از فرزندانتون فاصله نگیرید.
دوره و زمونه عجیبی شده .دوران کودکی ما با دوران کودکی فرزاندانمان کاملا در تضاد هستند.
تفریحات دوره کودکی ما خیلی ساده تر و مهربون تر بود.
یادم میاد وقتی توی مقطع دبستان درس می خوندم .یه روز ناظم اخمو مدرسه سرکلاس ریاضی اومد و خبر داد که فردا بچه ها رو می بریم اردو.
و هر کسی که میخواد بیاد یه مبلغ پول ناچیز و رضایت نامه والدین رو با خودش بیاره و ساعت حرکت 7صبح خواهد بود.
همهمه و هله هله ای عجیبی توی کلاس برپاشد بچه ها از خوشحالی سراز پا نمی شناختند و من دوستم عاطفه رو که اهل اصفهان بود و چشم های رنگی قشنگی داشت بغل کردم و خندیدیم باهم .
وقت برگشت به خانه خیلی خیلی خوشحال بود فاصله مدرسه تا خونه خیلی نبود و من خیلی زود رسیدم خونه و این خبر خوش رو به مامانم دادم.
عصر همون روز رفتم با مامانم تنقلات چپیس و پفک بسکویت ادامس و کلی هله هله خریدیم و برگشتیم خونه .
همه چیز رو گذاشتم تو کیفم و با لبخند و کلی خیالات قشنگ خوابیدم
فردا صبح برای نماز پاشدم مامانم برام شله تماته بوشهری پخته بود بوش تو کل خونه پچیده بود و منو خوشحال تر میکرد نمازمو خوندم و سریع لباس مدرسه ایمو که به رنگ ابی نفتی و مقعنه سفید روبان دارمو پوشیدم و اماده شدم.
کیفم خیلی سنگین بود .مامان اونروز منو همراهی کرد و برد مدرسه ...تو حیاط مدرسه پر بود از بچه های کوچولو همس خودم و کلاس های بالاتر فکر کنم کلاس دوم بودم شایدم سوم
دقیق یادم نمیاد .
اتوبوس سبز رنگی جلو مدرسه اومد و من عاطفه و دانش اموزان دیگه رو همراه معاون و معلم سوار کرد.
مسیر ما یه پارک جنگلی بود که واقع در چاهکوتاه بود عکسشم میزارم براتون یه اردوگاه قشنگ و سرسبز که جون میده بازی کنی با دوستات و هله هله بخوری از طبعیت قشنگ استفاده کنی و نفس تازه رو به ریه هات بفرستی .خلاصه اونروز خیلی خیلی عالی بود با وجود اینکه سال هاست از این موضوع میگذره ولی انگار برای من دیروز بود .متاسفانه خبری از هیچ کدوم از دوستام ندارم ولی تک تک شون رو خیلی دوست داشتم کاش میدیدمشون و امیدوارم اگه یه روز مطلب منو به طور اتفاقی خوندند برام پیغام بزارند.
همه این مطالب فقط یه نتیجه در بر داره اینکه چقدر خوشحالی ها کوچک تر و زیباتر بودند ما چیزی نداشتیم و تقریبا اگه نگاه میکردیم همگی در یک سطح بودیم ولی خیلی خیلی عالی بود .نه گوشی موبایلی نه صفحات مجازی نه تجملاتی ...زندگی تقریبا در حد وسط خودش اش دقیقا حد وسط نه بیشتر و نه کمتر....
خواهش میکنم والدین عزیز مواظب فرزاندان خود باشید اونها رو به هیچ وجه به خود رها نکنید همواره کنار اونا باشید شاید سخت باشه تنظیم کردن وقتتون ...
ولی شما بعنوان پدر و مادر نه تنها فقط امرار معاش خانواده.بلکه حس و حال رفت امدهای فرزندان و صفحات مجازی فرزندانتون رو تحت نظارت داشته باشید مواظبشون باشید به خواسته هاشون میل و رغبت نشون بدید . از ریخت و پاش و تجملات غیرضروری که فقط فقط اونا رو ناراضی ومیکنه بپرهیزید.
شما والدین عزیز حتی اگر یه گلدان گل دارید اگه بیش از اندازه به او اب بدهید حتما بهش اسیب میزنید و یا اگه بیش از اندازه جلوی نور خورشید باشه خشک میشه یا چیزهای براشون اتفاق میوفته که خودتون بهتر میدونید.
فرزاندان سرمایه شما در اینده هستند پس بدونید که چطور سرمایه گذاری می کنید....
