، اختلال رفتاری و OCD که باعث افسردگی می شوند پرده بردارند .برخی متخصصین اطفال غربالگری سلامت روان را در سن 11 سالگی شروع کرده و آن را هر سال یک بار تکرار می کنند.
گزینه های درمانی موجود برای کودکان مبتلا به افسردگی مشابه افراد بالغ و بزرگسال بوده و شامل روان درمانی(مشاوره) و دارو درمانی می باشد. نقش خانواده و محیط کودک در فرایند درمان در مقایسه با بزرگسالان متفاوت است. پزشک کودک تان ممکن است در ابتدا روان درمانی را پیشنهاد کند و داروهای ضد افسردگی را برای زمانی در نظر بگیرد که روان درمانی موثر واقع نشده است. مطالعات تا این لحظه نشان داده اند که ترکیب روان درمانی و دارودرمانی در درمان افسردگی بیشترین اثربخشی را دارد. همچنین مشخص شده است که داروی ضد افسردگی Prozac در درمان افسردگی در کودکان و نوجوانان موثر است. این دارو برای درمان افسردگی در کودکان 8 تا 18 ساله، مورد تایید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) می باشد. داروهای دیگر زمانی استفاده می شوند که بیماری های همراه دیگری منجر به بروز افسردگی شده باشند.
کودکان مبتلا به اختلال دو قطبی معمولا با استفاده از روان درمانی و ترکیبی از داروهای مختلف نظیر یک داروی ضد افسردگی و یک داروی تثیبت کننده روان درمان می شوند. داروهای افسردگی باید با احتیاط مصرف شوند چرا که می توانند باعث ایجاد درجاتی از جنون و یا دیگر رفتار های بیش فعال در کودکان دچار اختلال دو قطبی گردند. مدیریت داروهای مورد استفاده ی یک کودک باید بخشی از برنامه ی مراقبتی کلی باشد خود که شامل درمان و قرارهای ملاقات متداول می باشد.
سازمان غذا و داروی آمریکا هشدار داده که داروهای ضد افسردگی ممکن است احتمال افکار و رفتارهای مرتبط با خودکشی را در کودکان و نوجوانان مبتلا به افسردگی یا دیگر اختلالات روانشناختی افزایش دهند. چنانچه سوال یا نگرانی خاصی دارید در مورد آن با روان درمانگر خود صحبت کنید. علاوه بر این، چنانچه کودک شما از داروهای مذکور استفاده می کنید بسیار مهم است که به دقت توسط پزشک تحت پیگیری باشد.

مطالعات نشان داده اند که امروزه سن ابتلا به افسردگی در کودکان کاهش یافته است. همانند بزرگسالان، افسردگی در کودکان نیز می تواند در سال های آتی زندگی عود کند. افسردگی معمولا همزمان با دیگر بیماری های جسمی رخ می دهد. طبق مطالعات، از آنجایی که ممکن است افسردگی نشانه ای از بروز قریب الوقوع بیماری های شدید روانی در سال های بعدی زندگی باشد، بنابراین تشخیص، درمان و پایش هر چه سریع تر آن حیاتی است.
بعنوان یک بیمار، گاهی انکار افسرده بودن فرزندتان آسان ترین راه است. ممکن است به دلیل انگ های اجتماعی ای که در رابطه با بیماری های روان وجود دارند، درمان فرزندتان را به تعویق بیاندازید. برای شما بعنوان یک والد، بسیار مهم است که با افسردگی آشنایی داشته و از اهمیت درمان آن و تاثیری که رشد جسمی و روانی فرزندتان می گذارد آگاه باشید. همچنین بسیار مهم است که درمورد اثرات احتمالی آتی افسردگی بر زندگی فرزندتان در دوران نوجوانی و بزرگسالی آموزش ببینید.
والدین باید در خصوص علایمی که نشان دهنده ی خطر اقدام به خودکشی کودک هستند حساسیت بیشتری داشته باشند. علایم هشدار دهنده ی تمایل به خودکشی در کودکان عبارتند از:
It is no surprise that young children are fans of all kinds of animals because they are the protagonists of most of the stories they know and the cartoons they see. At home, they are the best imitating sounds of animals: meow! woof! baa! one of the favorite games between parents and children.
That’s why seeing them live and close up causes them so much emotion, especially if it’s a species they have never seen before. Curious fact: Most children under three years of age are not afraid of animals, even if they are ten times bigger than them, such as a horse or a tiger.

Photo by amandaxpea via Instagram
Children love to hear music, and while doing so, their body begins to move. Dancing is a natural reaction to them, they have a natural predisposition to move to the rhythm of music and casually, the more they synchronize their movements with music, the more they like it. These movements give them pleasure and are often accompanied by a big smile.
They have a significant advantage over adults, and it’s that they get carried away and feel no shame at all. This disinhibition allows them to enjoy the dance with greater freedom. Curious fact: children who grow up listening to music, singing songs, and moving to the beat of the music, enjoy a better sensory system, creating more links in the neural connections of the brain.

Photo by ofgraceandheart via Instagram
Although it may be difficult to keep up with an explorer child, exploring is good! Small kids are always excited to move, explore, see and touch everything they can. They use their senses and their bodies to discover the world. If you want to make your child happy, take him to places where he can learn how things work, how they look inside, and how they are made.
When a child is between 1 and 3 years old, he is probably interested in everything, especially if it is something new or different. Travel with him, take him to places where he can marvel at his surroundings and explore colors, textures, and shapes different from those he sees at home.

Children are naturally attracted to fantasy, and their imagination has no limits! They love hearing stories and singing songs that tell simple stories. And, what we don’t know, is that through these stories, they see their own reality reflected and discover the world around them. They ask for stories because they need to understand many things: ‘why?’ is their favorite question. After all, the primary purpose of stories is to convey the meaning of life.
Take time to read to your children, tell them stories about their grandparents, their siblings, and when they were younger, you will make them very happy.

Photo by carmen_dunham via Instagram
What for adults is a discipline for exercise, for young children, is one of their favorite games. It is a very healthy behavior that is usually given to young children when they are beginning to feel autonomous, it gives them a sense of freedom, and it also burns energy. Sometimes it also serves as a way to compete with others when it comes to getting first to a place.
A beach is a perfect place for small children to run endlessly, the feeling of sand on their feet, sunlight, breeze and large open spaces will make them truly happy. You can carry a ball and organize games in which the whole family participates.

Photos by candice_gleason_photography via Instagram
If it’s impressive for adults to see shows, rituals, and dances in which people are dressed in typical costumes, imagine for children. For them, it’s like seeing in flesh and bone their favorite characters. They will be so excited that they will continue to talk about it for a long time.
Likewise, dressing in other people’s clothes, disguising, and playing the roles of others, makes them feel creative and in a fantasy world. This game doesn’t have to be limited to celebrations and special dates, if you give your child an old trunk of clothes, he will spend many hours entertaining, playing different roles.

Photo by dianaaaabiggail via Instagram
The truth is that going to the beach is something that is enjoyed by all ages, although at every stage of our lives we live an entirely different experience. In the case of children, it is perfect because it’s the place where they can feel free to run, scream, jump, play ball and many other things that are limited indoors.
If you live in a city that doesn’t have beaches, try to plan a beach vacation while your children are still young. Play with them to build sandcastles, to bury yourselves and to make sand balls, these family activities will be memorable for your little ones.

Photos by erachinskaya via Instagram
What child hasn’t experienced playing during the bath, in the pool or just jumping in a puddle? Playing in the water is one of the children’s favorite things, and there are very simple ways to please this taste. They can fill balloons with water and organize “battles,” shoot with water guns at the “enemy,” or play with the hose while watering the plants.
Whenever you can, take your little ones to play on beaches, cenotes or any place where they can enjoy the sensation of water. You will be giving them much more than a fun time, you will contact them with nature and also it will be easier to teach them to raise awareness about caring for the environment.

Photo by zallibhai via Instagram
Although we know that looking after young children is crucial, sometimes all it takes to make a child happy is to give them something sweet. There is a relationship between sweet taste and growth. The explanation is that children spend a lot of energy during the growth stage and that is why the body needs to increase the consumption of foods with sugar as they provide energy.
Spoil them with a natural fruit juice, a chocolate ice cream, jellies or some dessert from time to time. It will double the fun if you prepare something together at home or if you serve it creatively.

Photos by pinkplumeria88 and playacarla via Instagram
If you want your child to have fun and also learn, put it to do crafts and experiments, you will enjoy it very much. Better if it includes bright colors, paint and much glue with which they can dirty their whole body. That’s right, the more chance they have of getting dirty, the happier they are.
If you have the opportunity to take them to play parks with mud, bubbles, sand or anything that can get dirty, they are going to have fun like never before.

Photos by Nexcare and thehappygrahams
While laughter is the expression of the joy of a child, we can assure you that your company, your attention, respect, confidence, and security, is what propitiates the real happiness of a child, since they feel loved and accepted.



As a parent, you’re responsible for your child’s health and happiness, which can sometimes be pretty stressful and overwhelming. Luckily, you can raise your child to be a happy person by caring for them, paying attention to them, and talking to them about their emotions. As your children grow up, you can guide them through life’s challenges and encourage them to focus on happiness and fulfillment.
Method1
Nurturing Social and Emotional Happiness
1
Help your child understand and identify their emotions. Children rely on their parents to help them talk about their emotions. If your child is feeling happy, sad, upset, or excited, talk with them about it and tell them about your experience with that emotion. This helps to instill emotional intelligence in children, and helps them become more in tune with their feelings as they grow up.[1]2
Encourage them to spend time with their friends. Social connections are extremely important for children, so be sure to give them enough time with their friends. Organize play dates for younger children, and allow older kids to spend time with their friends from school and extracurricular activities. Try to help them devote at least 2 hours each week to spending time with friends.[2]3
Consider limiting "screen time" to 2 hours per day. Recent studies have shown that tweens and teens who spend more time in front of screens playing games, texting, or using social media reported feeling less happy. While social connection online is important, remind your children to have other forms of social connections that are based on face-to-face interactions.[3]4
Ask your children about what makes them happy. Talking about what makes you feel happy or thankful is a great way to recognize happiness in everyday life and turn negative experiences into positive ones. During mealtime or before bed, talk to your children about 1 thing in their day that made them feel happy or 1 thing that they’re thankful for in their life.[5]Method2
Encouraging Routine and Responsibility
1
Create a daily routine and encourage healthy habits. Teach your child the importance of personal hygiene and daily routines, like keeping a regular bedtime, exercising for at least 30 minutes per day, and spending time outside. Try to keep a regular schedule yourself each day so that your child can see the benefits of these habits.[6]2
Entrust them with more responsibilities. As your child gets older, you can make them feel like an important part of the family by giving them household jobs. Keeping them involved and holding them to a reasonable standard for their work will instill a sense of pride in their success. When they know that they’re important, they may be more happy to help.[7]3
Keep them engaged with games, toys, and activities. Having fun is an important part of being happy, no matter what age you are! Let your child participate in a variety of games, crafts, and activities, and encourage them to make up their own. While playing, children of all ages can discover new interests and practice the skills that they’re good at.[9]4
Encourage your child to learn new skills. Children of all ages encounter new challenges every day, and older children may want to try out a new activity that they’ve never done before. When they do, support and encourage them with positive words, help, and persistence. Give them space to tackle the obstacle first, but don’t be afraid to step in to help them if they need it.[11]Method3
Being a Positive ParentDownload Article
1
Be a role model for your children. Your children look up to you for guidance throughout their life. Show them that happiness is an important part of your life, and talk to them and show them how you make yourself happy. Treat others with respect and hold yourself to the same standards that you have for them.[12]
2
Take at least 1 hour for yourself each week. To ensure that you’re feeling fulfilled and happy in your life, spend time doing things that you enjoy for at least an hour every week. Whether it’s reading, taking a relaxing bath, or exercising, make time to take care of yourself.[13]3
Maintain a positive attitude when things go wrong. Parenthood can be extremely frustrating and overwhelming at some moments. When you’re feeling upset, take a deep breath and try to look at the situation from a different perspective.[14] Have a positive conversation about the issue, and come to a solution that works for everyone.[15]4
Be understanding when your child fails. Children aren’t perfect, and will often make mistakes and test boundaries as they’re growing and learning.[17] If your child doesn’t succeed at the things that they try or breaks a rule, remind them that everything will be okay and that failures and mistakes are part of life.[18]



بیش فعالی(ADHD) یا اختلال نقص توجه یکی از شایعترین عارضههایی است که عموماً در سنین پایین مشاهده میشود. بر اساس تحقیقات، چیزی در حدود ۳ تا ۵ درصد از کودکان کمتر از ۷ سال و نوجوانان در دوران بلوغ با این عارضه دستوپنجه نرم میکنند. ابتلا به این عارضه ممکن است با مشکلات متعددی نظیر تحرک بیش از اندازه و ناتوانی در تمرکز همراه باشد.
.
بیش فعالی (ADHD) نوعی اختلال رفتاری – رشدی است که باعث بروز واکنشهای تکانشی، اختلال در یادگیری و فعالیتهای فیزیکی بیش از اندازه شده و با برخی رفتارهای غیرعادی همراه است. اختلال نقص توجه بیشتر در کودکان تشخیص داده میشود. با این حال، این اختلال در بزرگسالان نیز مشاهده شده و میتواند زندگی فردی و اجتماعی شخص را با معضلاتی جدی مواجه میکند.
ابتلا به این عارضه، غالباً تمرکز طولانیمدت بر روی یک مسئله واحد را با مشکل مواجه کرده و ممکن است با برخی عوارض روانی نظیر اختلال دوقطبی یا افسردگی همراه باشد. بهخاطر داشته باشید، رسیدگی نکردن به این بیماری میتواند مسائل و مشکلات بسیار حادی را ایجاد کند؛ بنابراین، در صورت مشاهده علائم این بیماری لازم است هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کرده .
شایعترین علائم بیش فعالی عبارتاند از:
نکته:
علاوهبرآن چه گفته شد، طیف گستردهای از رفتارها و واکنشهای فردی را میتوان از بارزترین نشانههای این بیماری دانست. اگر هر یک از علائم یاد شده را در خود یا در فرزندانتان مشاهده میکنید، لازم است هر چه زودتر به پزشک مراجعه کنید.

پزشکان و پژوهشگران، بهمنظور سادهتر کردن روند تشخیص، ADHD را به سه گروه عمده تقسیم کردهاند؛ بنابراین، انواع بیش فعالی عبارتاند از:
اختلال بیتوجهی یکی از انواع بیش فعالی است. افراد مبتلا به این نوع ADHD در تمرکز، اتمام کارها و وظایف و پیروی از دستورالعملها مشکل دارند. به باور متخصصان، بیشفعالی کودکان و بهویژه دختران عمدتاً ازاینگونه است. با توجه به منزوی بودن این دسته از کودکان و عدم تمایل آنها برای ایجاد اخلال در نظم کلاس ممکن است بیماری آنها بهدرستی و در زمان مناسب تشخیص داده نشود. به همین دلیل، لازم است کلیه نشانهها و الگوهای رفتاری کودکان خود را جدی گرفته و برای تأمین سلامت روان و جسم آنها به طور منظم با پزشک مشورت کنید.
نشانههای اختلال بیتوجهی
از مهمترین نشانههای اختلال بیتوجهی یا بیشفعالی نوع اول میتوان موارد زیر را برشمرد:
افراد مبتلا به این نوع بیشفعالی در درجه اول رفتارهای تکانشی از خود نشان میدهند. از این جمله، میتوان به تکان دادن دست یا پا، بیقراری، قطع مکرر صحبتهای سایرین و ناتوانی در انتظار و دریافت نوبت اشاره کرد. این افراد نیز درست مانند مبتلایان گروه نخست در زمینه تمرکز با مشکل مواجه هستند.
نشانههای بیشفعالی تکانشی
از عمدهترین نشانههای بیشفعالی – تکانشی میتوان موارد زیر را نام برد:
بیشفعالی ترکیبی یکی از شایعترین انواع این بیماری است. افراد مبتلا به این نوع ADHD غالباً علائم کمتوجهی و بیشفعالی – تکانشی را به طور همزمان نشان میدهند. از این جمله میتوان به مجموعهای از رفتارها نظیر عدم تمرکز، حواسپرتی، رفتارهای تکانشی، فعالیت فیزیکی بیش از اندازه و برخورداری از انرژی مهارنشدنی و عمدتاً مخرب اشاره کرد.
بیش فعالی بزرگسالان معمولاً از عدم درمان این اختلال در زمان کودکی ناشی میشود. بر اساس مطالعات، در حدود ۶۰ درصد از کودکان مبتلا به این عارضه به شکل مناسب درمان نشده و در دوران بزرگسالی هم همچنان از تبعات آن رنج میبرند. بیشفعالی بزرگسالان معمولاً با نشانههایی بهمراتب ملایمتر از کودکان همراه است. با این حال، اختلال مذکور به شکل قابلتوجهی بر جنبههای مختلف زندگی افراد تأثیرگذار بوده و ممکن است روابط خانوادگی یا حرفهای افراد را به شدت دچار اختلال کند.
بر اساس مطالعات، در فاصله سنین ۵ تا ۱۷ سالگی، از هر ۱۰ کودک یک نفر به اختلال ADHD مبتلاست. دانشمندان این عارضه را یکی از شایعترین اختلالات رشدی – عصبی این گروه سنی میدانند. بیش فعالی کودکان، عمدتاً مشکلات متعددی را بهدنبال داشته و ممکن است روند تحصیل کودک را مختل کند. عدم تابآوری در فضای کنترل شده کلاس درس و عدم تمرکز در هنگام مطالعه و یادگیری از شایعترین مسائل این دوران به حساب میآید. پژوهشها نشان میدهند، احتمال درگیری پسران با این عارضه تا دو برابر بیش از دختران بوده و معمولاً با نشانههای متفاوتی همراه است.

با وجود شایع بودن این عارضه، علت به وجود آمدن بیش فعالی چندان مشخص نیست. با این حال، اعتقاد عمومی بر این است که بروز این بیماری به طور معمول دارای ریشههای عصبی و ژنتیکی است. تحقیقات نشان میدهند، کاهش دوپامین از اصلیترین عوامل مؤثر در بهوجود آمدن ADHD است. دوپامین یک ماده شیمیایی است که ترشح آن به شکل قابلتوجهی بر روی فعالیتهای مغز و بدن انسان تأثیر گذاشته و به انتقال سیگنالهای عصبی کمک میکند. این ماده در ایجاد پاسخها و واکنشهای عاطفی مؤثر است.
یافتهها نشان میدهند، حجم قشر خاکستری مغز مبتلایان به این عارضه از سایر افراد کمتر است. ماده خاکستری شامل نواحی خاصی از مغز است که کنترل برخی رفتارها و عملکردها را برعهده دارد. از آن میان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
محققان هنوز هم برای آگاهی از دلایل بروز این عارضه تلاش میکنند. بااینحال، احتمال میرود موارد زیر اصلیترین علت به وجود آمدن بیش فعالی باشند:
از عمدهترین عوارض بیش فعالی میتوان به افسردگی، احتمال بروز خطرات فیزیکی جدی ناشی از حواسپرتی و ناآرامی، مشکلات خانوادگی و ارتباطی، ناتوانی در بیان احساسات، ایجاد مشکل در روند یادگیری، ناتوانی در پیروی از دستورالعملها، احتمال ازدستدادن شغل و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد.
تست بیش فعالی بر اساس روش واحدی انجام نشده و بسته به شرایط سنی فرد مبتلا و نوع عارضه ممکن است متفاوت باشد. برای انجام این کار، پزشک متخصص اطلاعات و سوابق ششماهه گذشته بیمار را جمعآوری کرده و درعینحال، معاینات بالینی موردنیاز را انجام میدهد.
تست بیش فعالی بزرگسالان در اصل، نوعی آزمون آنلاین است که میتواند به تشخیص این بیماری کمک کند. تعیین شدت این عارضه نیز از طریق پاسخگویی به آزمون مذکور امکانپذیر است. بهاینترتیب، فرد مبتلا در صورت لزوم میتواند به پزشک مراجعه کرده یا از طریق خدمات مشاوره آنلاین پذیرش ۲۴ علاوه بر برقراری ارتباط با بهترین متخصصان ایران، تست بیش فعالی را نیز دریافت کنند.
انتخاب مناسبترین روش درمان بیش فعالی به نوع عارضه بستگی دارد. بهعلاوه، با گذشت زمان ممکن است نوع این اختلال تغییر کرده و به گزینههای درمانی متفاوتی نیاز داشته باشد. درمان ADHD عمدتاً شامل روشهای رواندرمانی، گفتاردرمانی، مداوای رفتاری، دارویی یا ترکیبی از همه این موارد است. استفاده از روشهای یاد شده به کنترل و مدیریت رفتارهای فرد کمک کرده و روند یادگیری و برقراری ارتباط را سادهتر میکند.
برای درمان ADHD به روش دارویی معمولاً دو گزینه وجود دارد:
محرکهای سیستم عصبی مرکزی (CNS) متداولترین داروهایی هستند که برای درمان ADHD تجویز میشوند. این داروها به افزایش ترشح دوپامین (dopamine) و نوراپینفرین (norepinephrine) کمک کرده و عملکرد مغز را بهبود میبخشند.
ممکن است داروهای محرک بر روی فرد مبتلا به اندازه کافی تأثیرگذار نبوده یا مصرف آنها عوارض جانبی مشکلآفرینی را به همراه داشته باشد. در این صورت، پزشک متخصص داروهای غیر محرک را تجویز خواهد کرد. برخی از داروهای یاد شده، سطح نوراپینفرین (norepinephrine) مغز را افزایش میدهند.
شرکت در جلسات رواندرمانی به فرد کمک میکند با احساسات ناشی از ابتلا به بیشفعالی و تبعات آن مقابله کند. همچنین، انجام این کار در کشف الگوهای مناسب رفتاری، بهبود روشهای برقراری ارتباط و مدیریت آنها تأثیرگذار خواهد بود.
هدف از رفتاردرمانی، آموزش روشهای کنترل و نظارت بر رفتار به فرد مبتلا و نزدیکان او است؛ بنابراین، جلسات رفتاردرمانی معمولاً با حضور فرد مبتلا، والدین یا در مواردی آموزگاران وی برگزار میشوند. به این ترتیب، اعضاء خانواده و افراد مرتبط با فرد مبتلا به ADHD با استراتژیها و تکنیکهای مناسب برای برقراری ارتباط مؤثر و کمک به وی آشنایی مییابند.
آموزش مهارتهای اجتماعی به یادگیری الگوهای رفتاری مناسب کمک میکند. از این جمله میتوان موارد زیر را نام برد:
برای کمک به بهبود علائم بیش فعالی، ممکن است روشهای درمان خانگی و طبیعی بهعنوان مکمل یا جایگزین درمان دارویی توصیه شوند. روشهای درمان خانگی ADHD عبارتاند از:

بیش فعالی نوعی اختلال رشد عصبی بوده و بهعنوان اختلال یادگیری شناخته نمیشود. با این حال، ابتلا به این عارضه میتواند روند یادگیری را با مشکل مواجه کند. همچنین، افراد دارای اختلالات یادگیری نیز ممکن است در مواردی با ADHD درگیر باشند.
مبتلایان به بیش فعالی، غالباً به اختلالاتی نظیر افسردگی نیز دچار میشوند. بر اساس مطالعات، میزان افسردگی در کودکان مبتلا به ADHD تا ۵ برابر بیش از سایر همسن و سالان بوده و بزرگسالان درگیر این عارضه ۳۱ درصد بیشتر از دیگر همتایان خود با افسردگی دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، توجه داشته باشید که ابتلا به ADHD لزوماً به معنای ابتلا به این عارضه ثانویه نیست.
سلام والدین عزیز سمیراعاشوری هستم
و امروز میخوام براتون از کودکان بیش فعال مطالب بزارم امیدوارم که بادقت مطالعه کنید.
همه ما علم به این رو نداریم که کودکانمون دچار چه نوع واکنشی هستند ولی وظیفه شما اینه که با دیدن و لمس یه سری مشکلات از سمت کودکان به پزشک و مشاوره و....مراجعه کنید تا بتوانید ان ها رو معالجه کنید.
و امروز رو اختصاص دادیم به کودکان بیش فعال.....؟
بیش فعالی چیست؟
در جلوی مغز انسان ماده هورمونی به نام دفامین یا آدرنالین به اندازه کافی ترشح می شود که اگر میزان این ماده در مغز کم ترشح شود اختلالی به نام بیش فعالی ایجاد می کند. بیش فعالی دارای علائمی است که ممکن است در هر انسانی به میزانی وجود داشته باشد اما زمانی این علائم خطرناک می شوند که موجب آسیب به روابط فرد با دیگران شوند. این اختلال مربوط به مشکل در به تکامل رسیدن سیستم عصبی می باشد که ممکن است تا بزرگسالی در فرد باقی بماند. اما معمولا میزان آن در بزرگسالی کاهش می یابد. در کودکان مبتلا به بیش فعالی شاهد واکنش هایی از فرد هستیم که در شرایط ناگهانی پیش می آیند. همچنین معمولا این افراد کار های خطرناکی انجام می دهند بدون اینکه به عواقب آن فکر کنند.
نادیده گرفتن و عدم توجه به علائم بیشفعالی در کودکان میتواند علاوه براینکه درمان را به تعویق بیندازد، باعث ادامه این اختلال در بزرگسالی نیز گردد و موجب مشکلاتی در روابط اجتماعی، موقعیت های شغلی و ... در افراد شود. برای درمان بیشفعالی در کودکان در درجه اول برای تشخیص قطعی از روانپزشک ماهر کمک بگیرید تا یک برنامه درمانی طولانی مدت برای فرزندتان بریزد. در این برنامه درمانی نقش والدین بسیار مهم است چراکه میتوانند به کودکان در یادگیری کنترل رفتارهای خود کمک کنند. کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی و روانشناسی دکتر کربلایی یکی از به روزترین مراکز درمان بیشفعالی در تهران است. اگر به دنبال پزشک متخصص بیشفعالی در تهران هستید میتوانید از تجربه و مهارت متخصصین و جدیدترین متدهای درمان بیشفعالی در این کلینیک استفاده کنید.
بیشفعالی اختلالی است که باعث میشود کودکان در کنترل رفتارهای خود دچار مشکل شوند. این اختلال یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکی در کودکان است. شیوع این بیماری در پسران ۳ برابر بیشتر از دختران است. میزان شیوع این بیماری در میان کودکان زیر ۱۸ سال ۲/۷درصد و در بین بزرگسالان ۳.۴درصد است.
کودکان با اختلال بیش فعالی دچار مشکل در کنترل رفتارهای خود هستند آنها ممکن است در مکان هایی که باید آرام باشند بیش از اندازه سرو صدا و جنب و جوش داشته باشند و همینطور در ارتباط با سایر همسالان خود دچار مشکل باشند. به همین دلیل دچار مشکلات عملکردی فراوانی در منزل و مدرسه خواهند شد. آنها ممکن است دچار افت تحصیلی شوند و همینطور به دلیل اینکه درک درستی از خطر ندارند خود را در شرایط بسیار خطرناک قرار دهند. در ادامه برای دانستن اینکه بیشفعالی چیست؟ و انواع بیشفعالی کدامند؟ با ما همراه باشید.
سه نوع اختلال نقص توجه و بیشفعالی وجود دارد:
۱. تنها اختلال توجه دارند: این دسته دارای مشکل عدم توجه و تمرکز و بیدقتی هستند. آنها آرام هستند و فعالیت و شیطنت بیش از حد ندارند بنابراین ممکن است مشکل این افراد نادیده گرفته شود. این نوع در میان دختران بیشتر است.
۲. بیشفعالی و حرکات تکانهای: این دسته عدم تمرکز ندارند و تعدادشون به نسبت انواع دیگر خیلی کم است.
۳. ترکیبی (اختلال توجه، بیشفعالی و حرکات تکانهای): این دسته بیشترین شیوع را دارد و همه علائم را با هم دارند.
علائم بیشفعالی شامل سه گروه از علائم رفتاری هستند که برای تشخیص این اختلال به کار میروند:
عدم توانایی در تمرکز، تحرک و جنب و جوش بیش از حد، رفتارهای تکانهای.
و یا ممکن است ترکیبی از علائم فوق باشد.
در ادامه خصوصیات بچههای بیشفعال را در قالب مثالهایی از دستهبندیهای فوق ذکر میکنیم:
۱. عدم توانایی در تمرکز:
۲. تحرک و جنب و جوش بیش از حد:
۳. رفتارهای تکانهای:
دانشمندان هنوز دلیل مشخصی برای علت بوجود آمدن بیشفعالی شناسایی نکردهاند. ولی آنچه میدانیم این است که علت اصلی این بیماری نیز مثل بسیاری از بیماریها، عوامل ژنتیکی است. همینطور علاوه بر عوامل ژنتیکی عوامل محیطی هم موثر هستند.
کودکان به طور طبیعی ممکن است در شرایط مختلف خسته شوند و یا نخواهد به چیزی توجه کنند و یا تحت تاثیر استرس و اضطراب هر یک از علائم بیشفعالی را داشته باشند ولی به این اختلال مبتلا نباشند. حداقل زمان لازم برای تشخیص گذاری این اختلال ۶ ماه است. یعنی کودک باید حداقل ۶ ماه علائم این اختلال را داشته باشد تا روانپزشک بتواند تشخیص قطعی اختلال نقص توجه-بیشفعالی را بدهد.
تشخیص بیشفعالی در کودکان زیر ۶ سال بسیار دشوار است چون آنها مرتب در طی رشد و نمو در حال تغییر هستند.
لازمه تشخیص اختلال بیشفعالی-کمتوجهی موارد زیر است:
۱. کودک در بیشتر از یک موقعیت این علائم را داشته باشد مثل خانه، مدرسه و ...
(گرفتن اطلاعات از همه کسانی که با کودک در ارتباط هستند مانند معلم، پرستار، مربی و ...).
۲. این علائم در طیف وسیعی از رفتارهای کودک دیده شود مانند، کارهای روزمره، فعالیتهای مدرسه، روابط با خواهر و برادرها و دوستان، کارهای گروهی.
۳. شروع علائم قبل از ۷ سالگی
۴. ادامه داشتن علائم بیشتر از ۶ ماه
شما به عنوان والدین باید اطلاعات زیر را به پزشک بدهید:
چون کودک زمان زیادی را در مدرسه میگذراند بنابراین کادر مدرسه میتوانند اطلاعات خوبی را گزارش کنند:
در کلینیک دکتر کربلایی جدیدترین تست اختلال نقص توجه شامل: IVA-۲ و کانرز توسط پزشک متخصص بیشفعالی گرفته میشود.
درمان قطعی برای بیشفعالی و اختلال نقص توجه وجود ندارد ولی میتوان تا حدود زیادی به کاهش علائم و بهبود آن کمک کرد. یادتان باشد تشخیص و درمان به موقع در دستیابی به نتایج بهتر بسیار موثر است.
موثرترین و سریعترین روش برای درمان این بیماری دارودرمانی است ولی در اکثر موارد بهره بردن از روشهای درمانی ترکیبی شامل دارو و رفتاردرمانی موثرتر هستند. هدف از درمان بیشفعالی مهم است، اگر میخواهید علائم را فقط در مدرسه کاهش دهید کودک شما میتواند فقط زمان مدرسه دارو مصرف کند. همینطور برای رسیدن به بهترین نتیجه داشتن جلسات چکاپ مداوم توسط دکتر بیشفعالی مهم است تا میزان اثر دارو و عوارض جانبی آن بررسی شود.
بهترین زمان تشخیص و درمان بیشفعالی زیر ۱۲ سال است زیرا به دلیل عدم درمان بهموقع و صحیح ممکن است این بیماری در بزرگسالی هم ادامه داشته باشد.
درمان بیشفعالی بدون دارو عبارت است از: رفتاردرمانی و نوروفیدبک. به خصوص در مواردی که این اختلال شدید نیست میتوان تنها از رفتار درمانی بدون تجویز دارو بهره برد.
درمان بیش فعالی معمولا تا سن بلوغ ادامه دارد. بیشفعالی در حدود ۵۰ درصد بچهها بعد از بلوغ هم ادامه پیدا میکند.
داروها فعالیت بیش از حد و حرکات تکانهای را کم میکنند و توانایی تمرکز را افزایش میدهند.
در ادامه انواع داروهای بیشفعالی را ذکر میکنیم.
۱. داروهای محرک: این دسته از داروها برای بسیاری از کودکان روشی ایمن و موثر است. داروهای محرک با افزایش دوپامین مغز باعث افزایش تمرکز و توجه میشوند. پرکاربردترین این داروها ریتالین (متیلفنیدیت) است.
در موارد خیلی معدودی ممکن است داروهای محرک عوارض جانبی شامل موارد زیر را داشته باشند:
بیشتر این عوارض میتوانند با تغییر دارو و یا تغییر در دوز یا زمان مصرف دارو برطرف شوند. تا زمان یافتن بهترین و موثرترین درمان با روانپزشک خود ارتباط نزدیک داشته باشید.
۲. داروهای غیرمحرک: در صورتی که داروهای محرک برای کودک عوارض جانبی به همراه داشته باشد و یا اثر نکند روانپزشک میتواند از دسته دوم یعنی داروهای غیرمحرک استفاده کند. این داروها دیرتر اثر میکنند ولی داروهای بسیار موثری هستند. داروهای غیرمحرک مانند: اتوموکسین.
۳. داروهای ضدافسردگی: اگر چه این داروها برای درمان ای دی اچ دی از طرف سازمان غذا و داروی آمریکا تاییدیه ندارد ولی گاهی برای درمان بیشفعالی در بزرگسالان مورد استفاده قرار میگیرد. زیرا برخی دارویهای ضدافسردگی سه حلقهای هم مانند محرکها روی مواد شیمیایی مغز مانند دوپامین و نوراپی نفرین تاثیر میگذارند.
در کلینیک دکتر کربلایی همواره با دسترسی به جدیدترین مقالات روز دنیا از بهترین و موثرترین متدها برای درمان مراجعان عزیز استفاده میشود از جمله داروی جدید بیشفعالی لیس دگزامفتامین است که جز دسته داروهای محرک است و بسیار داروی مفید و موثری است.
اگر مشکلی با دارو داشتید سریعا با پزشک خود درمیان بگذارید تا از راهنماییهایی شامل تغییرات دوز، زمان مصرف یا حتی تغییر دارو بهره ببرید.
رواندرمانی میتواند در برنامه درمانی روانپزشک جایگاه ویژهای داشته باشد و در کنار دارو تجویز گردد.
رواندرمانی میتواند به کودک کمک کند تا از قوانین تبعیت کند و دستورالعملها را دنبال کند و کارهایش را به درستی و با نظم بیشتری انجام دهد.
بخش مهمی از رواندرمانی کودکان مبتلا به بیشفعالی مربوط به آموزش معلمان، والدین و خانوده است تا یادبگیرند چطور رفتارهای خود را مدیریت کنند، نگرش خود را تغییر دهند و رفتارهایی را یاد بگیرند که به مدیریت فرزند مبتلا به ای دی اچ دی کمک کنند. والدین میتوانند به کودک برنامه بدهند و از او تکلیف بخواهند. یکی از اقدامات بسیار موثر این است که در صورت تبعیت کودک از قوانین او را با جایزه تشویق کنند.
کودکان مبتلا به این اختلال به کمک و درک توسط معلمان، والدین و خانواده نیاز دارند تا بتوانند استعدادهای بالقوه خود را بروز دهند و موفق شوند.
نمونهای از اقداماتی که رواندمانگران ماهر در زمینه کودک و نوجوان در کلینیک دکتر کربلایی برای آموزش والدین انجام میدهند شامل موارد زیر میباشد:
در مورد بزرگسالان هم درمانگر میتواند به آنها کمک کند تا یادبگیرند چطور به کارهایشان نظم بدهند. و برای مدیریت بهتر کارهایشان آنها را به کارهای کوچکتر که قابل مدیریت باشند تقسیم کنند.
نوروفیدبک یک روش مکمل است و اصولا در کنار سایر روشهای درمانی میتواند به کار گرفته شود.
نوروفیدبک بیشتر بر روی نقص توجه و اعمال تکانهای تاثیر میگذارد تا بیشفعالی.
نوروفیدبک با استفاده از مکانیسمهای خودتنظیمی باعث بهبود توجه و کاهش بیشفعالی در کودکان میشود. این روش هیچگونه عارضه یا خطری ندارد.
کودکان دارای بیشفعالی و اختلال نقص توجه نسبت به افراد نرمال فعالیت امواج تتا بالاتر و فعالیت امواج بتا پایینتری دارند. با استفاده از دستگاه نوروفیدبک به مغز آموزش داده میشود که امواج تتا را کمتر کند و امواج بتا را افزایش دهد.
بسته به تشخیص پزشک ممکن است بین ۲۰ تا ۴۰ جلسه درمانی نیاز باشد و مدت زمان هر جلسه حدود ۱ ساعت است. مطالعات نشان میدهند درمان بیشفعالی با نوروفیدبک در صورت پیگیری طی ۶ ماه میتواند موثر باشد.
مهمترین علت ابتلا به بیشفعالی و کمتوجهی مربوط به عوامل ژنتیکی است که اجتناب ناپذیر است ولی در خصوص عوامل محیطی میتوان پیشگیری کرد:
داشتن سبک زندگی سالم شامل تغذیه سالم و فعالیت بدنی روزانه، عدم مصرف الکل و مواد در زنان باردار.
کودکانی که مادرانشان در هنگام بارداری سیگار مصرف میکنند ۲ برابر بیشتر از سایرین در خطر ابتدا به این اختلال هستند.
در کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی و روانشناسی دکتر کربلایی از حضور متخصصین بیشفعالی برجسته و ماهر در زمینه کودک و نوجوان استفاده میشود. کودکان در ابتدا تحت نظر فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تحت معاینه و ارزیابی دقیق قرار میگیرند و در صورت تشخیص قطعی اختلال، برنامه درمانی برای بیماران چیده میشود.
در صورت نیاز به دارو، داروی مناسب تحویز میگردد و اگر نیاز به رواندرمانی باشد این کار توسط رواندرمانگر کودک و نوجوان که در زمینه کار با کودکان بیشفعال تبحر دارد انجام میگیرد. در صورت صلاحدید پزشک از سایر روشهای درمانی مانند نوروفیدبک در برنامه درمانی استفاده میشود که این کار توسط متخصص علوم اعصاب کودکان انجام میگردد.
البته آموزش به والدین در جهت اصلاح رفتار و نحوه برخورد با کودک در خانواده و مدرسه بسیار مهم است. والدین تا حصول نتیجه درمانی مناسب تحت پیگیری جلسات درمانی خود با درمانگران کلینیک قرار میگیرند و از حمایت آنها برخوردارند.
آیا مصرف دارویی مثل ریتالین برای کودک مضر است؟
برخی خانوادهها بابت مصرف دارو توسط فرزندشان نگران هستند و فکر میکنند دارویی مثل ریتالین عوارض بدی بر روی کودکان میگذارد ولی این باور غلط است و این دارو هیچ گونه عارضه ماندگاری برای کودک ندارد. شایعترین عارضه بیاشتهایی است که آن هم با از بین رفتن اثر دارو در بدن از بین میرود. هر دارویی یکسری عوارض دارد، وقتی روانپزشک بعد از تشخیص قطعی، این دارو را برای کودک تحویز میکند یعنی مصرف دارو لازم و ضروری است و مزایای آن برای فرد خیلی بیشتر از معایب آن است.
چگونه میشود بیماری بیشفعالی را در بزرگسالی تشخیص داد؟
بزرگسالان بیشتر از اختلال کم توجهی و عدم تمرکز رنج میبرند و علائمی مثل بیشفعالی و اعمال تکانهای در آنها کمتر است. از آنجا که در بزرگسالی ممکن است این علائم اغلب به عنوان بخشی از شخصیت فرد تلقی شود تشخیص این اختلال دشوار میشود. علاوه براین علائم بیشفعالی در بزرگسالی ممکن است با علائم دیگری مثل افسردگی، اضطراب و ... همراه باشد بنابراین تشخیص دقیق بیماری تنها طی مصاحبه روانپزشکی و توسط متخصص بیشفعالی بزرگسالان انجام میشود.
عوارض داروهای محرک برای درمان بیشفعالی در کودکان چیست؟
داروهای محرک موثرترین و ایمنترین داروها برای درمان بیشفعالی هستند ولی در موارد معدودی ممکن است عوارضی خفیف و کوتاهمدت داشته باشند و البته در برخی موارد هم این عوارض شدیدتر هستند:
از کجا بفهمیم نوزاد بیشفعال است؟
تشخیص بیشفعالی در سنین پایین به خصوص در نوزادی بسیار دشوار است زیرا کودک در مرحله رشد و نمو قرار دارد و مرتبا تغییر میکند. ولی با دیدن اولین علائم در کودک جهت اطمینان مراجعه به روانپزشک جهت غربالگری و تشخیص و درمان زودرس توصیه میشود.
عوارض بیشفعالی چیست؟
مهمترین اثرات منفی و عوارض بیشفعالی در دوران کودکی شامل افت تحصیلی، عدم ارتباط موثر با همسالان و انجام کارهای پرخطر است. کودک مبتلا به بیشفعالی خطر را درک نمیکند و هر لحظه ممکن است دست به کارهای خطرناک بزند مثلا بدون توجه به ماشین وسط جاده بپرد. بنابراین والدین باید در جاهایی که مواجهه با خطر وجود دارد مثل استخر، آتش، مواد تیز و خطرناک و ... بسیار مراقب کودک باشند.
در صورت ادامه بیشفعالی در بزرگسالی اثراتی مانند: تصادف موقع رانندگی، مشکلات مالی، بیکاری، اعتیاد و ... ممکن است به هم راه داشته باشد.
همه والدین آرزو دارند که فرزندانی سالم از نظر جسم و روان داشته باشند و برای رسیدن به این هدف تمام تلاش خودشان را میکنند. گاهی برخلاف همه تلاشها یا به دلایل گوناگون ژنتیکی، محیطی و غیره کودکانی متولد میشوند که مشکلات جسمی و روحی مختلفی دارند.
کودکان بیش فعال، اتیسم، ناشنوا یا کم شنوا و ... نیز مانند همه کودکان دیگر زندگی میکنند. با این تفاوت که آنها با یک اختلال همراه هستند و میبایست روشهای رفتاری و تربیتی گوناگونی را در مقابل آنها به کار گرفت.
فرزندپروری کودکان بیش فعال یا همان کودکانی که با نقص توجه روبهرو هستند، تفاوتهای خاصی با دیگر کودکان دارد که والدین آنها میبایست این روش را بیاموزند. در این مطلب از وبلاگ افق سلامت قصد داریم درباره سبک فرزندپروری کودکان بیش فعال و موارد ضروری مرتبط با آن صحبت کنیم. اگر دوست دارید درباره این موضوع بیشتر بدانید در ادامه این مطلب با ما همراه باشید:

بهتر است پیش از آنکه درباره فرزندپروری کودکان بیش فعال صحبت کنیم، به طور دقیق بدانیم اختلال بیش فعالی چیست و چه علائمی دارد.
بیش فعالی یک اختلال رفتاری و رشدی است که با نامهای ADHD یا نقص توجه و تمرکز هم شناخته میشود. این اختلال به دلایل مختلفی در برخی کودکان بروز میکند و آنها را به شکل افراطی به سمت انجام فعالیت میبرد.
این اختلال با نقص توجه و تمرکز، فعالیت بدنی افراطی و بیش از حد و رفتارهای تکانشی همراه است.
بسیاری از افراد درباره علت بیش فعال شدن کودکان میپرسند. باید گفت یکی از دلایل آن این است که در بخش جلویی مغز انسان مادهای به نام دفامین یا آدرنالین ترشح میشود که اندازه مشخصی دارد. زمانی که میزان ترشح این ماده در مغز کاهش مییابد، اختلال بیش فعالی یا ADHD بروز میکند.
بیش فعالی در کودکان میتواند مشکلات زیادی را در زندگی فردی یا روابط اجتماعی آنها به وجود آورد و به طور مستقیم روی یادگیری آنها تاثیر بگذارد.

اختلال بیش فعالی در کودکان با علائم و نشانههای گوناگونی بروز میکند که خبر از وجود نقص توجه و تمرکز در کودک میدهد. برای آنکه بدانید کودکان بیش فعال چه نشانه هایی دارند بهتر است موارد زیر را به خاطر بسپارید:
کودکان بیش فعال به شکل عجیبی پر انرژی هستند و به طور مداوم انواع فعالیتهای بدنی را انجام میدهند. گاهی این فعالیتها به انرژی بسیار بالایی نیاز دارند. اما کودکان بیش فعال به طرز شگفتآوری آنها را پشت سر هم انجام میدهند.
از دیگر خصوصیات کودکان بیش فعال خستگیناپذیری آنهاست. به دلیل انرژی زیادی که درون این کودکان وجود دارد، بسیار کم و دیر خسته میشوند و از انجام فعالیتهایی که دوست دارند خسته نمیشوند.
اگرچه لجبازی خصوصیت همه کودکان در سنین خاصی است، اما میزان و نوع این لجبازی در کودکان بیش فعال بسیار بیشتر است. آنها ممکن است در برخورد با هر کار یا اتفاقی با شما لجبازی و مخالف کنند.

دیگر نشانه ی کودکان بیش فعال کند بودن در یادگیری است. آنها قادر نیستند به همان سرعتی که یک کودک معمولی آموزش میبیند، موارد مختلف را یاد بگیرند. بنابراین میتوان گفت که یادگیری در کودکان بیش فعال زمان بیشتری را نیاز دارد.
یکی از ویژگیهای مهم در کودکان بیش فعال عدم تمرکز است. آنها توانایی توجه کنترلشده به موارد و مباحث مختلف را ندارند و با کوچکترین اتفاقی تمام تمرکز خود را برای انجام فعالیتها از دست میدهد.

کودکان بیش فعال صبر و تحمل بسیار کمی دارند و هر چیزی را که طلب میکنند در لحظه میخواهند و در صورت برآورده نشدن نیازشان رفتارهای تکانشی را بروز میدهند.
کودکان بیش فعال هنگام انجام فعالیت و بازی به طور دائم سر و صدای زیادی را ایجاد میکنند و به اطراف خود توجه نمیکنند.
آنچه والدین کودکان بیش فعال باید به آن توجه کنند این نکته است که کودکان بیش فعال توانایی تکمیل و به پایان رساندن کارها را ندارند و عموما آنها را ناتمام رها میکنند. این فعالیتها میتوانند مختلف باشند. مانند رنگآمیزی یک نقاشی، درست کردن کاردستی، نوشتن یا خواندن درس و یا حتی تماشای فیلم و کارتون.

فرزندپروری وظیفه دشوار و زمانبری است که در بسیاری از موارد والدین را دچار ترس، اضطراب و پریشانی یا خستگی میکند. به همین دلیل والدین، خصوصا در مواجهه با فرزندپروری کودکان بیش فعال خودشان را ناتوان یا خسته میبینند. اما راهکارها و روشهای بسیار مفیدی برای فرزندپروری کودکان بیش فعال وجود دارد که با به کارگیری آنها میتوان تا حد موثری استرس و نگرانی پرورش کودک را کاهش داد:
یکی از مهمترین شیوههای فرزندپروری کودکان بیش فعال استفاده از نشانههای دیداری است که تاثیر بسیار زیادی در یادگیری این کودکان دارند. افراد ADHD نشانههای دیداری و تصویری را بهتر به یاد میسپارند و آن را میآموزند.
برای مثال میتوانید برای یاد دادن به کودک که چطور اتاق خودش را جمع کند، میتوانید از فلشکارتها یا پوسترهای تصویری استفاده کنید.
از دیگر روشهای فرزندپروری کودکان بیش فعال باید به بیان خواسته و انتظارات اشاره کرد. کودکانی که دارای اختلال کم توجهی بیش فعالی هستند در برخورد با هر محیط یا وسیلهای نیاز به توضیح دارند. برای مثال اگر به یک مهمانی دعوت هستید، پیش از رفتن به آنجا به طور دقیق به کودک خود توضیح دهید که چه رفتار و کارهایی برای مهمانی پیش رو مناسب هستند.
کودکان دارای کم توجهی بیش فعالی رفتارهای خاصی را از خودشان بروز میدهد. برای مثال هنگام انجام تکالیف مدرسه به شدت تکان میخورند یا جابهجا میشوند و یا در مواقع بازی و ... صدای زیادی از خودشان تولید میکنند. سبک فرزندپروری کودکان بیش فعال بر تطبیق انتظارات والدین به انتظارات معقول تاکید دارد.
بهتر است والدین نشانههای بیخطر کودکان ADHD را نادیده بگیرند و خود را برای مواجهه با این رفتارهای خاص آماده کنند. بیش از اندازه تذکر دادن به کودک برای ترک یک عادت یا رفتار میتواند سطح اضطراب او را به شدت بالا ببرد.

کودکان بیش فعال قادر به تشخیص درست و غلط کارها یا افعالی که آنها را منع میکند نیستند. بنابراین به عنوان والد تلاش کنید که از عبارات درست، روشن و آموزشی استفاده کنید.
برای مثال اگر میخواهید به کودک بیش فعال خود بگویید به وسایل شکستنی داخل ویترین دست نزند، به جای اینکه به او بگویید دست به چیزی نزن، بگویید که دست به سینه مقابل ویترین بایست.
در سبک فرزندپروری کودکان بیش فعال تاکید میشود که در یک زمان واحد فقط یک کار و فعالیت را از او طلب کنید. درخواست چند کار در یک زمان از کودک ADHD او را به شدت گیج و خسته میکند.
همچنین تلاش کنید دستورالعملها را کاملا روشن و شمرده به او بگویید. بهتر است بعد از اتمام کار از او بخواهید که یکبار فعالیتش را توضیح دهد.

به فرزندتان حق انتخاب بدهید. اگر قرار است یک اسباببازی جدید بخرد و یا برای رفتن به مهمانی لباس انتخاب کند، دو انتخاب در مقابل او قرار دهید و از او بخواهید یکی را انتخاب کنید. به این صورت کودک شما تصمیم خودش را اعمال میکند و از دعوا و درگیری میان شما و او جلوگیری میشود.
کمک گرفتن و مراجعه به یک متخصص کودک و نوجوان یکی از قدمهای مهم در فرزندپروری کودکان بیش فعال است. متخصص روان درمانی کودک به خوبی قادر است چالشهای میان شما و کودکتان را شناسایی کرده و برای کاهش علائم ADHD راهنماییهای تخصصی و مفیدی را به شما ارائه دهد.
تعریف کردن از کودک یکی دیگر از مهارتهای فرزندپروری کودکان بیش فعال است. باید این را به خاطر داشته باشیدکه فارغ از نتیجه، تلاش کودک خود را برای انجام دادن و درست انجام دادن کارها ستایش کنید.
نسبت تعریف به انتقاد در تربیت فرزند 6 به 1 است. یعنی اگر یک بار کودک خود را درباره انجام کاری مورد انتقاد قرار میدهید، باید پیشتر 6 بار از او تعریف کرده باشید.

خواب در کودکان بیش فعال مسئله مهمی است که از سوی والدین بیان میشوند. بسیاری از افراد این سوال را مطرح میکنند که کودکان بیش فعالی در خواب چگونه هستند و ساعت خواب و بیداری آنها چطور است؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که کودکان بیش فعال خواب نامنظمی دارند و والدین آنها عموما از بیدار شدن این کودکان پیش از ساعت 6 صبح شکایت میکنند.
بیخوابی و کم خوابی در کودکان بیشفعال بسیار شایع است و میتواند حالات خستگی یا افسردگی زیادی را برای والدین به وجود آورد.

درمان بیش فعالی کودکان نیاز به مراجعه به درمانگر متخصص دارد. برای این کار بهتر است به کلینیکها و مراکز معتبر روانشناسی و مشاوره مراجعه کنید و با تحقیق درباره تخصص و مهارت و تجربه درمانگران دست به انتخاب بزنید.
اختلال کم توجهی بیش فعالی به طور مستقیم با مشکل در ترشح مواد خاصی در مغز همراه است که درمان آن به وسیله دارو ممکن میشود. دارو درمانی کاری است که تنها به تشخیص درمانگر متخصص در حوزه سلامت روان و تجویز روانپزشک انجام میگیرد.
بنابراین به هیچ عنوان به صورت خودسرانه اقدام به مصرف دارو برای کودکان خود با اختلال کم توجهی بیش فعالی نکنید.

والدین هر کاری انجام میدهند تا فرزندان خود را به سمت زندگی طبیعی و راحت هدایت کنند. این اتفاق درباره والدین کودکان ADHD هم میافتد و آنها از هیچ فعالیت برای بهتر شدن فرزندان خود دریغ نمیکنند.
بهترین مرکز برای درمان بیش فعالی در کودکان، مرکزی است که سابقه فعالیت حرفهای و همچنین درمانگران متخصص داشته باشد. برای یافتن چنین مرکزی بهتر است به جستوجوی اینترنتی یا پرسش از افرادی که تجربه مراجعه به درمانگر را دارند استفاده کنید.
کودکانی که به دلیل بیش فعالی و شطینت زیاد والدین خود را کلافه و خسته می کنند و باعث می شوند پدر و مادر نارحت شوند با کنترل و رفتار صحیح اطرفیان قابل کنترل و تربیت می باشند در این مقاله شما را با روش های کنترل کودک بیش فعال آشنا می نماییم.
خیلی از والدینی که کودکان بیش فعال دارند همیشه از این قضیه ناراحت هستند که آینده کودکان بیش فعال چه می شود در واقع باید همیشه به طور نامحسوس حواسشان به این افراد باشد کنترل کردن نامحسوس می تواند کودکان بیش فعال را در مسیر هدایت شده و برنامه ریزی شده قرار گیرد و می تواند آنها را از اشتباهات و افسردگی های دوران بلوغ در امان نگه دارد در ادامه مطلب از پرشین وی نکاتی پیرامون آینده کودکان بیش فعال را برایتان آماده کرده ایم
0 seconds of 0 secondsVolume 0%
جاجیگا | رزرو آنلاین ویلا و کلبه
تصاویر + نرخ
بیش فعالی که به اختصار ADHD خوانده می شود نوعی اختلال شایع است که حدود هشت تا ۱۰ درصد کودکان را مبتلا می کند. این بیماری در پسران شایعتر از دختران است که هنوز دلیل اصلی آن مشخص نشده است. ویژگی های اولیه بیش فعالی از سال های اولیه رشد یعنی قبل از ورود به مدرسه شروع می شود.
بیش فعالی دارای ویژگی های بارزی است که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز، بروز اعمال ناگهانی و غیرقابل پیش بینی می شود. این اختلال سه نوع است؛
اختلال اول: در گونه اول که کودک فقط در توجه و تمرکز مشکل دارد.
اختلال دوم: در نوع دوم فقط پرتحرکی دیده می شود و بالاخره نوع ترکیبی که کودک هم پرتحرک است و هم مشکل توجه و تمرکز دارد این اختلال در کودکان دبستانی و در پسرها سه تا پنج برابر شایع تر از دختران است و بیشتر در پسران اول خانواده مشاهده می شود.
اختلال سوم: معمولا اختلال از سه سالگی به بعد تشخیص داده می شود. کودکان مبتلا در دوره شیرخواری اکثرا پرتحرک هستند و دست ها و پاهای خود را زیاد حرکت می دهند؛ کم خواب، کم غذا هستند و زیاد گریه می کنند.
آینده کودکان بیش فعال
قطع پیدرپی گفتوگو و مکالمه بزرگترها
پاسخ دادن به سؤال، پیش از آنکه جملهی سؤالکننده به پایان برسد. بیصبری و بیتحملی شدید طوری که هر آنچه طلب کرد، باید در همان لحظه آن را دریافت کند.
پرحرفی, مدام در حال حرکت و جنبوجوش بودن, بیصبری و نداشتن تحمل برای ایستادن در صف و رعایت نوبت, عصبی و حساس بودن و مرتب پایین و بالا پریدن, هل دادن بقیهی کودکان, برهم زدن بازی بقیه, انجام تکلیفهای مدرسه بدون توجه و دقت, «قاپیدن» وسایل و اسباببازیهای کودکان دیگر, نداشتن مهارتهای لازم در برقراری ارتباطهای اجتماعی با دیگران, گمکردن وسایل شخصی, از این شاخه به آن شاخه پریدن
تشخیص بیش فعالی با یک آزمون خاص امکانپذیر نیست. مجموعه ای از این علائم باید (حداقل در مدت شش ماه) مورد بررسی قرار بگیرد. کودک این موارد را معمولا قبل از هفت سالگی نشان می دهد. همچنین کودکی که دارای این نشانه هاست با رفتارهایش اطرافیان خود را در محیط های مختلفی مانند مدرسه یا خانه دچار مشکل می کند و حتی با گروه دوستان و همسالان خود نیز به راحتی کنار نمی آید.
** در مقابل این دسته از پدر و مادرها، والدینی هستند که نمی خواهند مشکل کودک خود را بپذیرند و معمولا با بهانه آوردن از هشدارهای معلمان و سایر اطرافیان طفره می روند. این افراد از درمان این اختلال واهمه دارند و گمان می کنند داروهایی که توسط پزشک تجویز می شود برای فرزندشان عوارض دارد. این در حالی است که اگ راین کودکان در زمان مناسب درمان نشوند، نمی توانند در امور آموزشی و فعالیت های اجتماعی خود موفق عمل کحنند و ممکن است برای خودو اطرافیانشان مشکل آفرین باشند.
علت به وجود آمدن بیش فعالی احتمالا ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی است. احتمالا این کودکان در بخش های مربوط به توجه و تمرکز در مغز دچار نقس جزئی هستند. از عواملی که می توانند در بروز این اختلال موثر باشند سیگار کشیدن و یا مصرف الکل در دوران بار داری توسط مادر است.
حتی استنشاق تحمیلی دود سیگار توسط مادر باردار، باعث اختلال در رفتار کودک می شود. استرس مادر هم با این موضوع ارتباط دارد. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده باینگر این است که این اختلال معمولا در خویشاوندان نزدیکاین افراد هم وجود دارد.
مسمومیت ناشی از سرب حاصل از دود اتومبیل و آلودگی هوا، غذاهای محتوی مواد افزودنی مثل شیرین کننده های مصنوعی و یا رنگ دهنده های خوراکی، مواد جلوگیری کننده از فاسد شدن غذا که در بعضی از غذاهای آماده وجود دارد، نیز در ایجاد این اختلال سهیم هستند.
در صورت بی توجهی به کودکان بیش فعال و معالجه نشدن آنها احتمال اینکه این افراد در آینده به افسردگی مبتلا شوند و یا در نوجوانی رفتارهای ضد اجتماعی و گاه بزهکارانه داشته باشند زیاد است.
بنابراین به والدین توصیه می شود که حتما در دوران کودکی برای معالجه فرزند خود اقدام کنند. این بیماری دردوران مدرسه بیشتر مشکل آفرین می شود زیرا کودک تمرکز کافی برای گوش دادن به درس ندارد و مدام برای بیرون رفتن از کلاس اجازه می خواهد. این بچه ها نمی توانند آرام روی صندلی بنشینند، معمولا پرحرف هستند و مدام سر کلاس با دوستان خود حرف می زنند و این موضوع باعث می شود از لحاظ تحصیلی با مشکل مواجه باشند.
والدین باید به رفتار کودکان خود دقت داشته باشند و تنها در صورتی که مجموعه از این نشانه ها را در مدت طولانی مشاهده کردند با یک متخصص مشورت کنند. در غیر اینصورت نمی توان به هر کودک پرتحرک برچسب بیش فعالی زد.
اویارحسینی درباره روشهای مختلف درمان کودکان بیشفعال اظهار کرد: درمان این افراد ترکیبی از دارودرمانی، رفتاردرمانی و کاردرمانی است. رژیم غذایی مناسب نیز تاثیر بسزایی در کاهش علائم این کودکان دارد، به طوریکه مشاهده شده است اگر کودکان بیشفعال مواد غذایی سرشار از امگا ۳، آهن و املاح معدنی را بیشتر دریافت کنند، تا ۴۰ درصد علائم بیماری آنها کاهش پیدا میکند همچنین این کودکان باید از مصرف فستفودها، نوشابهها و مواد غذایی حاوی مواد نگهدارنده نیز خودداری کنند.
وی استفاده از نوروفیدبک را در بهبود علائم کودکان بیشفعال موثر دانست و بیان کرد: ماساژ درمانی سبب میشود که تمرکز این کودکان بیشتر شود.
آینده کودکان بیش فعال با کنترل به موقع زیاد هم نگران کننده نیست
این کارشناس ارشد مشاوره خانواده درباره علل بروز بیشفعالی در کودکان گفت: بیشفعالی در بیشتر موارد علت واضحی ندارد، اما به طور کلی ژنتیک و عوامل بیولوژیک نقش چشمگیری در بروز این اختلالات در کودکان دارد.
اویارحسینی اظهار کرد: روانشناسان کودک و نوجوان سعی میکنند که از طریق رفتاردرمانی عادتهای رفتاری برای کودکان بیشفعال ایجاد کنند و کار درمانگر از طریق بازیهای تمرکزی کمک میکند که تمرکز این کودکان تقویت شود. با تقویت تدریجی تمرکز خونرسانی به مناطقی از مغز که در آنها به خوبی صورت نمیگرفت، بهبود پیدا میکند.
وی یادآور شد: دارودرمانی باعث میشود که تمرکز کودکان بیشفعال به طور موقت بهبود پیدا کند تا در سیستم آموزشی به عزت نفس و اعتماد به نفس این کودکان خدشه وارد نشود.
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران پویا؛ اختلال کمتوجهی ــ بیشفعالی (ADHD) نوعی اختلال در سلامت روان است که باعث بروز بیشفعالی میشود؛ افراد مبتلا به ADHD عموماً توانایی تمرکز بر یک کار واحد و نشستن برای مدت طولانی در یک جا را ندارند.
علائم بیشفعالی
مشکل در تمرکز کردن بر انجام یک کار، فراموش کردن وظایف و مسئولیتها، پریشانی خاطر بیش از حد، ناتوانی در نشستن بهمدت طولانی برای انجام کار واحد، پرحرفی و قطع کردن حرف دیگران برای صحبت کردن از نشانههای بارز این اختلال هستند؛ همچنین این اختلال، در کودکان بیشتر با علائمی مانند آشفتگی در بروز عواطف، بیقراری، انجام کارها بهصورت ناتمام، ناتوانی در تمرکز سر کلاس درس و فرار از انجام دادن تکالیف مدرسه بروز پیدا میکند.
بیش از 60 درصد کودکان مبتلا به ADHD، در بزرگسالی نیز علائم بیشفعالی از خود نشان میدهند اما علائم و مشکلات بسیاری از آنها با رسیدن به سنین بزرگسالی، کاهش مییابد؛ اختلال کمتوجهی و بیشفعالی درماننشده در بزرگسالان، میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگیشان تأثیر منفی بگذارد؛ علائمی مانند مشکل در مدیریت زمان، فراموشی و بیحوصلگی میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در محل کار، خانه و روابط این افراد شود.
بیشفعالی در پسران، دو برابر دختران شیوع دارد و آمارها نشان میدهد یکدهم کودکان، مبتلا به بیشفعالی هستند یا علائم اولیه آن را دارند.
علت بیشفعالی چیست؟
با وجود اینکه اختلال کمتوجهی ــ بیشفعالی مشکلی تقریباً شایع بین کودکان است، هنوز دانشمندان علت اصلی بروز آن را کشف نکردهاند اما مطالعات نشان میدهد عوامل ژنتیکی و عصبی میتواند در بروز این اختلال مؤثر باشد.
برخی مقالات نیز "کاهش دوپامین" را از عوامل مؤثر در بروز چنین اختلالی دانستهاند؛ دوپامین، یک انتقالدهنده عصبی است که در ایجاد پاسخهای احساسی نقش دارد؛ یافتههای تحقیقاتی دیگر نشان میدهد که مغز افراد مبتلا به بیشفعالی و کمتوجهی، ماده خاکستری کمتری دارد؛ ماده خاکستری مغز، بخشی از مغز است که در گفتار، عملکرد عضلات، خودکنترلی و تصمیمگیری نقش اساسی دارد.
درمان بیشفعالی
درمان بیش فعالی معمولاً شامل رفتاردرمانی، دارودرمانی یا ترکیبی از اینهاست؛ درمانهای طبیعی بیشفعالی، شامل پیروی از یک رژیم غذایی معتدل و مناسب، فعالیت بدنی بهمدت حداقل یک ساعت در روز و محدود کردن میزان استفاده از موبایل، تلفن و فضای مجازی است.
توصیههای تغذیهای برای بیماران مبتلا به بیشفعالی
مطالعات نشان دادهاند که بسیاری از موارد بیشفعالی، ناشی از رعایت نکردن رژیم غذایی مناسب در این افراد است و حذف برخی مواد غذایی، میتواند در کاهش عوارض ناشی از این اختلال، بسیار کمککننده باشد.
پرهیز از مصرف شکر، نوشابه، شیرینیجات، غذاهای چرب و غذاهای آماده و فرآوریشده مانند سوسیس و کالباس میتواند به کاهش بروز علائم بیشفعالی در این کودکان کمک کند.
خوراکیهایی مانند هلو، گوجهفرنگی و خیار حاوی مادهای بهنام سالیسیلات هستند و باید از رژیم غذایی این کودکان حذف و با مواد دیگر جایگزین شوند؛رنگ غذایی نارنجی که بهصورت ماده افزودنی در غذاهای بستهبندی مانند آدامس، شکلات، سس، برخی دسرها، کنسروها و رنگهای غیرطبیعی زعفران وجود دارد نیز در بروز بیشفعالی مؤثر است و باید از غذای کودک حذف شود.
نوشیدنیهای حاوی کافئین مانند قهوهها، نوشابههای گازدار و چای پررنگ علائم این بیماری را تشدید میکنند.
برخی مطالعات نیز ثابت کردهاند که کمبود برخی مواد معدنی، ویتامینها و اسیدهای چرب نیز میتواند باعث بروز چنین اختلالی شود؛ این مواد عبارتند از:
آهن
کمبود آهن، میزان دقت و تمرکز را بهمیزان چشمگیری کاهش میدهد البته باید دقت داشت که کمبود آهن را باید با مصرف مواد غذایی حاوی این عنصر جبران کرد و نه لزوماً مصرف داروهایی مانند اسیدفولیک چرا که بنابر برخی مطالعات، مصرف بیمورد و بیش از نیاز اسیدفولیک در دوران بارداری، خود میتواند زمینه بیشفعالی کودکان پس از تولد را فراهم کند.
اسیدهای چرب امگا3 و امگا6
تحقیقات نشان داده است غلظت اسیدهای چرب امگا3 و امگا6 در افراد مبتلا به بیشفعالی کمتر از سایر افراد است؛ کنجد، تخم کدو تنبل و تخم آفتابگردان، منابع خوب اسیدهای چرب امگا6 و برخی ماهیها نیز از منابع خوب امگا3 هستند.
منیزیم
کمبود منیزیم اغلب در افراد مبتلا به بیشفعالی دیده میشود و با دریافت آن، علائم این اختلال کاهش چشمگیری مییابد؛ منیزیم در مغزها، حبوبات، غلات آسیابنشده و سبزیجات با برگهای تیرهرنگ وجود دارد.
کمبود روی، ویتامین B6، کلسیم و پروتئین نیز میتواند از عوامل افزایش بروز علائم ADHD در کودکان و حتی بزرگسالان باشد.
علائم و تشخیص بیش فعالی آغاز مرحله درمان و مهم ترین بخش در درمان اختلالات کودک است. اختلال بیشفعالی معمولا از ۲ سالگی به بعد شروع میشود و ۳ نوع دارد؛ بیشتر کودکان بیشفعال دچار مشکل تمرکز هم هستند و شایع ترین نوع بیشفعالی، در کودکان پرتحرک و پرجنبوجوش و همزمان با مشکل توجه و تمرکز است. نوع دوم، در کودکانی دیده میشود که فقط مشکل پرتحرکی و عملکرد تکانهای دارند و نوع سوم، در کودکانی است که فقط دچار مشکل تمرکزند. مطالعهها در نمونههای ایرانی نشان داده که ۵ تا ۶ درصد کودکان کشور ما دچار بیشفعالی هستند. آمارهای ما با آمارهای جهانی مطابقت دارد و اختلال بیش فعالی به طور شایع تر در اولین پسر خانوادهها و به طور کلی در جنس مذکر بیش از جنس مونث دیده میشود.
معمولا کودکان بیشفعال کم تمرکز، پرتحرک و پرجنبوجوش، مرتب در حال دویدن و پریدن اند . آن ها دست به کارهای خطرناک میزنند و نمیتوانند عواقب عملکرد خود را پیشبینی کنند.
بچههای طبیعی وقتی دست به کار خطرناکی میزنند و دچار آسیبی میشوند، معمولا عبرت میگیرند در حالی که کودکان بیش فعال عبرتپذیر نیستند و ممکن است عمل خطرناکی را چند بار تکرار کنند. بچههای بیشفعال را در خانه معمولا در حالی که روی کابینت، درراور و به طور کلی در ارتفاع هستند، میبینید. آن ها این کارهای خطرناک را در طول روز چندبار انجام میدهند به همین علت احتمال آسیب دیدنشان زیاد است.
خیلی از کودکان بیشفعال، عملکرد تکانهای هم دارند؛ یعنی رفتارهای ناگهانی از آنها سر میزند. مثلا کودک نشسته و ناگهان کنترل تلویزیون که دستش است، پرتاب میکند .
این رفتارها به صورتهای دیگر هم بروز میکند؛ مثلا ممکن است کودک ناگهان روی دوش پدر یا جفت پا روی شکم او بپرد! یا وقتی در حال ردشدن از کنار بچه دیگری است، بدون اینکه مشکلی ایجاد شده باشد، به او ضربهای بزند یا هلش دهد! این رفتارهای ناگهانی و تکانشی اغلب کودکان بیشفعال، باعث آزار و اذیت دیگران میشود.
مشکل بچههای بیشفعال که تمرکز ندارند، معمولا خود را از دوران مهدکودک نشان میدهد، آنها حوصله انجام بازیهای فکری ندارند و از انجام کارهای فکری که باید روی آن تمرکز داشته باشند، خودداری میکنند . این کودکان معمولا فراموش کار و حواسپرت هستند . آن ها در مهدکودک در یادگیری شعر هم مشکل پیدا میکنند چون این کار به توجه و تمرکز نیاز دارد . در نقاشی هم چندان موفق نیستند چون انجام این کار مستلزم این است که مدتی یک جا بنشینند، علاوه بر این، برای تمام کردن طرح و رنگآمیزی کامل هم به مشکل برمیخورند به طوری که می بینیم کودک نقاشی را نصفه رها میکند یا فقط طراحی میکند و اصلا آن را رنگ نمیکند یا این کار را نیمهکاره و بیدقت انجام میدهد.
بچههای بیشفعال نام دوستان شان را هم فراموش میکنند حتی امکان دارد اسامی افراد نزدیک را هم فراموش کنند و مرتب از پدر یا مادرشان میپرسند اسم این آقا یا خانم چه بود؟ گاهی از همان دوران مهد، مربی شکایت میکند کودک بیشفعال نظم کلاس را به هم میزند، سر جای خود نمینشینند و مرتب راه میرود. بچههای بیشفعال زیاد حرف میزنند، تن صدایشان بلند است و در کار و حرف دیگران دخالت میکنند.
برای تشخیص بیشفعالی، این علائم باید حداقل در دو محیط دیده شود؛ مثلا در خانه و مهدکودک، در مدرسه و در مهمانیها. کنترل بچههای بیشفعال وقتی با مادر خود تنها در منزل هستند، راحت تر است و کم تر مشکل ایجاد میکنند ولی وقتی نفر سومی مثل پدر یا خواهر و برادر وارد میشوند، جنب وجوش و تحرک آن ها بیش تر میشود و در مهمانیها کنترل شان بسیار سخت تر خواهد بود. یکی از کارهای خطرناکی که جزو عملکرد تکانهای بچههای بیشفعال است، این است که ناگهان دست پدرومادر را رها و وسط خیابان شروع به دویدن میکند.
والدین عزیز و زوجین محترم اگر شما جز کسانی هستید که دچار اضافه وزن چاقی دیابت و بیماری های دیگرهستید
لطفا تا موارد موردنیاز رو در بدنتون شفا و بهبود ندادین بچه دار نشوید.
قبل از ازدواج و بعد از ازدواج ازمایش های هورمونی و سیستم بدنی انجام بدهید و از خودتون هر گونه مراقبت های پزشکی انجام بدید .لطفا و لطفا به خودتون و سیستم بدنتون اهمیت بدید خانم های محترم ورزش و پیاده روی روزانه رو فراموش نکنید انجام حرکات ورزشی سبک و اسان برای خانم ها ضروری است.
و آقایان محترم بسته به توانایی هایی که دارند ورزش رو فراموش نکنند همچنین انواع ازمایش های اختصاصی پیش از ازدواج و بعد از ازدواج رو جدی بگیرند.
والدین محترم که بعد از بچه دار شدن دچار چاقی و اضافه وزن شدند انجام حرکات ورزشی اسان ولی مداوام همراه با کودکان رو کنار نگذارند و ادامه بدهند.

چاقی در کودکان موضوعی است که باید به آن توجه نمود چرا که می تواند عواقب ناگواری در آینده برای فرد ایجاد کند، در این میان والدین نقش به سزایی در سلامتی فرزندانشان ایجاد می کنند و باید مراقب باشند تا فرزندشان دچار چاقی نشود. در این بخش از مقاله ای تحت عنوان تاثیر والدین در چاقی فرزندان و بررسی احتمال افزایش آسیب را مورد مطالعه قرار دهیم، پس اگر شما هم به مبحث جلوگیری از افزایش وزن در کودکان علاقه مند هستید تا انتهای مقاله تاثیر والدین در چاقی فرزندان با گروه علمی و تخصصی همراه باشید.
تاثیر والدین در چاقی فرزندان و معرفی راهکارهایی که می تواند کمک کند تا کودک شما دچار افزایش وزن و بیماری نشود.
خطر صحبت با کودکان در مورد وزن
مطالعه جدیدی درباره احتمال آسیب دیدن در این مورد را روشن می کند
ما به عنوان پدر و مادر بهترین ها را برای فرزندان خود می خواهیم. ما می خواهیم فرزندانمان زندگی بهتری نسبت به ما داشته باشند. خوشحال ، موفق و – شاید بیش از همه – سالم باشند. برای بسیاری ، این بدان معنی است که ما می خواهیم فرزندانمان لاغر باشند. و اگر خیلی لاغر نباشند ، مطمئناً نمی خواهیم چاق باشند. در اخبار تلویزیون ، ما در مورد خطرات چاقی کودکان می شنویم. ما تصاویری از کودکان چاق را مشاهده می کنیم که از روی شلوارهای بسیار تنگ آنها بیرون آمده و پیراهن هایی که نشان می دهد بسیار چاق هستند و ما فقط می توانیم غم و شرم صورت آنها را که از چشم پنهان است تصور کنیم. متخصصان پزشکی درباره عواقب ناگوار “اضافه وزن” شامل: دیابت ، فشار خون بالا ، سرطان و هر بیماری دیگری که تصور کنید هشدار می دهند.
به ما گفته شده است که این نسل از کودکان اولین کسانی هستند که امید به زندگی کوتاه تری نسبت به والدین خود دارند (گزاره ای که ترس را ایجاد می کند اما به نظر می رسد این واقعیت را نادیده می گیرد که امید به زندگی در واقع در بالاترین حد خود قرار دارد). در مدرسه ، کودکان نه تنها بر اساس عملکرد تحصیلی ، بلکه براساس شاخص توده بدنی (BMI) نیز درجه بندی می شوند. چاقی کودک به عنوان بازتابی از مهارت های والدین تلقی می شود و والدین کودکان چاق پدر و مادر بد قلمداد می شوند. این والدین حتی در معرض خطر هستند که فرزندانشان از مراقبت خارج شوند و به دلیل بی توجهی دستگیر شوند. جای تعجب نیست که بسیاری از والدین نگران وزن فرزندان خود هستند!

تاثیر والدین در چاقی فرزندان
متأسفانه ، بسیاری از والدین خوش فکر وقتی که می خواهند در مورد مسائل مربوط به وزن بدن ، اندازه و غذا خوردن دخالت کنند ، سهواً به کودکان آسیب می رسانند. یک مطالعه تحقیقاتی منتشر شده در ژوئن 2016 در اختلالات خوردن و وزن (وانسینک ، لاتیمر و پاپ ؛ 2016) برخی از مشکلات را نشان می دهد که ممکن است هنگام اظهارنظر والدین در مورد وزن فرزندانشان خود ایجاد شود.
محققان از 501 زن بزرگسال در سنین 20 تا 35 سال خواستند اظهار نظرهایی را که والدین آنها در مورد وزن و یا عادت های غذایی هنگام بزرگ شدن بیان کرده اند به خاطر بیاورند. آنها دریافتند زنانی که پدر و مادرشان را به خاطر آوردن نظرات مربوط به وزن به یاد می آورند از بدن خود (بدون در نظر گرفتن BMI فعلی) ناراضی ترند و بیشتر در معرض BMI بالاتر هستند. در واقع ، هرچه پدر و مادر بیشتر درباره وزن اظهار نظر می کنند ، دختر بزرگسال از بدن خود ناراضی تر و وزن او در بزرگسالی بیشتر می شود.
یکی از محدودیت های این مطالعه این است که “همبستگی علت و معلول ندارد” و مشخص نیست که آیا نظرات والدین منجر به افزایش وزن کودکان و داشتن BMI بزرگسالان می شود یا اینکه این شرکت کنندگان در دوران کودکی نیز وزن بیشتری داشته اند و وزن بالاتر آنها انگیزه بوده است برای نظرات والدین در مورد وزن و رفتارهای غذایی (این نتایج در مورد عدم رضایت از بدن تأثیر نمی گذارد). با وجود این محدودیت ، این مطالعه تأثیر منفی احتمالی نظرات والدین در مورد وزن و غذا خوردن را در BMI و رضایت بدن یک زن بزرگسال برجسته می کند.
اگر کودک شما با نارضایتی از تصویر بدن دست و پنجه نرم می کند ، این مسئله را با آنها جستجو کنید در حالی که به آنها کمک می کند دیدگاه خود را برای دلسوزی و پذیرش بدنشان تغییر دهند – و در صورت لزوم از متخصص کمک بگیرید مهمتر از همه: هرگز احساس نکنید که فرزندتان به اعداد در مقیاس وابسته است.






ماندن در خانه برای مدت طولانی تمایل کودکان و نوجوانان را به خوردن هله هوله و تنقلات کم ارزش و چاق کننده بیشتر می کند. علاوه بر آن در بعضی از افرادی که در قرنطینه طولانی مدت به سر می برند ممکن است استرس بر شدت غذا خوردن بیافزاید. مراقبت در هنگام غذا خوردن کودکان و نوجوانان و کنترل آن به تعادل در مصرف غذا و دریافت متعادل انرژی کمک می کند. جهت پیشگیری از اضافه وزن و چاقی نکات مهم زیر پیشنهاد می شود :
1. یک توصیه کلی کاهش مصرف قند، نمک و چربی است. کودکان و نوجوانان باید به مصرف غذاهای کم نمک، کم چرب و کم شیرین تشویق شوند.
2. استفاده از شیر و لبنیات کم چرب (ماست کم چرب، پنیر کم چرب) در وعده های غذایی.
3. محدود کردن مصرف پنیر خامه ایی، انواع خامه و سرشیر، مربا، دسرهای صنعتی و بستنی.
4. استفاده روزانه از صبحانه سالم با ارزش غذایی مناسب مانند نان و پنیر وگردو، خرما، خیار و گوجه فرنگی، شیرکم چرب.
5. مصرف سبزی و سالاد در وعده های غذایی همراه با چاشنی های سالم مثل آبلیمو، آبغوره، آب نارنج، روغن زیتون و یا سس های کم چرب.
6. مصرف غذاهایی که انواع حبوبات در آنها استفاده شده است مثل انواع آش ها، انواع خورش ها، انواع پلوها، انواع خوراک ها (عدسی، خوراک لوبیا و ....).
7. استفاده از انواع میوه ها و سبزی هایی مثل خیار، هویج، کاهو، کرفس و گل کلم در میان وعده ها.
8. اجتناب از مصرف نوشابه های گازدار، نوشابه های انرژی زا، نوشیدنی های شیرین مثل ماءالشعیر و دلستر، آبمیوه های صنعتی و شیرهای طعم دار در کنار غذاهای اصلی و میان وعده ها، باید توجه داشت که نوشابه های رژیمی هم می توانند چاق کننده باشند. نوشابه های رژیمی به جای قند معمولی، دارای قندهای (شیرین کننده) مصنوعی هستند که فاقد کالری می باشند ولی افزودنی های موجود در این نوع نوشابه ها اشتها را افزایش می دهد و موجب چاقی می شود.
9. محدود کردن مصرف تنقلات چرب و شور مثل چیپس، فرآورده های غلات حجیم شده مثل پفک، پفیلا، ذرت های حجیم شده، چیپلت و ...
10. محدود کردن مصرف انواع بستنی های ترکیبی با شکلات و مغزها، یخمک ها. باید توجه داشت که انواع بستنی حتی بستنی های ساده حاوی مقدار زیادی انرژی هستند و افراط در مصرف آنها می تواند موجب چاقی بشود.
11. محدود کردن مصرف انواع فست فودها و غذاهای آماده پرچرب و شور و جایگزین نمودن غذاهای سنتی با ارزش تغذیه ای مناسب. غذاهای سنتی هم باید کم چرب و کم سرخ شده باشند که باعث چاقی نشوند.
12. بجای حجم زیاد غذا در سه وعده اصلی، حجم کمتر غذا در دفعات بیشتر مثلا 5 تا 6 بار در روز مصرف شود. خوردن حجم زیاد غذا در یک وعده مقدار زیادی انرژی تامین می کند که مازاد بر نیاز بدن بوده و بصورت چربی در بدن ذخیره می شود.
13. وقتی که کودک یا نوجوان بهانه گیر و ناراحت می شود، به منظور دلداری به او غذای یا نوشیدنی داده نشود در ساعت معین غذا یا میان وعده خورده شود و در بین این ساعات از ریزه خواری و هله هوله خوردن کودک و نوجوان جلوگیری شود.
14. تماشای تلویزیون، استفاده از موبایل یا هر چیزی که باعث حواس پرتی در هنگام غذا خوردن می شود کنار گذاشته شود.
15. کودک یا نوجوان در برنامه ریزی وعده های غذایی خانواده شرکت کند . به کودک یا نوجوان اجازه داده شود تا در تهیه و پخت غذا به مادر کمک کند.
16. تأکید بر مصرف صبحانه. نوجوانانی که صبحانه نمی خورند در وعده ناهار به دلیل افت قندخون، اشتهای زیادی برای غذا خوردن
17. تشویق به کاهش زمان تماشای تلویزیون، بازی های کامپیوتری، استفاده از تبلت و موبایل به روزی سی دقیقه
18. تشویق به ایستادن و راه رفتن کودک یا نوجوان بعد از یک مدت نشستن و انجام حرکات کشش دست و پا، دراز نشست در خانه.
19. انجام حرکات ورزشی با استفاده از اپلیکیشن های ورزشی در صورت امکان در خانه.
20. تشویق به بازی کردن با توپ، طناب، لی لی، دوچرخه و ... درخانه.
21. تشویق برای شرکت در کارهای منزل مثل جارو کردن، گردگیری خانه، انجام کارهای باغچه، آب دادن به گلدان ها، مرتب کردن وسایل شخصی، نظافت اتاق و موارد مشابه.
22. ورزش نکردن بعد از خوردن غذا (ورزش کردن بلافاصله پس از غذا خوردن موجب دل درد، اختلال در هضم غذا و سو هاضمه می شود). ورزش کردن حداقل یک ساعت پس از غذا خوردن بلامانع است.
23. یک برنامه منظم برای خواب (رفتن به رختخواب در ساعت مشخص و برخاستن در زمان های مشخص) فقدان خواب منظم می تواند بر سلامت جسمی و روحی کودکان و نوجوانان تأثیر منفی بگذارد و همچنین توانایی سیستم ایمنی بدن را در مقابله با عفونت ها کاهش دهد. از سوی دیگر، توجه به خواب کافی کودک نقش موثری در پیشگیری و کنترل اضافه وزن و چاقی دارد.


یک مشکل سلامت عمومی در کودکان است که با خطر عوارض دوران کودکی و افزایش ناخوشی و مرگ و میر در تمام دوران بزرگسالی همراه است. در کودکان شیوع چاقی در طی تقریبا 40 سال 300 درصد افزایش داشته است. در بررسی ملی معاینه سلامت و تعذیه 32 درصد کودکان 2 تا 19 سال دچار اضافه وزن یا چاقی و 17 درصد در محدوده چاقی بودند.
چاقی والدین با خطر بیشتر تر چاقی در کودکان انها مطابقت دارد. عوامل قبل از تولد شامل وزن زیاد قبل از بارداری، وزن گیری در دوران بارداری، وزن تولد بالا و سیگار کشیدن مادر با افزایش خطر چاقی بعدی کودک همراهند. شیر مادر فقط تا حدی برای چاقی محافظ است.
چاقی یا افزایش چربی با استفاده از نمایه توده بدنی که نماینده عالی سنجش مستقیم چربی بدن است تعریف می شود. فرمول BMI مساوی وزن بر اساس کیلوگرم بر قد بر اساس متر به توان دو است. بالغینی که BMI بزرگتر مساوی 30 دارند معیار چاقی را پر می کنند و انهایی که BMI 25 تا 30 دارند در محدوده اضافه ورن قرار می گیرند. در کودکان چاقی و اضافه ورن مطابق صدک های BMI تعریف شده اند. کودکان بزرگتر از دو سال با BMI بزرگتر مساوی صدک 95 درصد معیار چاقی را داشته و با BMI حدود بین صدک های 85 تا 95 درصد اضافه وزن دارند.
انسان ها توانایی ذخیره انرژی در بافت چربی را دارند که امکان ارتقای بقا در زمان های قحطی را فراهم می سازد. بطور ساده چاقی ناشی از عدم توازن دریافت کالری و صرف انرژی و فعالیت است. دریافت افزایشی و مدام کالری موجب افزایش بافت چربی می گردد. چاقی هر فرد به عواملی ژنتیکی، اشتها، دریافت تعذیه ای، فعالیت جسمانی و صرف انرژی بستگی دارد.
در طی دهه های اخیر تنوع غذایی بطور چشمگیری تغییر کرده است و با توجه به شاغل بودن مادران میزان استفاده از فست فود ها زیادتر شده است که خود عاملی برای دریافت کالری نامناسب است. عوامل تعیین کننده ژنتیکی نیز ممکن است در استعداد فردی به چاقی نقش داشته باشند.
عوارض چاقی کودکان در دوران کودکی و نوجوانی روی داده و تا بزرگسالی ادامه می یابد. یک دلیل مهم برای پیشگیری و درمان چاقی کودکان افزایش خطر ناخوشی و مرگ و میر بعدها در زندگی است. احتمال مرگ ناشی از بیماری قلبی عروقی در پسرهای نوجوانی که اضافه وزن داشتند دو برابر انهایی بود که وزن طبیعی داشته اند. سایر ناخوشی های زودرس شامل دیابت نوع دو، فشار خون، چربی خون و بیماری کبد چرب است.
مقاومت به انسولین با افزایش چاقی بیشتر شده و به طور مستقیمی روی متابولیسم چربی و سلامت قلبی عروقی تاثیر می گذارد.
برخی از عوارض چاقی شامل اپنه انسدادی خواب و عوارض ارتوپدی شامل لغزش اپی فیز سرفمور هستند. مشکلات سلامت ذهنی می تواند همزمان با چاقی وجود داشته باشد و ممکن است اعتماد به نفس در کودکان چاق دختر در مقایسه با هم سن و سالان غیر چاق انها کمتر باشد. بعضی از مطالعات ارتباط بین چاقی و افسردگی نوجوانان را یافته اند.
کودکان دارای اضافه وزن و چاق اغلب در مراقبت سلامت روتین تشخیص داده می شوند. ارزیابی کودک دچار اضافه وزن یا چاق با بررسی روند منحنی رشد برای وزن، قد و BMI، در نظر داشتن علل پزشکی احتمالی چاقی و بررسی الگوی فعالیتی، تغدیه ای و خوردن خانواده شروع می شود. از جمله علل پزشکی احتمالی چاقی میتوان به کمبود هورمون رشد، کم کاری تیرویید و سندروم کوشینگ اشاره کرد که منجر به چاقی و رشد قدی اهسته می شوند. در نتیجه کوتاهی قد همزمان با چاقی نیاز به بررسی بیشتر کودک از نظر بیماری های همراه دارد. این کودکان باید بصورت دوره ای تحت غربالگری برای فشار خون، دیابت و بیماری های قلبی عروقی قرار بگیرند بخصوص اگر سابقه خانوادگی این موارد در فامیل درجه یک کودک وجود داشته است.
تغییرات رفتاری میتواند تاثیر بسزایی در کاهش وزن کودک داشته باشد که شامل موارد زیر است:
نوشیدن مقدار کمتر نوشابه های شیرین شده، مصرف رژیم عذایی با کیفیت تر، افزایش ورزش، تماشای کمتر تلوریون و خود وزن کردن. استراتژی های روان پزشکی کمک کننده است. رژیم غذایی چراغ راهنمایی غذاها رابه انهایی که میتوانند بدون هیچ محدودیتی (سبز)، بطور متوسط (زرد)، یا بصورت گه گاهی (قرمز) در مهمانی هامصرف شوند، دسته بندی می کند. سرگرمی های فعال می توانند جایگزین فعالیت های بی حرکت گردند. اکادمی کودکان امریکا توصیه می کند که زمان صفحه نمایش برای کودکان بالای دوسال بیشتر از دوساعت در روز نبوده و کودکان کمتر از دوسال تلوزیون نبینند. تماشای تلوزیون اغلب با خوردن همراه است و بسیاری از محصولات غذایی پرکالری مستقیما در طی برنامه های تلوزیونی کودک برای انها تبلیغ میشوند. درمان دارویی موثری که منجر به برگشت چربی زیادی در کودکان و نوجوانان گردد وجود ندارد. داروهای موجود حتی زمانی که با مداخلات رفتاری همراه می شوند، سبب کاهش نسبتا کم وزن یا بهبود BMI می شوند. کلاس های مختلف دارویی شامل انهایی که دریافت انرژی را کاهش می دهندد یا بعنوان بی اشتهایی اور مرکزی عمل می کنند، انهایی که بر دسترسی مواد مغذی از روده یا بازجذب لوله های کلیوی تاثیر دارند و آنهایی که بر متابولیسم و سوخت و ساز بدن موثرند مورد توجه هستند.
پیشگیری از چاقی کودک و نوجوان برای سلامت همگانی در اغلب کشورهای جهان ضرورت دارد. انواعی از اقدامات برای مقابله با محیط چاقی زای فعلی شامل ترویج تغذیه با شیرمادر برای 6 ماه، دست یابی به میوه ها و سبزی ها، محیط های قابل راه رفتن و 60 دقیقه فعالیت روزانه برای کودکان می باشد. اقدامات پیشگیری در پزشکی با پایش دقیق صدک های وزن و BMI در ویزیت های پشت سرهم مراقب سلامت اغاز می شود. اقدامات پیشگیری با ترویج تغذیه انحصاری با شیرمادر برای 6 ماه و تعدیه با شیرمادر تا 13 ماهگی اغاز می شود، شروع غذای شیرخوار در 6 ماهگی باید با غلات، میوه ها و سبزی ها باشد. گوشت بدون چربی، طیور و ماهی بعدا در سال اول زندگی اضافه می شود. والدین باید از مصرف غذاها و نوشیدنی های خیلی شیرین در سال اول زندگی مشاوره شوند. در عوض انها باید کودکان خردسال خود را در معرض تنوع غنی از میوه ها، سبزی ها ، غلات گوشت های بدون چربی، طیور و ماهی قرار دهند تا پذیرش رژیم عذایی سالم و گوناگون تسهیل گردد. بهتر است فعالیت های جسمی ترویج گردد. از انجایی که زمان بازی کامپیوتری، تلوزیون و موبایل میتواند جایگزین فعالیت جسمانی باشد و همچنین از انجایی که تبلیعات تلوزیونی از محصولات خوراکی زیاد است، این زمان باید محدود گردد.

![]()

Shyness is often seen as an undesirable trait in our society, especially in children. I was a shy child, in fact I’m a shy adult. I spent hours as a child waiting on the sidelines, looking in at others socialising with ease, wondering what it would be like to be them. As an adult I still struggle in social situations, but now I realise that my shyness is not a flaw. I’m an introvert and proud!
خجالتی بودن اغلب به عنوان یک ویژگی نامطلوب در جامعه ما به ویژه در کودکان دیده می شود. من یک کودک خجالتی بودم، در واقع من یک بزرگسال خجالتی هستم. من در کودکی ساعتها در کنارهها منتظر بودم و به راحتی به دیگران نگاه میکردم و به راحتی به این فکر میکردم که بودن آنها چگونه است. در بزرگسالی هنوز در موقعیتهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکنم، اما اکنون میدانم که خجالتی بودن من عیب نیست. من فردی درونگرا و مغرور هستم!So, what can you do if you have a shy child, or suspect that you are raising an introvert – to help them to embrace, not feel embarrassed about, who they are? H
ere are my top ten tips:
بنابراین، اگر فرزندی خجالتی دارید، یا مشکوک هستید که در حال تربیت یک فرد درونگرا هستید، چه کاری می توانید انجام دهید - تا به آنها کمک کنید که کیست را در آغوش بگیرند، نه اینکه احساس خجالت کنند؟ ده نکته برتر من در اینجا آمده است:1. Don’t view shyness as a personality flaw. Most shy children are simply introverts and introversion is not a problem that needs to be fixed. Instead, it is much easier – and far more healthy for the child – to accept their personality and see the positives (introverts often possess heightened empathy and intuition, great imagination and an analytical mind. Introverts also tend to make great listeners and often have a great deal of focus as they grow).
2. Understand attachment theory. In order to feel safe to explore the world and everybody in it, children first need a strong attachment to primary caregivers who act as their secure base. A place that they can return to when the world gets too much, somebody to make them feel safe and supported, to diffuse anxiety and to give them the boost that they need to go out and explore once again. A shy child who ‘clings’ to their parents is doing exactly what they need to do to recharge and build the security that they need to branch out into the world.
3. Acknowledge that you cannot force the shyness out by pushing the child to do things that they don’t want to do. Forcing (however well meant) a shy child to go and speak to others, join in with play, order their own food, or pay in a shop, will not make them less shy. Flooding them with exposure will instead likely make things worse, increasing any social anxiety. Give the child opportunities to branch out on their own if they feel confident enough to do so, but be there to support them (and never pressure) if things don’t feel right.
4. Focus praise on effort, not outcome, especially in social situations. Instead of clapping and cheering when they do manage to speak to somebody, or put themselves in the spotlight, focus instead on the tiny moments where they were brave, regardless of whether they ‘succeeded’ or not. The time they put their hand up when somebody asked a question, but put it down again before they were chosen to answer is just as valuable – if not more so – than the time they stood up and spoke in front of a room full of people.
5. Make sure that they know that you love them unconditionally and that you’re proud of them, no matter how they socialise with others. Shy children can struggle with their self-esteem, so need to know that you think they are wonderful as often as possible. Explain the difference between introverts and extroverts to them and help them to understand that there are all types of personalities in the world and that none of them are wrong or undesirable.
6. Stand up for them and speak out if others tease or berate them for their shyness. The next time a stranger says “what’s the matter with you? Are you shy?” – say “s/he just doesn’t feel like speaking right now, we all have days like that” and move on. Those small moments when your child feels understood and protected by you will make a huge difference in the future.
7. Be mindful of social situations and how your child will cope in them, but don’t hold them back because of your own anxieties and fears. If your child indicates that they would like to go to a group, or an event, then embrace their wish, regardless of any concerns you may have about how they will cope socially. They could very well prove you wrong!
8. Help your child with some stress and anxiety management techniques, so that they have something to help them to cope if/when they find themselves in unavoidable anxiety inducing situations. A simple breathing technique, visualisation, or fiddle toy (even just a hair band on their wrist to twiddle) can really help.
9. Build some quiet time into your child’s schedule. Introverts need time away from others to offload and recharge. Don’t be tempted to fill up all of the weekend, or summer holidays with busy activities and play dates, allow some days to have free time at home, with plenty of opportunities for art, music, reading and writing and all important solitude.
10. Don’t swoop in and rescue them immediately. It can be tempting to hover and helicopter parent a shy, or introverted, child, but while you should absolutely be there, ready and waiting, to help and support on the sidelines, you should allow your child time to experience and resolve things on their own before swooping in to fix things for them – they may just surprise you!
بنابراین، اگر فرزندی خجالتی دارید، یا مشکوک هستید که در حال تربیت یک فرد درونگرا هستید، چه کاری می توانید انجام دهید - تا به او کمک کنید تا او را در آغوش بگیرد، نه اینکه احساس خجالت کند؟ ده نکته برتر من در اینجا آمده است:
۱- کمرویی را یک نقص شخصیتی ندانید. اکثر کودکان خجالتی به سادگی درونگرا هستند و درونگرایی مشکلی نیست که نیاز به رفع آن داشته باشد. در عوض، پذیرفتن شخصیت و دیدن نکات مثبت برای کودک بسیار سادهتر – و بسیار سالمتر است (درونگراها اغلب دارای همدلی و شهود بالا، تخیل عالی و ذهن تحلیلگر هستند. درونگراها همچنین تمایل دارند شنوندگان عالی بسازند و اغلب دارای با رشد آنها تمرکز زیادی دارند).
2. تئوری دلبستگی را درک کنید. برای اینکه کودکان در کشف جهان و همه افراد در آن احساس امنیت کنند، ابتدا نیاز به وابستگی قوی به مراقبان اولیه دارند که به عنوان پایگاه امن آنها عمل می کنند. جایی که وقتی دنیا خیلی زیاد شد میتوانند به آنجا برگردند، کسی که به آنها احساس امنیت و حمایت بدهد، اضطراب را پراکنده کند و به آنها انگیزه بدهد تا یک بار دیگر بیرون بروند و کاوش کنند. یک کودک خجالتی که به والدین خود "چسبیده" دقیقاً همان کاری را انجام می دهد که آنها باید برای شارژ مجدد و ایجاد امنیت مورد نیاز برای گسترش به جهان انجام دهند.
3. بپذیرید که نمیتوانید با فشار دادن کودک به انجام کارهایی که او نمیخواهد، خجالتی را از بین ببرید. مجبور کردن یک کودک خجالتی به رفتن و صحبت کردن با دیگران، شرکت در بازی، سفارش غذای خود یا پرداخت هزینه در یک مغازه، (هرچند به معنای خوب) یک کودک خجالتی را مجبور کنید، او را کمتر خجالتی کند. درعوض پر کردن آنها با قرار گرفتن در معرض احتمالاً اوضاع را بدتر می کند و هر گونه اضطراب اجتماعی را افزایش می دهد. به کودک فرصت دهید تا در صورتی که به اندازه کافی برای انجام این کار اعتماد به نفس داشته باشد، خود به خود منشعب شود، اما اگر اوضاع درست نیست، از او حمایت کنید (و هرگز فشار نیاورید)4. تمجید را بر تلاش متمرکز کنید نه نتیجه، به ویژه در موقعیت های اجتماعی. بهجای کف زدن و تشویق کردن وقتی موفق میشوند با کسی صحبت کنند، یا خودشان را در کانون توجه قرار دهند، به جای آنها روی لحظات کوچکی تمرکز کنید که در آنها شجاع بودند، صرف نظر از اینکه «موفق شدند» یا نه. زمانی که وقتی کسی سوالی میپرسد دستشان را بالا میآورند، اما قبل از اینکه برای پاسخ انتخاب شوند، دوباره آن را پایین میآورند - اگر نه بیشتر - به اندازه زمانی که ایستادند و در مقابل اتاقی پر از جمعیت صحبت کردند، ارزشمند است. .
5. مطمئن شوید که آنها می دانند که شما آنها را بدون قید و شرط دوست دارید و به آنها افتخار می کنید، مهم نیست که چگونه با دیگران معاشرت می کنند. کودکان خجالتی می توانند با عزت نفس خود دست و پنجه نرم کنند، بنابراین باید بدانید که فکر می کنید تا حد امکان فوق العاده هستند. تفاوت بین افراد درونگرا و برونگرا را برای آنها توضیح دهید و به آنها کمک کنید تا بفهمند که همه انواع شخصیت ها در جهان وجود دارد و هیچ یک از آنها اشتباه یا نامطلوب نیستند.
6. اگر دیگران آنها را به خاطر خجالتی بودنشان اذیت یا سرزنش کردند، از آنها دفاع کنید و با صدای بلند صحبت کنید. دفعه بعد غریبه ای می گوید: «تو چه شده؟ تو خجالتی هستی؟" - بگویید "او در حال حاضر حوصله صحبت کردن ندارد، همه ما چنین روزهایی داریم" و ادامه دهید. آن لحظات کوچکی که فرزندتان احساس می کند توسط شما درک شده و از او محافظت می شود، تفاوت بزرگی در آینده ایجاد خواهد کرد.7. مراقب موقعیتهای اجتماعی و نحوه کنار آمدن فرزندتان با آنها باشید، اما به دلیل نگرانیها و ترسهای خود آنها را متوقف نکنید. اگر فرزندتان نشان میدهد که دوست دارد به یک گروه یا رویدادی برود، بدون توجه به نگرانیهایی که ممکن است در مورد نحوه برخورد اجتماعی او داشته باشید، آرزوی او را بپذیرید. آنها به خوبی می توانند به شما ثابت کنند که اشتباه می کنید!
8. با برخی از تکنیکهای مدیریت استرس و اضطراب به فرزندتان کمک کنید، به طوری که اگر یا زمانی که در موقعیتهای القاکننده اضطراب اجتنابناپذیر قرار گرفت، چیزی برای مقابله با او داشته باشد. یک تکنیک ساده تنفس، تجسم یا اسباب بازی کمانچه (حتی فقط یک بند مو روی مچ دست تا چرخاندن) واقعا می تواند کمک کند.
9. زمان آرامی را در برنامه کودک خود قرار دهید. افراد درونگرا برای تخلیه و شارژ مجدد نیاز به زمان دور از دیگران دارند. وسوسه نشوید که تمام تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات تابستانی را با فعالیتهای پرمشغله و قرارهای بازی پر کنید، اجازه دهید چند روز در خانه وقت آزاد داشته باشید، با فرصتهای فراوان برای هنر، موسیقی، خواندن و نوشتن و تمام خلوتهای مهم.
10. سریع وارد نشوید و آنها را نجات دهید. میتواند وسوسهانگیز باشد که کودکی خجالتی یا درونگرا را به پرواز درآورید و با هلیکوپتر پرورش دهید، اما در حالی که شما باید کاملاً آماده و منتظر باشید تا در حاشیه به کمک و حمایت از آن بپردازید، باید به فرزندتان فرصت دهید تا مسائل را تجربه کند و حل کند. قبل از اینکه وارد شوید و چیزهایی را برای آنها درست کنید - آنها ممکن است شما را شگفت زده کنن.

خشم چیست؟
طبق تعریف جالب دانشگاه مینه سوتا، خشم، جرقههایی آتشین در مغز است که به دنبال احساسات ناخوشایند و به عنوان پاسخ دفاعی آنی در ما بروز میکند.
متخصصین عصب شناسی دانشگاه هاروارد معتقدند خشم طی میلیونها سال روند تکاملی ظرفیت مغز برای پذیرش خشم افزایش یافته و حالا دیگر تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر در ارتباطات نورونی در مغز انسانها شده است. خشم جزئی از غریزه ما برای مقابله با تهدیدات، رقابت برای دست یابی به منابع و همچنین اجرای هنجارهای اجتماعی را شکل میدهد. دقیقا به همین علت است که ابراز ناگهانی خشم در رده سنی کودکان بیش از بزرگسالان رخ میدهد. بچههای خردسال به منظور رویارویی با تهدیدات مختلف که البته بسیاری از آنها از منظر بزرگسالی جدی نیستند، مثل خشم بر سر تصاحب عروسک؛ خود را نیازمند استفاده از یک مکانیسم دفاعی ذاتی میبینند.
همه ما طی روز دائما در حال تجزیه و تحلیل و به اصطلاح سبک و سنگین کردن توقعات خود از رویدادهایی هستیم که تمایل داریم بر اساس انتظارمان پیش بروند. حال اگر به هر دلیلی واقعیت وقایع با پیش بینی ما همخوانی نیابد ما خشمگین میشویم؛ همزمان منطقهای کوچک در مغز به نام آمیگدال در درک احساسات، پاسخ دهی به آنها و تعدیل درد نقش دارد تحریک و فعال میشود.
اگر شما نیز یک بار دیگر بتوانید به دوران خردسالی خود بازگردید و تمام وقایع آن را با شعور و خودآگاهی کنونی پشت سر بگذارید، قطعا تجربهای هیجان انگیز برایتان خواهد بود. تنها در این صورت است که بزرگسالان قادر به درک عواطف عجیب و غریب کودکان و هیجانات آنی آنها میشوند.
در این درس پس از شناخت مکانیزم خشم (عصبانیت و ناراحتی) در بچهها با چند راهکار و بازی آشنا میشویم که به ما در کنترل خشم به عنوان یکی از هیجانات کودکانه کمک میکند.
چرا خردسالان به سرعت خشمگین میشوند و چه کار از والدین ساخته است؟

کودکان خردسال به سرعت خشمگین و عصبانی میشوند و البته گاه به همان سرعت هم خشم آنها فروکش میکند. طبق مطالعهای که نتایج آن در مجله علمی معتبر نیچر، منتشر شده بچهها:
مانند افراد بالغ هنوز به چهارچوبهای ذهنی توسعه یافته از نحوه عملکرد اجزای مهم در زندگی مجهز نیستند و از این رو دید درستی نسبت به سطح انتظارات خود از اطرافیان ندارند. به همین دلیل ممکن است در بسیاری از موقعیت ها، مدیریت رفتارها و تصمیمات هرچند ساده روزمره برای آنها به شدت دشوار باشد.
کودکان اغلب فاقد مهارتهای زبانی کامل و لازم برای گفتگو در خصوص مسائلی هستند که از نظرشان اهمیت بالایی دارد.
از این دو میتوان نتیجه گرفت که خشم در کودکان معمولا ترکیبی از دو احساس عصبانیت و ناراحتی است.
ما والدین غالباً رفتارهای خشمگینانه فرزندان خردسال خود را برنمی تابیم و عادی در نظر نمیگیریم. ما آن را در قالب ترس و وحشت مطلق آنها از یک رویداد مشخص تعریف میکنیم.
یافتههای علمی نشان میدهند عصبانیت کودکان نه تنها عجیب نیست بلکه واکنشی طبیعی است. متخصصین دانشگاه بریتیش کلمبیا بر این باوراند که تغییرات خلق و خو در کودکان کم سن و سال به ویژه عصبانیتهای سریع و شدید، جزئی از چرخه رشد طبیعی آنها است. این روانشناسان توصیه میکنند که والدین باید در مرحله نخست وضعیت فرزند خود را درک کرده و سعی کنند ریشههای بروز خشم را شناسایی کنند. آنها در اقدامی دیگر که تاکنون سابقه پژوهشی نداشته است با تجزیه و تحلیل "اصوات اوقات تلخیهای بیش از هزار کودک دریافتند که خشم در کودکان ترکیبی از دو مدل صوت بوده است:
۱- عصبانیت شامل داد، فریاد و یا پرتاب وسایل مختلف
۲- ناراحتی شامل گریه کردن و کشیدن خود روی زمین.
باید بدانیم که ناراحتی همانند پس زمینهای همیشگی در خشم کودکانه وجود دارد و عمل میکند، اما عصبانیت معمولا به شکل " قله و به دنبال آن مرحله فرو نشست" بروز میکند.
"سکوت والدین"بهترین راه پایان بخشیدن به خشم کودکان
تاثیر گذارترین قسمت در خشم یک کودک همان قله عصبانیت است. هر چه این قله از نظر زمانی کمتر طول بکشد، خشم نیز سریعتر فروکش خواهد کرد. مطالعات نشان داده اند که هر گونه واکنش والدین به عصبانیت کودک، قله خشم را طولانیتر خواهد ساخت.
اما سکوت کردن در برابر عصبانیت و فوران آتشفشان خشم بچهها به معنی هیچ کاری نکردن نیست.
توصیههای ساده و کاربردی برای والدین
واقعیت این است که در بسیاری از مواقع نمیتوان به کودکی که گرفتار خشم مقطعی و شدید شده است واکنش نشان نداد، اما واکنش ما باید به حفظ آرامش خانواده کمک کند. توصیههای زیر که همگی بر اساس اطلاعات منتشر شده توسط موسسه ذهن کودک دسته بندی شده اند میتوانند واکنشهای مناسبی برای به کارگیری همزمان با "سکوت والدین" باشند:
بیخیال نشوید: به امید پایان بخشیدن به شرایط ناخوشایند ایجاد شده از افعال معکوس استفاده نکنید. "اینقدر به این کارت ادامه بده تا خسته بشی! "
با تشکر و قدردانی رفتار صحیح را برجسته کنید: پس از آن که فرزندتان آرام گرفت، از او قدر دانی کنید. حتی اگر کودک فعالیت تمجید برانگیز خاصی نیز انجام نداده است، همیشه میتوانید از او خاطر "بازگشت به آرامش" تشکر کنید.
مهارتهای حل مسئله را تمرین کنید: در زمانهایی که کودک در حالت آرامش روحی قرار دارد، مهارتهای مرتبط با حل مسئله را به او آموزش دهید. به عنوان نمونه از وی بخواهید عصبانبت و ناراحتی خود را از مسائل با شما در میان بگذارد و گفت و گویی راحت را در مورد آنها را تمرین کنید. همچنین بازیهای کنترل خشم را انجام دهید
بازههای زمانی خشم را زمان بندی کنید: اکثر اوقات خشم کودکان یک روال مشخص دارد. مثل زمان خواب، همان لحظهای که از او میخواهید به بازی خود پایان دهد و یا بازی ویدئویی اش را خاموش میکنید! این مسئله درست مانند ساعتهایی است که یک دانش آموز مدرسهای اقدام به انجام تکالیف درسی خود میکند، همانقدر منظم و دقیق. والدین با شناخت این زمان بندیها و استفاده از جملات هدایت کننده یک مرحلهای مانند "قبل از همه مسواک بزن"، "سپس دستگاه را خاموش کن" و "به تخت خوابت برو" قادر به محدود سازی بازههای خشم کودکانه خواهند بود.
از تکنیک گوشه نشانی و سیستم پاداش دهی استفاده کنید: برای ترغیب کودکان به پایان ابراز خشم و توسعه رفتارهای مثبت در سنین ۸ سال به پایین تکنیک گوشه نشانی اغلب اثر گذاری مطلوبی خواهد داشت. اگر کودک بزرگتر است، میتوانید به جای تکنیک گوشه نشانی از سیستم پاداش دهی غیر مالی مانند تغییر یک ساعته زمان خواب شبانه برای بازی کردن بیشتر استفاده کنید.
سه بازی برای کنترل خشم
ترکاندن بادکنک
بازیای به نام «بادکنکهای خشم» وجود دارد که هدف آن کنترل خشم کودکان است. در این بازی به بچهها آموزش میدهیم تا از طریق کنترل تنفس آرامش پیدا کنند.
بچه بادکنکی را باد میکند و بعد از پر شدن در آن را محکم نگه میدارد، سپس با جسم نوکتیزی آن را میترکاند.
برای این کار باید از بادکنکهای ضخیم استفاده کرد تا هنگام ترکیدن صدای بیشتری ایجاد کند.
وقتی بادکنک میترکد بچهها میترسند و خودشان را عقب میکشند. در از این مرحله از کودک میخواهیم دستش را روی شکمش بگذارد و چند نفس عمیق بکشد.
در این بازی به کودک آموزش میدهیم که وقتی خشمگین میشود به آرامی نفس بکشد، بر خشم خود فائق آید و تصمیم مناسبی بگیرد. این بازی ساده، اما معجزهآسا است.
پاره پاره کردن روزنامه
از بازی "پاره پاره کردن روزنامه" به عنوان راهی برای کنترل خشم کودکان دبستانی استفاده میشود.
در بازی "پاره پاره کردن روزنامه" چندین روزنامه باطله به بچه میدهید و از او میخواهد تا به شیوهای که میخواهد روزنامهها را تکه تکه کند، آنها را به هوا بریزد و با صدای بلند هورا و فریاد بکشد.
طی دو سه دقیقه بعد، بچهها دچار تغییرات هیجانی میشوند که تأثیر آن در کنترل خشم و پرخاشگری آنها موثر است.
بچه باید در انتهای بازی کاغذهای باطله را جمع کند.
لاکپشت ماورا
بازی «لاکپشت ماورا» برای بچههایی که زود خشمگین میشوند و تکانشی عمل میکنند موثر است.
اساس این روش «قصهدرمانی» است. به کودک میگوییم بچه لاکپشتی در گذشته زندگی میکرده که مانند تو بوده و زود عصبانی میشده است. روزی پدربزرگش او را صدا میزند و الگوهایی به او یاد میدهد. سپس به توضیح مراحل میپردازیم.
مرحله اول این است که وقتی کودک عصبانی میشود با همان حالت صحنه را ترک کند و بعد که خارج شد مقداری فکر کند که باید آرام شود و خود را کنترل کند.
در مرحله دوم چند نفس عمیق بکشد و در مرحله بعد به او آموزش میدهیم که دستش را روی شکمش بگذارد، ۳ ثانیه نفسش را حبس کند و سپس با سه شماره هوای درون ریه هایش را خارج کند.
در مرحله چهارم فکر کند که در آن صحنه چه کاری میتوانسته انجام دهد.
مرحله پنجم به بازگشت کودک است. این بازی نیز در کنترل خشم و پرخاشگری کودکان بسیار موثر است.
قبل از اینکه در مورد کنترل خشم در کودکان صحبت کنیم، اجازه دهید به این سوال بپردازیم که چطور یک کودک ممکن است به یک فرد خشمگین و پرخاشگر تبدیل شود. دلایل زیادی وجود دارد که باعث می شود کودک شما بیشتر از کودکان دیگر عصبانی شود، از جمله:

کنترل خشم در کودکان شامل کمک به آنها در درک عوامل محرک، یافتن استراتژی های آرامش، مهارت های کنار آمدن و ابراز احساسات به روش های سالم و مفید است. والدین همچنین با الگوبرداری از رفتارهای سازنده و تلاش در درک بهتر دلیل عصبانیت فرزندشان می توانند به او کمک کنند.
اولین گام در کنترل خشم در کودکان شناسایی علت آن است. اگر فرزند شما به علت مشخصی اشاره نمی کند، بهتر است ابتدا در شناخت ریشه خشم به او کمک کنید. با کودک همراه شوید و او را یاری کنید، تا با مشکلی که منجر به عصبانیت می شود، کنار بیاید. به این ترتیب شما به کودک خود می گویید چیزی که شما را نگران و ناراحت کرده است، خشم اوست نه خود او.
داشتن دانش در مورد عوامل احتمالی که موجب عصبانیت فرزند شما می شود، بسیار مهم است. شما به عنوان والدین یا معلم کودک می توانید از این اطلاعات برای کمک به کنترل خشم در کودک و مدیریت عوامل محرک استفاده کنید. در کودکان کوچک تر این مشکل را می توانید در قالب فعالیت های سرگرم کننده و خلاقانه بررسی و رفع کنید. به خشم کودک یک نام بدهید و سعی کنید آن را ترسیم کنید. به عنوان مثال خشم می تواند یک آتشفشان باشد که در نهایت منفجر می شود. نحوه واکنش شما به خشم کودک می تواند بر نحوه رفتار کودک شما در هنگام خشم و عصبانیت تأثیر بگذارد. سازگاری با چیزی که با آن سر و کار دارید، می تواند به هر دوی شما کمک کند؛ در واقع این سازگاری یک اصل مهم در کنترل خشم در کودکان است.
یکی دیگر از گام های موثر در کنترل خشم در کودکان، تشخیص نشانه های خشم است. توانایی تشخیص زود هنگام نشانه های خشم می تواند به کودک شما کمک کند تا تصمیمات مثبت تری در مورد نحوه کنترل آن بگیرد. درباره احساس کودک خود در هنگام عصبانیت با او صحبت کنید. به عنوان مثال کودک ممکن است متوجه شود که:
برای کنترل خشم در کودکان باید سعی کنید با همکاری یکدیگر دریابید که چه چیزی باعث خشم کودک شما می شود. در ادامه می توانید در مورد راهکارهای مفید برای کنترل خشم با او صحبت کنید. شما می توانید به کودک خود توصیه کنید:
کنترل خشم در کودکان دارای اختلال بیش فعالی دشوار تر بوده اما هنوز راهکارهایی برای کنترل آن وجود دارد از این رو برای کسب اطلاعات بیشتر مطلب بیش فعالی در کودکان را در بلاگ یاری وی بخوانید.

روند کنترل خشم در کودکان مقطعی و کوتاه مدت نیست، در نتیجه بهتر است سعی کنید با پرورش عادت هایی در درون کودک، او را به آرامش و انجام فعالیت های مثبت ترغیب کنید.
ورزش و بازی کودک می تواند راهی برای کاهش یا توقف احساس خشم در او باشد. همچنین می تواند راهی برای بهبود احساس استرس، اضطراب و یا افسردگی باشد. در واقع برای کنترل خشم در کودکان این فعالیت های ساده مفید است:
بازخورد مثبت مهم است. تلاش های کودک خود را هر چند اندک، ستایش کنید. با این کار اعتماد به نفس فرزندتان در توانایی کنترل خشمش افزایش می یابد. همچنین به او کمک می کند احساس کند که شما به او اهمیت می دهید و اتفاقات عصبی کننده چندان مهم نیستند.

خشم یک احساس سنگین است. بیان احساسات با پدر، مادر یا بزرگسالان مورد اعتماد پس از آرام شدن می تواند از احساس سنگینی خشم کم کند. همچنین به بچه ها این فرصت را می دهد تا در مورد اینکه خشم از کجا ناشی شده و در مورد آن چه باید انجام دهند نیز تأمل کنند.
سعی کنید بدون قضاوت به فرزند خود گوش دهید و به او اجازه دهید آنچه را حس کرده است بیان کند تا ببیند که توسط شما درک شده است. همچنین می توانید سوالات کوتاه و غیر مستقیمی بپرسید تا بفهمید آیا اتفاق دیگری در عصبانیت کودک موثر بوده است یا خیر؟
به عنوان پدر و مادر همواره می توانید روش های مختلفی را برای کنترل خشم کودک خود و مهار رفتارهای پرخاشگرانه او بیاموزید. برای کودکان مهم است که درک کنند احساس عصبانیت اشکالی ندارد، اما رفتار پرخاشگرانه یا بی احترامی نباید انجام شود. بعضی اوقات می توان رفتار پرخاشگرانه کودک را با یک فعالیت آرامش بخش اصلاح کرد.
اگر نگران هستید که عصبانیت فرزندتان برای او یا اطرافیان او مضر است، می توانید از یک متخصص یا مشاوره کنترل خشم کمک بگیرید,گفتگو با یک پزشک عمومی، مشاور مدرسه یا روانشناس می تواند در این مسیر به شما کمک کند. در صورت لزوم یک پزشک عمومی ممکن است کودک شما را به یک متخصص در مرکز بهداشت روان کودکان ارجاع دهد.





While playing together at the park, a little girl and her dragon suddenly find themselves transported to a fairy tale world. It’s fun and magical, but there’s also danger hiding in the shadows. The little girl must help her dragon navigate a tricky world where not everyone can be trusted.
This was our family’s favorite book about how to deal with strangers. It differentiates between safe strangers like police offers, and strangers children should be wary of, and the story is told in a way that is truthful but not scary. I recommend it for kids ages 3 and up.
There’s a Berenstain Bears book for just about everything. In this book, Sister Bear doesn’t understand the risks of talking to strangers. Her family helps her see that some basic rules for safety can go a long way to protecting her, while still allowing her to have fun.
This classic story goes over some basic rules for safety that are easy for kids to remember. I’ll admit that I am not a huge fan of this series overall, but I do like this book because it focuses on making good decisions no matter the situation. I recommend it for kids ages 4 and up.
Not Everyone is Nice by Frederick Alimonti
Kathy is waiting for her mother to pick her up when a man she doesn’t know drives up. He suggests that Kathy’s mother may be hurt or sick, and he offers to drive Kathy home. But when Kathy’s mother drives up, the man speeds away and Kathy is confused. After this encounter, Kathy’s parents have a talk with her about now not everything that looks nice is really nice, using examples from nature.
This book is a great choice for school-aged children, but might be scary for kids younger than 5. I suggest previewing it before reading with your kids so you can make sure it’s the best choice for your family.
As Little Red prepares to head out to her grandmother’s house, her mother reminds her to be careful, and to “yell, run, and tell” if she encounters someone dangerous. She ventures out into the woods, and encounters both a wolf who seems scary and a rabbit who seems friendly. Little Red learns that looks can be deceiving and the folks we interact with are not always what they seem.
This book is a good choice for ages 4 and up, but be sure to preview it before sharing with your young child.
Rani’s parents have just had a baby, which means Rani’s grandmother is taking care of her. Rani is reminded of many important things she needs to know to stay safe: her grandmother is her trusted adult, she should always let an adult answer the door, and many more smart rules. She is also reminded that people she “sort of” knows, like neighbors or mail carriers, are only trusted adults if they’re designated as such by her parents.
This cute and helpful book is a great choice for kids ages 5 and up.
GET IT ON AMAZON
This rhyming story shows large animals approaching kids to talk in various scenarios. In every situation, the kids are urged to never talk to strangers — even if it’s a leaping leopard or a grizzly bear.
Originally published in 1967, this book is a good choice for very young children, because the use of animals makes it a bit less scary. I recommend using this book to introduce the concept of “stranger danger” with kids ages 2 to 3, and then building upon that foundation with other books as children get older.
Lu is waiting to be picked up after school when it starts to rain. A neighbor offers to take her home, but she knows this is not the person her mother has told her she should go with. Some other adults that Lu knows also offer to take her home, but she knows that she needs to follow her mother’s instructions. Finally, the right person shows up to take Lu home! And who it is might surprise the reader.
This book addresses a very specific situation, but it’s well done. I recommend sharing it with kids ages 5 and up.


Kids see strangers every day in stores, in the park, and in their neighborhoods. Most of these strangers are nice, normal people, but a few may not be. Parents can protect their children from dangerous strangers by teaching them about strangers and suspicious behavior, and by taking a few precautions of their own.
Who is a stranger?
A stranger is anyone that your family doesn’t know well. It’s common for children to think that “bad strangers” look scary, like the villains in cartoons. This is not only not true, but it’s dangerous for children to think this way. Pretty strangers can be just as dangerous as the not-so-pretty ones. When you talk to your children about strangers, explain that no one can tell if strangers are nice or not nice just by looking at them and that they should be careful around all strangers.
But don't make it seem like all strangers are bad. If children need help--whether they’re lost, being threatened by a bully, or being followed by a stranger--the safest thing for them to do in many cases is to ask a stranger for help. You can make this easier for them by showing them which strangers are okay to trust.
Who are safe strangers?
Safe strangers are people children can ask for help when they need it. Police officers and firefighters are two examples of very recognizable safe strangers. Teachers, principals, and librarians are adults children can trust too, and they are easy to recognize when they’re at work. But make sure that you emphasize that whenever possible, children should go to a public place to ask for help.
You can help your children recognize safe strangers by pointing them out when you’re out in your town. Also show your children places they can go if they need help, such as local stores and restaurants and the homes of family friends in your neighborhood.
Recognizing and Handling Dangerous Situations
Perhaps the most important way parents can protect their children is to teach them to be wary of potentially dangerous situations – this will help them when dealing with strangers as well as with known adults who may not have good intentions. Help children recognize the warning signs of suspicious behavior, such as when an adult asks them to disobey their parents or do something without permission, asks them to keep a secret, asks children for help, or makes them feel uncomfortable in any way. Also tell your children that an adult should never ask a child for help, and if one does ask for their help, teach them to find a trusted adult right away to tell what happened.
You should also talk to your children about how they should handle dangerous situations. One ways is to teach them “No, Go, Yell, Tell.” If in a dangerous situations, kids should say no, run away, yell as loud as they can, and tell a trusted adult what happened right away. Make sure that your children know that it is okay to say no to an adult in a dangerous situation and to yell to keep themselves safe, even if they are indoors. It’s good to practice this in different situations so that your children will feel confident in knowing know what to do. Here are a few possible scenarios:
What Else Parents Can Do
In addition to teaching children how to recognize and handle dangerous situations and strangers, there are a few more things parents can do to help their children stay safe and avoid dangerous situations.


“Stranger danger,” the idea or warning that all strangers can potentially be dangerous, is a common slogan among parents and young children. However, teaching “stranger danger” can actually be more harmful for children in certain situations because they might avoid asking someone they don’t know for help if they are in trouble.
The generalization of “never talk to strangers” doesn’t fully educate children about how to keep themselves safe. According to the National Center for Missing & Exploited Children, the majority of abduction and sexual abuse cases are committed by someone the child knows.
کودکان باید یاد بگیرند که چگونه موقعیت های خطرناک را شناسایی کرده و به آنها واکنش نشان دهند.
«خطر عجیبتر»، این ایده یا هشدار که همه غریبهها میتوانند بالقوه خطرناک باشند، یک شعار رایج در میان والدین و کودکان خردسال است. با این حال، آموزش «خطر غریبه» در واقع میتواند برای کودکان در موقعیتهای خاص مضرتر باشد، زیرا ممکن است در صورت بروز مشکل از کمک خواستن از کسی که نمیشناسند اجتناب کنند.
تعمیم "هرگز با غریبه ها صحبت نکنید" به طور کامل به کودکان در مورد چگونگی ایمن نگه داشتن خود آموزش نمی دهد. بر اساس گزارش مرکز ملی کودکان گمشده و استثمار شده، اکثر موارد آدم ربایی و سوء استفاده جنسی توسط شخصی انجام می شود که کودک او را می شناسد.Children need to learn how to identify and respond to dangerous situations. Parents, caregivers, and teachers should tailor safety messages for specific situations and use role playing so children can be confident in steps to take. KidSmartz offers a list of safety scenarios to practice.
Some ways to help c
آموزش تعامل با غریبه به کودکان
کودکان باید یاد بگیرند که چگونه موقعیت های خطرناک را شناسایی کرده و به آنها واکنش نشان دهند. والدین، مراقبان و معلمان باید پیامهای ایمنی را برای موقعیتهای خاص تنظیم کنند و از ایفای نقش استفاده کنند تا کودکان بتوانند در گامهایی که باید بردارند، مطمئن باشند. KidSmartz لیستی از سناریوهای ایمنی را برای تمرین ارائه می دهد.
hildren include
Having these conversations with children will equip them with the awareness and confidence they need to handle potentially dangerous situations.
به آنها آموزش دهید که در جای خود بمانند و اگر گم شدند دور نشوند. ماندن در جایی که هستند شانس پیدا شدن کودکان را افزایش می دهد مگر اینکه آن مکان به دلیل آب و هوای سخت یا موقعیت های بالقوه تهدید کننده دیگری بسیار خطرناک شود. در این صورت کودکان باید به نزدیکترین نقطه امن بروند و منتظر امدادگران باشند. آنها همچنین می توانند با فریاد زدن، سوت زدن یا جلب توجه به روشی دیگر سر و صدا ایجاد کنند. این ممکن است به نجات کسی کمک کند.
کمک به آنها برای تشخیص علائم هشداردهنده رفتار مشکوک، مانند زمانی که یک بزرگسال از آنها میخواهد که از والدین خود نافرمانی کنند یا کاری را بدون اجازه انجام دهند، از آنها میخواهد رازی را حفظ کنند، از کودکان کمک میخواهند یا به هر طریقی باعث میشوند احساس ناراحتی کنند. گاهی اوقات کودکان احساس می کنند که باید با آنچه بزرگترها می پرسند موافقت کنند. اطمینان حاصل کنید که فرزندان شما می دانند که نه گفتن به بزرگسالان در موقعیت های خطرناک اشکالی ندارد.
آموزش دادن به آنها در مورد "غریبه های امن" یا افرادی که در صورت نیاز می توانند برای کمک به آنها مراجعه کنند، مانند یک افسر پلیس یونیفرم پوش، یک بزرگسال با بچه ها، یک معلم، یک کارمند فروشگاه و غیره.
دادن یک «کلمه رمز ایمن» به آنها. اگر یک بزرگسال می خواهد فرزند شما سوار ماشینش شود، باید کلمه ایمن را بداند.
دادن کنترل قابل قبول و مناسب بر بدنشان. کودکان را به خاطر امتناع از بوسیدن یا در آغوش گرفتن دیگران در صورتی که نمی خواهند سرزنش نکنید. این می تواند سیگنال های متفاوتی را ارسال کند و ممکن است به آنها این تصور را بدهد که مجبور شدن به یک موقعیت ناراحت کننده خوب است.
به آنها بیاموزید که اگر چیزی باعث ناراحتی آنها می شود، خوب است که برای خودشان بایستند و «نه» بگویید. توضیح دهید که آنها باید در اسرع وقت در مورد این نوع حوادث به شما اطلاع دهند.
داشتن این مکالمات با کودکان، آنها را با آگاهی و اعتماد به نفس لازم برای مقابله با موقعیت های بالقوه خطرناک مجهز می کن.






والدین عزیز اگر در کودکان خودتان علائم اضطراب می بینید نگران بشید و سرسری از این مسئله رد نشید
کار من اگهی شما در مورد کودکان دلبندتان هست
خواهشمندم اگه هر گونه اضطرابی در کودک دلبند خود مشاهده می کنید به پزشک و روانشناس کودکان مراجعه کنید علائم رو جدی بگیرید. یا کتاب های مربوطه رو با دقت مطالعه کنید .من سعی ام رو می کنم که مطالب زیادی در مورد کودکانتان بهتون یاد بدم و مشاوره کنم برای شما والدین عزیز.
خواهشندم کودکان عزیزتون رو تنها نگذارید.
سمیراعاشوری